سپهر ستاری؛ در آستانه جام جهانی ۲۰۱۰، شرکت نایکی گروهی از بزرگترین ستارههای فوتبال جهان را برای کمپین تبلیغاتی «Write The Future» (آینده را بنویس) گرد هم آورد؛ چهرههایی چون وین رونی، دیدیه دروگبا، رونالدینیو، فابیو کاناوارو، فرانک ریبری و کریستیانو رونالدو.
ایده این تبلیغ بسیار جذاب بود؛ شش ستاره بزرگ فوتبال در صحنههایی ظاهر میشدند که این پیام را منتقل میکردند که سرنوشت حرفهای و حتی زندگی شخصیشان به عملکردشان در جام جهانی آفریقای جنوبی گره خورده است.
برای مثال، رونی در صحنهای دیده میشد که در دیدار برابر فرانسه یک پاس اشتباه میدهد، کنترل خود را از دست میدهد و شکست انگلیس را رقم میزند؛ شکستی که به شورش در خیابانها و سقوط بازار بورس منجر میشود. او در ادامه، به شکلی اغراقآمیز، در یک کاروان زندگی میکند، غذای بیکیفیت میخورد، بهعنوان کارگر نگهداری زمین فوتبال مشغول به کار است و با حسرت به بیلبورد بزرگی از ریبری خیره میشود.
اما در سناریویی دیگر، رونی با یک تکل موفق ریبری را متوقف میکند و به قهرمان ملی تبدیل میشود؛ «سِر وین رونی» که تصویرش حتی بر صخرههای سفید دوور حک شده است.
در مورد رونالدو نیز او را در حالی نشان میدادند که پشت یک ضربه آزاد ایستاده و آیندهای را تصور میکند که در صورت رساندن پرتغال به افتخار جهانی در انتظارش خواهد بود؛ بریدن روبان افتتاح ورزشگاه کریستیانو رونالدو»، حضور افتخاری در سریال The Simpsons، ساخت مجسمهای عظیم به افتخارش و فریاد هوادارانی که هنگام حضورش در مراسم افتتاحیه فیلم «رونالدو» نام او را صدا میزنند؛ فیلمی که در آن گائل گارسیا برنال نقش اصلی را بازی میکند.
اما درست زمانی که رونالدو به توپ ضربه میزد، تصویر قطع میشد و هرگز نمیفهمیدیم در ذهن کارگردان چه سرنوشتی برای آن ضربه رقم خورده بود. با توجه به اینکه صحنه مربوط به یک ضربه آزاد در جام جهانی بود، احتمالاً توپ یا به بیرون میرفت، یا به دیوار دفاعی برخورد میکرد و یا بهراحتی در آغوش دروازهبان حریف جای میگرفت.
کریستیانو رونالدو و جام جهانی؛ در طول شش دوره و طی ۲۰ سال، این رابطه هرگز یک داستان خوشایند نبوده است.
لحظات درخشان؟ گل پیروزیبخش در ضربات پنالتی مرحله یکچهارم نهایی مقابل انگلیس در سال ۲۰۰۶، هتتریک برابر اسپانیا در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۸ (از جمله یک ضربه آزاد تماشایی)، دو گل مقابل ازبکستان در هیوستون دو هفته پیش و سرانجام نخستین گل او در مراحل حذفی جام جهانی؛ پنالتی برابر کرواسی در پنجشنبه گذشته.
اما ناامیدیها بسیار بیشتر بودند؛ ناامیدیهایی که در نهایت با شکست پرتغال مقابل اسپانیا در وقتهای تلفشده دیدار روز دوشنبه در آرلینگتون تگزاس به اوج رسید. رونالدو روز یکشنبه به خبرنگاران گفته بود که این آخرین جام جهانی او خواهد بود؛ هرچند امیدوار بود آخرین بازیاش نباشد. اما در نهایت همینگونه شد.
پس از سوت پایان، او تصویری اندوهگین داشت؛ دستها روی کمر، قدم زدن در زمین و سپس خیره شدن به نقطهای نامعلوم. هنگام تشویق تماشاگران نیز بهسختی اشکهایش را کنترل میکرد. چهره مردی را داشت که با وجود قرارداد هنگفتش در عربستان سعودی، احساس میکرد دوران حضورش در بزرگترین صحنههای فوتبال جهان در ۴۱ سالگی به پایان رسیده است.
