مقاله در ساعت 2026-05-05 12:30:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
چرا آینده پژوهیها، به کاری نیامد؟ میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
وقتی جنگ می شود و بمب بجای باران از آسمان فرو می ریزد، دیگه جای اندیشه ورزی نیست بحث فقط بحث بقا و تابآوری است.
راست میگفت!
قبلا دکتر مسعود، این رئیس جمهور افتاده در غبار که باورش نمیشد چگونه به پاستور رسیده است، هم گفته بود که توسعه نه….آب و برق و گاز آری!…همه تعطیل!
البته اگر هم کسی چیزی نمی گفت، باز هم همه چیز روشن و آشکار بود. این تعبیرِ را شخصا چند بار گفته و نوشته ام که دولت های ما، دولت ناب هستند: نان و آب و برق!
و این تعبیر البته ذم نیست که مدح هم هست. می دانیم که تامین نان وآب و برق و گاز و بنزین هم چیز کمی نیست بویژه اگر جنگ هم رخ نشان داده باشد…اما اکنون سخن بر سر چیز دیگری است و مرادِ من، فراتر از این چیزهای مهم است…چیزهای بلند تر و مهم تر از امروز!
”عمر گرانمایه در این صرف شد تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا”
اکنون و در ماههای اخیر، البته اطمینانم بیشتر شده که واقعا ناب هستیم و در بندِ نابها !
و با همینِ فهم، این ایام دیگر به حق الیقین رسیده ام که آینده را بیخیال! حال را بچسب!
وگویی این همواره هم در این سرزمین، بوده است. گواهش خیام آن بزرگ عصر سلجوقیان که حدود ۸۹۵ سال قبل از ما می زیست و در آن دوره نیز به این نتیجه رسیده بود که باید بی خیال آینده شد!
گواه دیگر، حکیم نظامی گنجوی که حدود ۸۲۷ سال پیش، حکایت کرده است ”همان به که امشب تماشا کنیم… چو فردا شود، فکر فردا کنیم”!
اما اکنون مایلم نه برای مردم و رعایا که همیشه تاریخِ ایران، هشت شان در گروه نه شان بوده و هست، که برای حکمرانان ایران ۱۴۰۵ بنویسیم که چرا آینده پژوهیها، به کاری نیامد؟ چرا چنان شد که نباید میشد؟
حکمرانان بدون دیدنِ آینده، منقرض خواهند شد و کشورشان هم به عقب باز خواهد گشت!
اگر همین لحظه در وب جستجو کنیم، کلی نهاد و موسسه می یابیم که با آینده و آینده نگری و آینده پژوهی، زیست میکنند و چراغ های ساختمانهایشان، گاه شبها هم تا دیر وقت روشن است. کلی نهاد دولتی و نیمه دولتی-حکومتی که به این کارهای استراتژیک مشغولند و گاه هم متن و کتاب و مجله ای هم منتشر میکنند. اتفاقا گرید مجلات شان هم الف است!
اصلا جای دوری نرویم. یکی از آینده پژوهان، سازمان برنامه و بودجه است. سازمانی که زمانی دانشگاهی آگاه به اندیشه و اجراء بوده اما در یکی دو دهه اخیر بویژه، به دانشگاهی از رمق افتاده و دستگاهی دورمانده از کنش عمیق، بدل شده است. سازمانی که زمانی از پیشگامان آینده بوده و این روزها هم گاه شاید کورسوهایی آز آن دیده شود.
یک نمونه جالب از کارهای این دستگاه دانشگاه سان، گزارش دورنمای ۱۳۵۱-۱۳۷۰ است که نشانی از چراغ فروزان نگاه به آینده است. پیشنهاد میکنم سرِ فرصت، اندیشمندان حتما گزیده هایی از آن را بخوانند. خیلی هم در بندِ زمان انتشارو طاغوتی بودن نویسندگانش نباشید!
با این یادکرد، با قامتی ایستاده و آمیخته به احترام در برابر کوشندگان دیروز و امروز، با ملاحظه این همه اسناد و مبتنی بر همین شواهد و اقدامات مشابه دیگر که نیک بدان آگاهیم، مایلم مشقی را تمرین کنیم…بنظرم جا دارد مشقی از پاسخ این پرسش بنویسیم که چرا این شده است؟
خوب است گاه نگاهی به راه طی شده بیندازیم و بپرسیم چه کرده ایم و چه دستاوردی داشتهایم؟
اینکه آینده پژوهی های متعهدانه این سازمان در دهه ۱۳۵۰، به چه فرجامی رسید محل بحث اکنون نیست. بحث اکنون بر این نکته تمرکز دارد که چرا آینده پژوهیهای بعدی و مجاهدت های کنشگران پژوهنده و صاحب نظران بعدی، بعدها به جایی نرسید؟
آیا آینده پژوهان شکست خورده اند؟!
آیا کنش های دلواپسان آینده، هیچگاه محلی از اِعراب داشته است؟
بگذارید اعتراف کنم!
در تمام این سالها، در حیرتی حزنآلود پیرامون این پرسش بوده ام و این روزها بیش تر در ذهن خود در طواف و هروله ام که چرا آینده نگاری و آینده پژوهیهای اندیشه ورزان و پژوهندگان این سرزمین، تقریبا هیچگاه در آن حد که انتظار میرفت، به کاری در حکمرانی نیامد و درها غالبا بر یک پاشنه چرخیده است؟!
چرا ما نتوانستیم با آینده، خوب مواجه شویم؟
چرا گیر کردهایم؟
چرا نخواستیم و نتوانستیم به آینده سلام کنیم؟
چرا فرزندان ما، دیگر آیندهای برای خودشان، نمیبینند؟
آیا تقصیر از ابلیس است!
مرحوم بازرگان در تعبیری آمیخته به حکمت و طنز، میگفتند که ابلیس هیچگاه نگذاشت ما بندگی کنیم!
عریان کنم ذهنم را و جمله نهایی را تقدیم کنم به فرازمندان اهل تصمیم و تدبیر: از ابلیس دور شوید…او همیشه خواهد بود…آینده کشورتان را بسازید!
حتی اگر نخواهیم مدرن بیندیشیم، اینرا آموخته ایم که نسبت به رعایا، مسئول هستیم. !کلکمْ راعٍ وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ.
پژوهشگر در حوزه برنامه ریزی توسعه
۲۲۳۲۲۳
گردآوری شده از:خبرآنلاین