مقاله در ساعت 2026-05-23 13:00:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
چرا باید در مصرف بنزین صرفهجویی کرد؟/ شکاف میان تولید و مصرف بنزین عمیق شد میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در گذرگاهی که تولید و مصرف بنزین با شتاب از یکدیگر فاصله میگیرند، اقتصاد ایران با این پرسش بنیادین روبهرو است که «چگونه میتوان موتور پرمصرف کشور را با باک نیمهخالی از تولید داخلی به حرکت درآورد، بیآنکه چرخ توسعه قفل شود یا سفره معیشت مردم کوچکتر؟»
مهر نوشت: مصرف روزانه بنزین کشور در ماههای اخیر به طور میانگین میان ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر نوسان داشته و در روزهای اوج، مرز ۱۴۰ میلیون لیتر را نیز درنوردیده است. در سوی دیگر میدان، پالایشگاههای داخلی حتی در خوشبینانهترین سناریو توان تولیدی بین ۱۱۴ تا ۱۲۴ میلیون لیتر در روز دارند.
این معادله به زبان ساده یعنی کشور حتی در شرایط عادی نیز با نوعی ناترازی مزمن دستوپنجه نرم میکرده و این کمبود از مسیر برداشت از ذخایر استراتژیک یا واردات احتمالی جبران میشده است. اکنون اما با کاهش بخشی از ظرفیت پالایشی، این زخم کهنه سر باز کرده و خطر تبدیل آن به یک بحران، هر روز ملموستر میشود.
وقتی فاصله تولید و مصرف عمیق میشود، نخستین گزینه روی میز، واردات است. اما هر بشکه بنزین وارداتی، یعنی خروج ارزی که میتوانست صرف توسعه میدانهای گازی، نوسازی صنایع فرسوده یا تکمیل طرحهای زیرساختی شود. این یعنی واردات بنزین نه یک راهحل، که مُسکنی است که درمان اصلی را به تعویق میاندازد و همزمان فرصتهای سرمایهگذاری در بخشهای مولد اقتصاد را میسوزاند.
در برابر این وضعیت، سیاستگذاران بر سر یک دوراهی تاریخی ایستادهاند. یک مسیر، دست بردن در قیمت و استفاده از شوک درمانی برای سرکوب تقاضاست. اما حافظه تاریخی اقتصاد ایران پر است از تجربههای تلخی که در آنها افزایش ناگهانی قیمت سوخت، به موجی از گرانی کالاها، التهاب تورمی و تنشهای اجتماعی انجامیده است. در شرایطی که سفره خانوارها زیر فشار است، جراحی با تیغ قیمت میتواند بیمار را پیش از درمان، از پا درآورد.
مسیر دوم اما بر ابزارهای غیرقیمتی تکیه دارد؛ همان راهی که اکنون سیاستگذاران برگزیدهاند. ثابت نگهداشتن سهمیه یارانهای ۶۰ لیتری با نرخ ۱۵۰۰ تومان، پیامی روشن دارد؛ نیاز ضروری خانوارها همچنان مورد حمایت است. اما در مقابل، کاهش سهمیه بنزین نرخ دوم که پیشتر تا ۱۰۰ لیتر در دسترس بود، ترمزی است بر مصرفهای غیرضروری و سفرهای تفریحی که سهم چشمگیری در رشد تقاضا داشتهاند. این سیاست، بدون آنکه شوکی به بازار وارد کند، جامعه را به اولویتبندی مصرف فرا میخواند.
به نظر می رسد عصر مدیریت سوخت با چراغ خاموش به سر آمده است. هوشمندسازی نظام توزیع و مصرف، با تکیه بر سامانههای دادهمحور، امکان رصد دقیق الگوهای مصرف، شناسایی گلوگاههای هدررفت و توزیع هدفمند سوخت را فراهم میکند. تصور کنید سیستمی که بتواند پیش از وقوع بحران، نقاط اوج مصرف را پیشبینی کند یا مصرفکنندگان پرمصرف را از کممصرف تفکیک نماید. چنین سامانهای نهتنها ابزاری برای کنترل، که بستری برای شفافیت و عدالت در توزیع یارانه پنهان انرژی است و کشور ما اگر میخواهد تصمیمهایش مبتنی بر واقعیت باشد، چارهای جز سرمایهگذاری در این زیرساختهای نرمافزاری ندارد.
آنچه بدیهی است، این است که هیچ سیاستی بدون همراهی مردم به سرانجام نمیرسد. کاهش سفرهای غیرضروری، گرایش به حملونقل عمومی، سرویسدهی اشتراکی خودروها و حتی تنظیم فنی موتور خودرو، اقداماتی کوچک در مقیاس فردی اما عظیم در مقیاس ملی هستند. اگر هر خودرو روزانه تنها یک لیتر کمتر بسوزاند، در افق ملی، میلیونها لیتر صرفهجویی رقم میخورد؛ صرفهجوییای که معادلش حفظ ذخایر ارزی و آزادسازی منابع برای توسعه است.
در این میان، نباید از ظرفیت خفته CNG غافل شد. ایران با در اختیار داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز جهان و شبکه گسترده جایگاههای سوخت گازی، میتواند بخش قابل توجهی از بار تقاضا را از دوش بنزین بردارد. توسعه ناوگان دوگانهسوز و ارائه مشوقهای هدفمند برای استفاده از گاز طبیعی، پلی است برای عبور از تنگنای کنونی.
همچنین نوسازی ناوگان فرسوده حملونقل، چه عمومی و چه شخصی، یک ضرورت انکارناپذیر است. خودروهایی که با فناوری دهههای گذشته و راندمان پایین، بنزین را میبلعند و هوای شهرها را مسموم میکنند، باید از چرخه خارج شوند. طرحهای اسقاط و جایگزینی، همزمان سه هدف را نشانه میروند: کاهش مصرف سوخت، بهبود کیفیت هوا و رونق تولید داخل.
نهایت اینکه، مدیریت مصرف بنزین، برخلاف تصور رایج، داستان محدودیت و ممنوعیت نیست. روایت اصلی، روایت حفظ ثروتی است که به یک نسل تعلق ندارد. هر لیتر بنزینی که امروز بیمهابا سوزانده میشود، در حقیقت بخشی از میراث فرداهاست که دود میشود و به هوا میرود. آنچه امروز ضرورت دارد، نه یک تصمیم مقطعی، که یک عزم ملی برای تغییر الگوی مصرف است؛ عزمی که در آن دولت با سیاستگذاری هوشمندانه، فناوری با ابزارهای شفافساز و مردم با رفتار مسئولانه، سه ضلع یک مثلث نجاتبخش را تشکیل میدهند. بنزینی که امروز صرفهجویی میشود، نه فقط یک عدد در ترازنامه انرژی، که سند تضمینی است برای آنکه چرخ توسعه فردا نیز بچرخد.
۲۲۳۲۲۵
گردآوری شده از:خبرآنلاین