به گزارش ورزش سه، ماجرا از صحبتهای حیدر بهاروند شروع شد و بعد به نامهایی مثل محمدرحمان سالاری، عضو کمتر شناختهشده هیئت رئیسه فدراسیون رسید. در ادامه هم بحث یادداشت و موضعگیری درباره این سفر مطرح شد، اما واقعیت پشت پرده چیز دیگری است. تقریبا هیچکدام از این مدیران اساسا در موقعیتی نبودند که بخواهند درباره رفتن یا نرفتن تصمیمگیری کنند.
طبق اطلاعات موجود، تنها فردی که موفق شده بود نامه سفارت دریافت کند، فرزین دبیری بود که حتی همان نامه هم بعدتر پس گرفته و عملا کنسل شد. به عبارت سادهتر، بسیاری از مدیرانی که امروز درباره «نرفتن به آمریکا» صحبت میکنند، از ابتدا هم مجوز و شرایط این سفر را نداشتند و حالا تصمیمی را اعلام میکنند که عملا پیشتر برایشان گرفته شده بود.
این در حالی است که از همان ابتدا بعضی چهرههای مهم هیئت رئیسه مثل حجت کریمی و محمدمهدی اسفندیارپور نظر متفاوتی داشتند. آنها در جلسات داخلی تاکید کرده بودند که اساسا ضرورتی ندارد اعضای هیئت رئیسه برای چنین سفری راهی آمریکا شوند و تیم ملی نیازی به کاروان پرتعداد مدیریتی ندارد. نگاهی که اتفاقا منطقیتر و قابل دفاعتر به نظر میرسد، چرا که تجربه دورههای گذشته نشان داده حضور انبوه مدیران در تورنمنتهای بینالمللی، بیشتر از آنکه آوردهای برای فوتبال داشته باشد، صرفا هزینه و حاشیه تولید میکند.
با این حال، حالا فضای عجیبی شکل گرفته است، فضایی که در آن برخی مدیران سعی میکنند از نرفتن به آمریکا، یک کنش قابل تقدیر بسازند. در حالی که افکار عمومی احتمالا سوال سادهتری دارد: مگر قرار بوده چه اتفاق ویژهای رخ بدهد که حالا انصراف از آن، مستحق تشویق باشد؟
اگر قرار بر صرفهجویی، کاهش هزینهها و تمرکز بیشتر روی امور اجرایی فوتبال باشد، این تصمیم باید به یک رویکرد دائمی تبدیل شود، نه اینکه هر بار در آستانه یک تورنمنت، به شکل یک حرکت نمایشی مطرح شود. فوتبال ایران سالهاست از سفرهای بیحاصل مدیریتی ضربه خورده و احتمالا این بار، کمشدن تعداد کتوشلواریها کنار تیم ملی، بیشتر از همیشه به سود خود فوتبال خواهد بود.
۲۵۸ ۲۵۸
گردآوری شده از:خبرآنلاین