تنها هشت بازیکن در تاریخ بیش از ۱۱ گل جام جهانی رونالدو به ثمر رساندهاند. اما با توجه به نبوغ، تداوم و جایگاه او بهعنوان بهترین گلزن تاریخ فوتبال در سطح باشگاهی و ملی، این آمار بازدهی ناامیدکنندهای به نظر میرسد. برای یک ابرقهرمان ورزشی، جام جهانی بیشتر شبیه «کریپتونایت» بوده است؛ همان نقطه ضعف مرگبار سوپرمن.
با این حال، داستان به این سادگی نیست. شش جام جهانی برای رونالدو شش نوع متفاوت از ناکامی و سرخوردگی را به همراه داشته است. در کنار تلخیها، لحظات شیرین نیز وجود داشتهاند. در این میان مسئلهای کاملاً مرتبط با فوتبال پرتغال نیز مطرح است: زمانبندی.
فوتبال پرتغال دو «نسل طلایی» شناختهشده داشته است؛ یکی متشکل از بازیکنان متولد اوایل دهه ۱۹۷۰ مانند ژائو پینتو، لوییز فیگو، روی کاستا و پائولو سوسا و دیگری شامل بازیکنان متولد اوایل تا میانه دهه ۱۹۹۰ همچون برونو فرناندز، برناردو سیلوا و روبن دیاس.
رونالدو که در سال ۱۹۸۵ متولد شده، دقیقاً میان این دو نسل قرار گرفت. زمانی که پرتغال سرانجام تیمی قدرتمند برای حضور بهعنوان مدعی قهرمانی در جام جهانی در اختیار داشت، او وارد دوران افت فوتبالش شده بود.
در مقاطعی، همانند آنچه سالها برای لیونل مسی در تیم ملی آرژانتین رخ داد، فشار «به دوش کشیدن» تیم ملی بهوضوح روی شانههای رونالدو سنگینی میکرد. همیشه مسئله کیفیت حریف نیست؛ گاهی فشار انتظارات، بهویژه این تصور که فقط یک فوقستاره میتواند کشورش را به افتخار برساند، خفهکنندهتر از هر حریفی است؛ همان تصوری که تبلیغ نایکی نیز بر آن تاکید داشت.
شاید بهترین جام جهانی رونالدو نخستین حضورش در این رقابتها بود.
در ۲۱ سالگی هنوز در منچستریونایتد بازیکنی جوان و تا حدی بیثبات محسوب میشد و در تیم ملی پرتغال نیز زیر سایه فیگو قرار داشت. با این حال جام جهانی ۲۰۰۶ نقطه عطفی در مسیر حرفهای او شد.
پس از گلزنی از روی نقطه پنالتی برابر ایران در مرحله گروهی، در دیدار مرحله یکهشتم نهایی مقابل هلند ـ مسابقهای که بعدها به «نبرد نورنبرگ» مشهور شد ـ به دلیل خطای شدید خالد بولاهروز مصدوم شد و در حالی که اشک میریخت زمین را ترک کرد. با این حال لوییز فیلیپه اسکولاری، سرمربی پرتغال، شجاعت او را ستود. در یکچهارم نهایی مقابل انگلیس، رونالدو خطرناکترین بازیکن پرتغال بود و پس از وقتهای اضافه، پنالتی سرنوشتساز تیمش را به گل تبدیل کرد.
با این حال رفتارهای او در آن مسابقه خشم بازیکنان، هواداران و رسانههای انگلیسی را برانگیخت. برخی معتقد بودند او در برخوردها اغراق میکند و مهمتر از آن، با اصرار از داور خواست همتیمیاش در منچستریونایتد، وین رونی، به دلیل خطا روی ریکاردو کاروالیو اخراج شود. پس از نشان دادن کارت قرمز نیز با چشمکی معروف به کنار زمین، جنجال بیشتری آفرید.
