مقاله در ساعت 2026-10-04 06:05:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
روزنامه اصولگرا: بستن تنگه هرمز برای مدت طولانی به نفع ایران نیست/صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، خارج از تنگه هرمز، اهمیت تنگه را کاهش می دهد میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش بازتاب آنلاین و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه قدس نوشت: با وجود این، جهان در تلاش برای سازگار شدن با این محدودیت است و حرکت روزانه تعدادی از شناورها به قصد عبور از تنگه که بعضاً با پاسخ سخت نیروهای مسلح ایران مواجه میشوند، نشان میدهد روزنههایی برای عبور و احتمال عبور موفق وجود دارد که شناورهای تجاری را به پذیرش این ریسک تشویق میکند.
درباره میزان موفقیت عبور از تنگه، داده رسمی و متقنی وجود ندارد؛ چراکه عبور از تنگه در سکوت رادیویی انجام میشود. اما دادههای غیررسمی غربی مبتنی بر تصاویر ماهوارههای و برخی دادههای رهگیری کشتیرانی میزان نفت صادراتی منطقه خلیج فارس را در حال نزدیک شدن به میزان پیش از جنگ نشان میدهند. البته آمارهای رسمی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس هم مؤید این دادهها هستند.
در مقابل قیمت ۱۰۰دلاری نفت ممکن است نشانه موفقیت انسداد تنگه باشد. قیمتی که گرچه در جایگاه بالاتری نسبت به نفت ۷۰دلاری پیشاجنگ معامله میشود، اما با سقف قیمتی اوایل جنگ هم فاصله زیادی دارد. ضمن اینکه با آسیب دیدن زیرساختهای نفتی روسیه و عربستان در جنگ اوکراین و یمن و اختلال در پایانههای نفتی دریای سرخ و سیاه و چشمانداز تسلط انصارالله بر بابالمندب، چنین قیمتی همچنان پایینتر از سطح انتظار بازار انرژی است.
بنابراین درباره تنگه هرمز نمیتوان با قاطعیت گفت که کاملاً باز یا کاملاً بسته است؛ بلکه وضعیت موجود احتمالاً چیزی است بین این دو حالت. اما ادعای بسته بودن تنگه را میتوان به معنای توقف بخش بزرگی از ترافیک تنگه یا محدود کردن آن تلقی کرد که نهایتاً عبور انرژی را دچار اختلال و پرهزینه کرده است. ادعایی که شواهد بسیاری دربارهاش وجود دارد و در این سطح جای مناقشه جدیای نیست.
خط لولههای عربستان، امارات و عراق و بهویژه انتقال کشتی به کشتی از جنوب تنگه هرمز از راههای دور زدن تنگه هستند که تاکنون پاسخ مؤثر و بازدارندهای از سوی کشورمان دریافت نکردهاند. شاید انتقال چند میلیون بشکه نفت از جنوب تنگه فعلاً چندان اهمیتی نداشته باشد و چهبسا به دور زدن محاصره آمریکا و فروش نفت ایران هم کمک کند، ولی این موضوع نباید موجب عادیسازی دور زدن محدودیت ایران باشد.محدودیتی که هدفش صرفاً انسداد تنگه نبوده بلکه با هدف اعمال حاکمیت برای محقق شدن منافع ملی و فشار بر انرژی جهان انجام شده تا بتواند نقش بازدارنده برای امنیت ملی ایفا کرده و دشمن را از تعدی، محاصره و تحریم، پشیمان کند.
نهادینه شدن این روشها در بلندمدت چهبسا خطرناکتر از بازگشایی تنگه هرمز باشد؛ چراکه ایجاد این مسیرهای جایگزین پایدار، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه را برای سالها کاهش خواهد داد. در عین حال بستن تنگه نیز تنها یک ابزار کوتاهمدت بوده و انسداد طولانی بدون توجه به تبعات آن ممکن است به ضد خود تبدیل شود؛ یعنی با جایگرین کردن ناوگان سایه، اعتبار حاکمیت بر تنگه را خدشهدار کند و در بلندمدت با توسعه راههای جایگزین، ارزش این آبراه را کاهش دهد.
به نظر میرسد استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نمیتواند به صورت صفر و یکی عمل کند و باید در برابر رفتارهای متغیر دشمن، واکنش هوشمندانه و متناسب داشته باشد تا به عبور مدیریتشده و اعمال حاکمیت راهبردی و بلندمدت بر تنگه منجر شود. حفظ این اهرم راهبردی و پاسداری از اثر بلندمدت آن در گرو مدیریت هوشمندی است که بتواند از هر طریق ممکن، مثل جلوگیری از شکلگیری مسیرهای جایگزین و ایجاد امکان عبور محدود و مشروط، وابستگی منطقه و جهان به هرمز را تداوم بخشد.تحریمهای هوشمند آمریکا میتواند الگوی خوبی در این زمینه باشد؛ تحریمهایی که ضمن قاطعیت و اعمال فشار، انعطاف لازم را نیز در برابر اقتضائات مختلف دارند. این سیستم هوشمند هم راههای فرار را شناسایی میکند و هم معافیتها و مجوزهای موقت و مهلتهای زمانی و کانالهای مشخصی را برای اجرایی شدن واقعی و گام به گام تحریمها و جلوگیری از فروپاشی نظام آن پیشبینی کرده است.
17302
گردآوری شده از:خبرآنلاین