چین چقدر توانست خود را از تنگه هرمز بی نیاز کند؟/ نفت برزیل جایگزین نفت خاورمیانه شد

مقاله در ساعت 2026-07-01 07:20:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
چین چقدر توانست خود را از تنگه هرمز بی نیاز کند؟/ نفت برزیل جایگزین نفت خاورمیانه شد میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست

به گزارش بازتاب آنلاین و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:بر اساس آمارهای منتشر شده، واردات نفت خام چین از کشورهای خاورمیانه در ماه مه ۲۰۲۶نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵۶درصد کاهش یافت و به حدود ۱.۹۱میلیون بشکه در روز رسید. این کاهش صرفاً یک نوسان مقطعی در بازار نبود، بلکه بازتاب مستقیم محدودیت‌های عرضه و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی در منطقه تنگه هرمز بود.
پیامد این وضعیت به‌سرعت در سبد تامین انرژی چین نمایان شد. صادرات نفت کویت به چین تقریباً متوقف شد، عرضه عراق حدود ۹۵درصد کاهش یافت، صادرات امارات ۸۷درصد افت کرد و حجم نفت وارداتی از عمان نیز ۴۵درصد پایین آمد. کشورهایی که طی دهه‌های گذشته ستون اصلی تامین خوراک پالایشگاه‌های چین بودند، ناگهان بخشی از سهم خود را از دست دادند.
اما نکته مهم‌تر، واکنش سریع پکن به این وضعیت بود.چین در مدتی کوتاه موفق شد بخش مهمی از کمبود نفت خاورمیانه را از طریق منابع جایگزین جبران کند. برزیل به یکی از اصلی‌ترین برندگان این تحول تبدیل شد و صادرات نفت این کشور به چین بیش از ۱۱درصد افزایش یافت. علاوه بر برزیل، روسیه، کشورهای آفریقای غربی، تولیدکنندگان آمریکای لاتین و حتی بازیگران کوچک‌تری مانند سودان جنوبی نیز توانستند بخشی از خلا ایجاد شده را پر کنند.
با این حال، این جابه‌جایی نشان داد که در صنعت نفت همه بشکه‌ها ارزش و کارکرد یکسانی ندارند. بسیاری از پالایشگاه‌های چین طی سال‌ها برای فرآورش نفت خام خاورمیانه طراحی و بهینه‌سازی شده‌اند. از همین رو، جایگزینی نفت‌های خلیج فارس با نفت خام برزیل یا آفریقا، مشکلات فنی و اقتصادی جدیدی ایجاد کرده است.
برخی منابع پالایشی چین گزارش داده‌اند که استفاده گسترده‌تر از نفت برزیل به دلیل میزان بالاتر نیتروژن، فرسایش و خوردگی تجهیزات را افزایش داده است. این موضوع یادآور یک اصل مهم در صنعت پالایش است؛ کیفیت نفت خام، طراحی پالایشگاه و اقتصاد تولید فرآورده‌ها سه مؤلفه‌ای هستند که به سادگی قابل جایگزینی نیستند.
در نتیجه، اگرچه چین توانست از منظر امنیت عرضه، بحران را مدیریت کند، اما همچنان نفت خاورمیانه را به عنوان مطلوب‌ترین گزینه بلندمدت خود حفظ کرده است. به همین دلیل بسیاری از پالایشگاه‌های چینی در انتظار عادی‌سازی کامل شرایط در تنگه هرمز هستند تا بخشی از واردات سنتی خود را بازیابی کنند.
با این وجود، مهم‌ترین پیام این تحولات را باید در تغییر سهم خاورمیانه از بازار چین جست‌وجو کرد. سهم کشورهای منطقه از واردات نفت چین در فاصله ژانویه تا مه ۲۰۲۶از ۵۵.۵درصد به ۴۶.۷درصد کاهش یافته است؛ رقمی که تنها یک آمار تجاری نیست، بلکه نشانه‌ای از بازتوزیع قدرت در بازار جهانی انرژی است.
هر بشکه نفتی که از مسیر خلیج فارس حذف شد، به معنای ایجاد فرصت برای تولیدکنندگان دیگر، افزایش تقاضا برای ناوگان حمل‌ونقل دریایی، تغییر مسیرهای تجاری، شکل‌گیری فرصت‌های جدید آربیتراژ (سود ناشی از اختلاف قیمت در بازارهای مختلف) و در نهایت جابه‌جایی بخشی از نفوذ ژئوپلیتیکی در بازار انرژی بود.
برای ایران اما این تحولات حامل چند پیام راهبردی است.نخست آنکه اهمیت تنگه هرمز همچنان پابرجاست و برخلاف برخی تحلیل‌ها، جهان هنوز نتوانسته جایگزینی واقعی برای این گذرگاه حیاتی پیدا کند، اما در عین حال تجربه اخیر نشان داد که مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی، به‌ویژه چین، در حال توسعه سازوکارهایی برای کاهش وابستگی مطلق خود به یک مسیر یا یک منطقه جغرافیایی هستند.دوم آنکه ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز دیگر صرفاً در امکان اختلال یا کنترل جریان انرژی خلاصه نمی‌شود.  در جهان امروز، بازیگری موفق‌تر خواهد بود که بتواند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای ایجاد همکاری، اطمینان‌بخشی و شکل‌دهی به ترتیبات جدید امنیت انرژی استفاده کند. سوم آنکه بازار نفت وارد مرحله‌ای شده که امنیت عرضه، امنیت حمل‌ونقل، پوشش بیمه‌ای، بیمه اتکایی (بیمه‌ای که شرکت‌های بیمه برای توزیع ریسک از آن استفاده می‌کنند) و ثبات سیاسی، همگی به اندازه ظرفیت تولید اهمیت یافته‌اند. تجربه ماه‌های اخیر نشان داد حتی زمانی که نفت در بازار وجود دارد، نبود اطمینان نسبت به حمل‌ونقل و پوشش‌های بیمه‌ای می‌تواند عملاً بخشی از عرضه را از دسترس خارج کند.
در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین توصیه برای تصمیم‌سازان کشورمان این باشد که تنگه هرمز را نه صرفاً به‌عنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی، بلکه به‌عنوان یک دارایی راهبردی دیپلماسی انرژی تعریف کنند. ایران می‌تواند با ایفای نقش فعال‌تر در ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای امنیت دریانوردی، تسهیل تجارت انرژی و ارائه تصویری با ثبات و قابل اتکا از مسیرهای صادراتی منطقه، جایگاه خود را در معادلات انرژی آسیا تقویت کند.
واقعیت این است که چین در بحران اخیر نشان داد می‌تواند مسیرهای تأمین خود را متنوع کند؛ اما در عین حال ثابت کرد که جایگزینی کامل نفت خاورمیانه و مزیت‌های لجستیکی خلیج فارس همچنان دشوار و پرهزینه است. از این منظر، آینده رقابت انرژی نه بر سر حذف تنگه هرمز، بلکه بر سر مدیریت هوشمندانه مزیت‌های ژئوپلیتیکی آن خواهد بود. برای ایران نیز فرصت اصلی دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ تبدیل موقعیت جغرافیایی منحصر به‌فرد کشور از یک ابزار بازدارندگی صرف، به یک سرمایه پایدار برای افزایش نفوذ اقتصادی، سیاسی و انرژی در نظم در حال تغییر بازار جهانی نفت.

17302

گردآوری شده از:خبرآنلاین

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

آخرین اخبار

همکاران ما