در نیمهنهایی برابر فرانسه، رونالدو از سوی تماشاگران حاضر در مونیخ هو شد. او نامزد جایزه بهترین بازیکن جوان مسابقات بود، اما پس از انتخاب لوکاس پودولسکی از سوی فیفا، هولگر اوزیک، رئیس گروه مطالعات فنی فیفا، تأکید کرد: «بازیکنان باید الگو باشند و رعایت بازی جوانمردانه نیز در انتخابها اهمیت دارد. ما رفتار شایسته را مدنظر قرار میدهیم.»
این آغاز رابطه پیچیده رونالدو با جام جهانی بود؛ او همچنین در ۲۱ سالگی برای اولین و آخرین بار طعم حضور در نیمهنهایی این رقابتها را چشید.
جام جهانی ۲۰۱۰ که با تبلیغ «آینده را بنویس» همراه شده بود، برای رونالدو ناامیدی بزرگی به همراه داشت. او به دلیل عملکرد پرتغال که با شکست مقابل اسپانیا در نخستین مرحله حذفی پایان یافت، بهشدت مورد انتقاد رسانههای پرتغالی قرار گرفت.
تنها گل او در آن مسابقات، گل هفتم پیروزی ۷ بر صفر برابر کره شمالی بود. جالب اینکه این نخستین گل ملی او در مسابقات رسمی طی دو سال محسوب میشد و در آن زمان تنها ۲۳ گل در ۷۴ بازی ملی داشت؛ آماری که هیچکس تصور نمیکرد بعدها به رکورد تاریخی گلزنی ملی جهان تبدیل شود.
جام جهانی ۲۰۱۴ نیز تفاوت چندانی نداشت. رونالدو پس از فتح لیگ قهرمانان اروپا با رئال مادرید، با مشکل تاندونیت زانوی چپ راهی برزیل شد. پرتغال ۴ بر صفر مقابل آلمان شکست خورد، برابر آمریکا مساوی کرد و با وجود گل دیرهنگام رونالدو مقابل غنا، در همان مرحله گروهی حذف شد. او ۲۹ ساله بود و از نظر تئوری در اوج دوران حرفهای خود قرار داشت اما فرصتی دیگر برای «نوشتن آینده» از دست رفت.
این ویژگی جام جهانی است؛ رقابتی که تنها هر چهار سال یکبار برگزار میشود. البته همین موضوع درباره بازیهای المپیک نیز صدق میکند، اما جام جهانی بیش از آنکه هدف نهایی یک برنامه تمرینی چهارساله باشد، به پایان یک چرخه فرسایشی چهار ساله شباهت دارد.
ستارههای فوتبال اغلب در حالی راهی جام جهانی میشوند که از فشار مسابقات باشگاهی و ملی خسته و فرسودهاند. برای مثال، وین رونی در سه دوره جام جهانی حضور داشت. او برای دو دوره نخست با عجله و بدون آمادگی کامل از مصدومیت بازگشت؛ تلاشی که چندان موفقیتآمیز نبود. در سومین حضورش نیز، در جام جهانی ۲۰۱۴، در تیمی نهچندان قدرتمند از انگلیس به میدان رفت و از نظر آمادگی و کیفیت فنی فاصله محسوسی با بهترین روزهای خود داشت؛ تیمی که در نهایت در همان مرحله گروهی از مسابقات حذف شد.
رونالدو در آن مقطع آماده به نظر میرسید تا از فرصت پیشآمده نهایت استفاده را ببرد؛ به تعبیر همان تبلیغ معروف نایکی، «آینده را بنویسد».
او در نخستین دیدار پرتغال برابر اسپانیا، نمایشی خیرهکننده ارائه داد و با ثبت هتتریک، که با یک ضربه آزاد تماشایی تکمیل شد، نقش اصلی تساوی مهیج ۳ بر ۳ دو تیم در شهر سوچی را ایفا کرد.
پنج روز بعد نیز تنها گل دیدار برابر مراکش را به ثمر رساند و پیروزی تیمش را رقم زد. در آن مقطع، با توجه به شروع بسیار ضعیف آرژانتین در مسابقات، روایت غالب در رسانهها و افکار عمومی این بود که رونالدو از قدرت ذهنی و شخصیت لازم برای درخشش زیر فشار سنگین رهبری تیم ملی کشورش برخوردار است؛ در حالی که رقیب بزرگ او، لیونل مسی، که شخصیتی درونگراتر دارد، زیر بار این فشارها دچار افت و فرسایش شده است.
