رضا هامون در یادداشتی درباره سریال سوران نوشت: این اثر از حیث ژانریک، یک درام تاریخی و قهرمانانه است که سرگذشت یک جوان آزاده کُرد را در التهابات دهه ۵۰ منطقه کردستان به تصویر میکشد که هیچگاه تسلیم نمیشود. با توجه سرگذشتگرا بودن قصه، میتوان «سوران» را یک قصه حماسی دانست که میانجی یک قهرمان شخصی، شکوه یک منطقه و قوم را بازنمایی میکند.
مخاطب سریال با سه گروه، تفکران و شخصیتهایش که دچار چالش هستند، روبرو میشود. طرفداران انقلاب اسلامی، اعضای کومله یا همان سازمان کردستان حزب کمونیست ایران و ماموران ساواک که نماینده نظام شاهنشاهی و در واقع نماینده قدرت حاکم بودند. آنچه این سریال را از نمونههای مشابهاش متمایز میسازد این است که «سوران» مقوله انقلاب را از منظر احزاب سیاسی روایت میکند.
بازی خوب مهدی نصرتی در نقش «سوران» را هم نباید در برجسته شدن این شخصیت و جذابیت آن بیتاثیر دانست. بخشی از جذابیت «سوران» به دلیل شخصیت دو سویه اوست، به این معنا که او در محل زندگی و میان اطرافیانش یک انسان آرام و درونگراست که هیچ نشانی از انسان انقلابی را نمیتوان در او تشخیص داد اما در واقع او یک کنشگر و فعال انقلابی است که نوار صوت ضبطشدهای از امام را گوش میکند؛ اما بهدلیل اینکه این نوارها در دهه پنجاه ممنوعه بوده است، از طرف ساواک دستگیر میشود.
کمتر با سریال درباره دوران انقلاب مواجه بودیم که خارج از تهران روایت شود اما در «سوران» قصه در جغرافیای کردستان میگذرد و قاببندیهای بصری متفاوتی ایجاد میکند که در کنار گویش کُردی بسیاری از شخصیتها، سریال را به یک روایت بومی از انقلاب تبدیل میکند. این اثر ستایش از شکوه وطن در جغرافیای کردستان است.