اما جام جهانی رونالدو و پرتغال خیلی زود و به شکلی ناگهانی با شکست برابر اروگوئه در مرحله یکهشتم نهایی به پایان رسید. او در آن مسابقه شش بار به سمت دروازه حریف شوت زد، اما هرچه بازی بیشتر از کنترل پرتغال خارج میشد، تلاشهایش نیز رنگ و بوی استیصال بیشتری به خود میگرفت. همانند اتفاقی که در تابستان ۲۰۱۸ برای لیونل مسی رخ داد، این پرسش مطرح شد که آیا آخرین فرصت رونالدو برای رسیدن به افتخار قهرمانی جهان از دست رفته است؟
رونالدو در سال ۲۰۲۲ بار دیگر به جام جهانی بازگشت، اما در شرایطی متفاوت. او پس از پایان ناخوشایند دومین دوره حضورش در منچستریونایتد راهی قطر شده بود. در دیدار نخست برابر غنا از روی نقطه پنالتی گلزنی کرد، اما در مسابقه مقابل اروگوئه از ثبت یک گل دیگر محروم شد؛ چرا که فیفا اعلام کرد برخلاف ادعای او، روی ارسال برونو فرناندز پیش از ورود توپ به دروازه، هیچ تماسی با توپ نداشته است.
رونالدو در سومین بازی مرحله گروهی مقابل کره جنوبی نیز تأثیر چندانی بر روند مسابقه نگذاشت. او پس از تعویض شدن با عصبانیت واکنش نشان داد؛ رفتاری که نارضایتی فرناندو سانتوس، سرمربی پرتغال، را به همراه داشت. همزمان انتقادها نسبت به زبان بدن و همچنین سطح فنی او افزایش یافته بود و در نتیجه، سانتوس تصمیم گرفت در دیدار مرحله یکهشتم نهایی برابر سوئیس، رونالدو را روی نیمکت بنشاند.
جانشین او، گونسالو راموس، با ثبت هتتریک در پیروزی ۶ بر یک پرتغال، پاسخ درخشانی به این اعتماد داد. در آن مقطع گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه رونالدو تهدید کرده است اردوی تیم ملی را ترک خواهد کرد؛ ادعاهایی که از سوی تمام طرفهای درگیر تکذیب شد. سانتوس بعدها گفت که او و رونالدو گفتوگویی «صریح و بیپرده» با یکدیگر داشتهاند.
پرتغال در مرحله یکچهارم نهایی برابر مراکش شکست خورد و حذف شد. رونالدو که در نیمه دوم به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شده بود، نتوانست تاثیر خاصی بر جریان بازی بگذارد و در پایان، اشکریزان زمین مسابقه را ترک کرد.
حتی کسانی که بیشترین تحسین را نسبت به تداوم حضور او در بالاترین سطح فوتبال داشتند نیز احتمالا در آن لحظه تصور میکردند پرونده جام جهانی برای رونالدو برای همیشه بسته شده است. چند هفته بعد، قهرمانی آرژانتین با رهبری لیونل مسی نیز به نظر میرسید بر حسرتهای او بیفزاید؛ درست در زمانی که خود را برای ادامه سالهای پایانی دوران حرفهایاش در عربستان سعودی آماده میکرد. در آن مقطع، به نظر میرسید دوران حضور کریستیانو رونالدو در بالاترین سطح فوتبال جهان به پایان رسیده است.
سادهترین نتیجهگیری اکنون که کریستیانو رونالدو صحنه جام جهانی را ترک کرده، این است که این تورنمنت برای او «یک جام بیش از حد» بود؛ حضوری که دیگر نباید اتفاق میافتاد.
اما چنین برداشتی چندان درست به نظر نمیرسد. این توصیف در جام جهانی ۲۰۲۲ بیشتر از این دوره صدق میکرد. رقابتهایی که رونالدو در آن پنج بازی انجام داد، ۱۱ شوت زد، تنها یک گل از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند، هیچ پاس گلی نداد و پس از پایان مرحله گروهی نیز جایگاهش را در ترکیب اصلی از دست داد. این تعبیر حتی در مسابقات یورو ۲۰۲۴ نیز بیشتر به واقعیت نزدیک بود؛ جایی که او در پنج بازی ۲۳ شوت زد، موفق به گلزنی نشد و تنها یک پاس گل ثبت کرد.
اگر قرار باشد گفته شود که رونالدو یک تورنمنت بیش از حد در سطح اول فوتبال بازی کرده است، شاید در واقع این عدد نه یک، بلکه سه تورنمنت باشد.
تماشای او در یورو دو سال پیش، زمانی که در مراحل حذفی مقابل اسلوونی و فرانسه هر دو بازی را ۱۲۰ دقیقه کامل در زمین سپری کرد، در حالی که آثار خستگی بهوضوح در عملکردش دیده میشد، تجربهای دردناک بود. در برخی لحظات، این احساس به وجود میآمد که ایکاش روبرتو مارتینز، سرمربی پرتغال، او را از این وضعیت دشوار خارج کند و زودتر تعویضش کند.
اما تماشای رونالدو در این جام جهانی ـ به استثنای دیدار نخست که پرتغال با دشواری فراوان به تساوی ۱-۱ مقابل جمهوری دموکراتیک کنگو رسید ـ به هیچ وجه چنین حس و حالی نداشت.
از نظر بدنی، او نسبت به سال ۲۰۲۲ آمادهتر و سرحالتر به نظر میرسید. در جام جهانی قطر، چهرهای عبوس و منزوی داشت؛ فاصلهاش با همتیمیها محسوس بود و نارضایتی خود را از تعویض شدن یا نیمکتنشینی توسط فرناندو سانتوس پنهان نمیکرد. اما در تابستان امسال، زبان بدن او چه در نقش کاپیتان و چه بهعنوان یک همتیمی، بسیار مثبتتر به نظر میرسید.
البته همچنان همان ویژگی همیشگی را داشت؛ همان انرژی فردی که دوست دارد در مرکز توجه باشد و نقش اصلی داستان را ایفا کند. با این حال، وقتی گونشالو راموس گل پیروزیبخش پرتغال مقابل کرواسی را به ثمر رساند، رونالدو با شور و هیجان فراوان در شادی تیمی مشارکت کرد و کاملا در جریان مسابقه و اتفاقات اطرافش حضور داشت.
آن شب، هواداران پرتغال ـ و اگر بخواهیم صادق باشیم، هواداران رونالدو ـ در بیرون هتل محل اقامت تیم در مرکز شهر تورنتو تجمع کرده بودند. ویدئوهایی از داخل اردوی تیم منتشر شد که لحظه تصمیم رونالدو برای رفتن به بالکن و سلام کردن به هواداران را نشان میداد؛ لحظهای که چشمانش از اشتیاق برق میزد.
در آن فضا، او دقیقا در جایگاهی قرار داشت که همیشه در آن احساس راحتی میکند. حضورش و حتی کوچکترین حرکاتش با شور و هیجان فراوان از سوی هوادارانی که پایین هتل جمع شده بودند، مورد استقبال قرار میگرفت و او نیز همان چیزی را به آنها میداد که برایش آمده بودند؛ حضوری که همچنان برای بسیاری الهامبخش و تماشایی بود.
رونالدو روز یکشنبه در نشست خبری پیش از دیدار پرتغال حاضر شد و نمایشی ارائه داد که این احساس را تقویت میکرد که او در این جام جهانی به نوعی آرامش و رضایت درونی رسیده است.
دو هفته پیشتر، زمانی که خبرنگاران درباره آخرین درخششهای لیونل مسی از او سؤال کرده بودند، واکنشی نسبتا حساس و دلخورانه نشان داده بود. اما این بار، در آستانه دیدار با اسپانیا، تقریباً به تمام پرسشها با لبخند پاسخ داد؛ حتی از خبرنگاری دعوت کرد سؤالش را مطرح کند؛ خبرنگاری که به گفته خود رونالدو، «از من خوشش نمیآید»؛ جملهای که او در طول نشست چند بار تکرار کرد.
رونالدو در پاسخ به پرسشی درباره عملکردش در این جام جهانی گفت: «با وجود برخی دیدگاههای متفاوتی که ممکن است داشته باشید، فکر نمیکنم عملکرد بدی داشته باشم، درست است؟ سه گل زدهام. البته بازیکنان دیگری هستند که بیشتر گل زدهاند، چون فوقالعاده بازی کردهاند، اما من هم عملکرد بدی نداشتهام.»
او در پاسخ به سؤال دیگری نیز توضیح داد که تمام تمرکزش بر این بوده است که «تا جایی که ممکن است از این تجربه لذت ببرد؛ با توجه به اینکه این آخرین جام جهانیاش است و و از تکتک روزها و لحظهها استفاده کند».
رونالدو دستکم در فاصله میان آن بازی دشوار ابتدایی مقابل جمهوری دموکراتیک کنگو و پایان تلخ و دردناک برابر اسپانیا، به نظر میرسید که واقعا همین کار را انجام داده است.
در یکی از معدود مصاحبههای مفصل و حضوری که کریستیانو رونالدو در نوامبر سال گذشته با پیرس مورگان انجام داد، از او پرسیده شد که آیا همچنان رؤیای قهرمانی در جام جهانی را در سر دارد یا نه.
رونالدو در پاسخ گفت: «اگر از من بپرسید: “کریستیانو، آیا قهرمانی در جام جهانی رؤیای توست؟” پاسخ منفی است؛ این رؤیای من نیست.»
وقتی از او خواسته شد توضیح بیشتری بدهد، گفت:«بله. قهرمانی در جام جهانی هیچ تغییری در جایگاه من در تاریخ فوتبال ایجاد نمیکند. بعضیها میگویند: “اگر کریستیانو جام جهانی را ببرد، بزرگترین بازیکن تاریخ خواهد شد.” من با این نظر موافق نیستم.»
او تأکید کرد که بدون تردید دوست دارد این جام را فتح کند و برای آن خواهد جنگید، اما موفقیت یا ناکامی در جام جهانی نمیتواند تعیینکننده کل دوران حرفهای او باشد.
رونالدو گفت: «تعیینکننده چه چیزی؟ اینکه مشخص کند آیا من یکی از بهترین بازیکنان تاریخ هستم یا نه؟ آیا واقعاً منصفانه است که همه چیز به نتیجه یک تورنمنت، شش یا هفت مسابقه، گره بخورد؟ به نظر شما این عادلانه است؟ من فکر نمیکنم عادلانه باشد.»
این اظهارات با واکنشهای زیادی روبهرو شد و بسیاری آن را به تمسخر گرفتند. برخی با کنایه میگفتند: «پس حالا دیگر جام جهانی معیار بزرگی نیست؟»
البته اگر رونالدو همان کاری را انجام داده بود که لیونل مسی انجام داد و جام جهانی را فتح کرده بود، بدون شک این موفقیت به یکی از مهمترین بخشهای روایت دوران حرفهای او تبدیل میشد.
با این حال نکته اصلی اینجاست که جام جهانی هرگز عامل تعریفکننده دوران حرفهای رونالدو نبوده است. همانطور که اگر آرژانتین ضربات پنالتی فینال جام جهانی ۲۰۲۲ را به فرانسه واگذار میکرد، نباید آن شکست معیار قضاوت درباره کل دوران حرفهای مسی قرار میگرفت.
مسی، چه پیش از قهرمانی در جام جهانی و چه پس از آن، از نگاه بسیاری بزرگترین فوتبالیست تاریخ محسوب میشد. رونالدو نیز از نظر آماری بزرگترین گلزن تاریخ فوتبال است. این واقعیت پیش از پنجمین جام جهانی آنها در سال ۲۰۲۲ وجود داشت و پس از ششمین حضورشان در این رقابتها نیز تغییری نکرده است.
دوران حرفهای کریستیانو رونالدو با رکوردهایی تعریف میشود که در طول سالها بر جای گذاشته است. او بیش از هر بازیکن دیگری در تاریخ فوتبال، هم در سطح باشگاهی و هم در عرصه ملی گلزنی کرده است؛ ۸۳۰ گل در رقابتهای باشگاهی و ۱۴۶ گل برای تیم ملی. رونالدو همچنین با ۴۵۰ گل در تنها ۴۳۸ مسابقه، بهترین گلزن تاریخ باشگاه رئال مادرید به شمار میرود.
علاوه بر این، او با ۱۴۰ گل در ۱۸۳ بازی، عنوان برترین گلزن تاریخ جام باشگاههای اروپا و لیگ قهرمانان اروپا را نیز در اختیار دارد. رونالدو همچنین با ۲۳۳ بازی ملی، رکورد بیشترین تعداد بازی برای یک بازیکن مرد در فوتبال ملی را به نام خود ثبت کرده است.
با در نظر گرفتن چنین دستاوردها و رکوردهایی، صادقانه باید گفت که این ادعا که میراث و دوران حرفهای او به دلیل ناکامی در فتح جام جهانی تعریف خواهد شد، ادعایی غیرمنطقی و دور از واقعیت است.
حتی اگر رونالدو «فقط» بهترین گلزن تاریخ فوتبال بود باز هم در زمره بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال قرار میگرفت. اما واقعیت این است که میراث او بسیار فراتر از اینهاست و به سختی میتوان نمونهای همتراز با آن یافت.
رونالدو روز یکشنبه، در پاسخ به پرسشی درباره زمان بازنشستگیاش، گفت: «آن روز فرا خواهد رسید. اما صادقانه بگویم، هر اتفاقی که (در بازی مقابل اسپانیا) رخ بدهد، با وجدانی آسوده فوتبال را ترک خواهم کرد؛ نه صددرصد، بلکه هزار درصد آسوده، چون هر آنچه در توان داشتم برای فوتبال گذاشتم. من به فوتبال نیاز ندارم؛ زندگی خوبی دارم. اما موضوع، عشق و اشتیاق است. فوتبال بازی میکنم چون آن را دوست دارم. هر اتفاقی که فردا رخ دهد، نمیتوانم خودم را تحت فشار قرار دهم و بگویم که ما حتماً باید قهرمان شویم.»
همین نگرش ــ اعتمادبهنفسی که در سالهای پایانی دوران حرفهایاش از این باور گرفته که میراث او، فارغ از هر نتیجهای، تثبیت شده و خدشهناپذیر است ــ در هفتههای اخیر به او نیرو بخشیده است. این ذهنیت باعث شد ششمین و آخرین جام جهانی او، در مقایسه با برخی از دورههای قبلی، تجربهای لذتبخشتر به نظر برسد.
حسرت؟ ناامیدی؟ بدون تردید. اما این بار، بهویژه در این سن و سال، او حق دارد احساس کند هر آنچه در توان داشته در زمین گذاشته است. تنها پرسش بیپاسخ این است که چرا روبرتو مارتینس، پس از آنکه شهامت نیمکتنشین کردن رونالدو در دیدار مقابل کرواسی را داشت، در بازی برابر اسپانیا تا آخرین لحظات به گونچالو راموس ــ قهرمان پیروزی هفته گذشته ــ فرصت حضور در زمین را نداد.
و در نهایت، آن تبلیغ معروف نایکی اشتباه میکرد. آینده باشکوهی که قرار بود تنها در صورت درخشش رونالدو در جام جهانی رقم بخورد، تقریبا بهطور کامل محقق شد؛ حتی اگر برخی جزئیات خیالپردازانهای که کارگردان آن تبلیغ در ذهن داشت هرگز به واقعیت تبدیل نشد.
داستان کریستیانو رونالدو و میراث او بهعنوان یکی از بزرگترین بازیکنان تاریخ فوتبال، طی دو دهه گذشته نوشته شده است. او نه میتواند و نه باید باقی عمرش را در حسرت تنها افتخاری که هرگز به دست نیاورد سپری کند.
منبع: اتلتیک
۲۵۸ ۲۵۸
گردآوری شده از:خبرآنلاین
