مقاله در ساعت 2026-08-31 15:00:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
بازخوانی نیایش تارکوفسکی؛ از مفهوم زمان تا شاعرانگی میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از خانهی هنرمندان ایران، فیلم مستند «آندره تارکوفسکی: یک نیایش سینمایی» ساخته آندره آ تارکوفسکی (محصول ۲۰۱۹) در قالب صد و سی و ششمین برنامه «مستنداتِ یکشنبه» عصر یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵ در سالن استاد ناصری خانهی هنرمندان ایران روی پرده رفت و نشست نقد و بررسی این مستند با حضور علیرضا اخلاقی منتقد برگزار شد.
در نشست نقد و بررسی مستند «آندره آ تارکوفسکی: یک نیایش سینمایی»، علیرضا اخلاقی، منتقد سینما، با واکاوی نسبت میان زیستجهان تارکوفسکی و ابزار سینما، نگاهی انتقادی به ساختار روایی این مستند داشت.
اخلاقی در ابتدای سخنان خود، بر محوریت مفهوم «زمان» در آثار این فیلمساز تأکید کرد و گفت: زمان برای تارکوفسکی عنصری بنیادین است. همین فیلم به ما میگوید که سینما، چیزی جز «توقف زمان» نیست. در تمام آثار او، از کتاب «زمان در زمان» و یادداشتهای روزانهاش گرفته تا مستند «سفر در زمان»، مفهوم زمان حضوری همیشگی دارد.
این منتقد سینما در ادامه، با اشاره به ماهیت شاعرانه اما کلاممحور این مستند، تصریح کرد که اثر مذکور با معیارهای یک مستند دوربینمحور فاصله دارد و گفت: شکل ایدهآل مستندی درباره تارکوفسکی این است که یک دوربینِ پویا و جستوجوگر داشته باشد و بتواند مفاهیم را از دل سوژه بیرون بکشد. این فیلم البته اثر خوبی است، اما به اعتقاد من، بیش از آنکه فیلمبرداری شده باشد، روی میز تدوین ساخته شده است. در مستندهای استاندارد، درصد مشخصی برای استفاده از آرشیو و تصاویر استنادی وجود دارد، اما اینجا کلام و گفتگوها بر تصویر سوار شدهاند.
اخلاقی با طرح این پرسش که چرا مفاهیم زیبا در این مستند برای مخاطب ماندگار نمیشوند، افزود: این به جهت پرگویی فیلم است. ما جملات زیبایی میشنویم که اگر آنها را یادداشت نکنیم، در ذهنمان نمیماند. فیلم بسیار حرف میزند؛ اگرچه عنوان خود راوی برای آن تا حدی قابل توجیه است، اما مشکل اصلی در جای دیگری است.
این منتقد و فیلمنامهنویس تاکید کرد که مخاطب در هر اثری -منجمله مستند- عنصری است که در تکامل مفاهیم و برداشتها پیرامون یک اثر، نقش دارد.
او در بخشی دیگر از این نشست، در تبیین دشواری نمایش مفاهیم در سینما، خاطرنشان کرد: فیلمساز در حال صحبت از مفاهیمی است که تصویر کردنشان در سینما بسیار دشوار است. مثلاً فرض کنید میخواهید خلاء را نشان دهید. سینما با تصویر سر و کار دارد؛ شما نمیتوانید یک مفهوم انتزاعی مثل خلاء را بدون واسطهی جسمانی به تصویر بکشید. تصویر گرفتن از چیزی که وجود ندارد، بسیار سخت است.
با وجود این نقدها، اخلاقی با نگاهی همدلانه به تلاش فیلمساز، تاکید کرد: از این جهت میتوان رضایت داشت؛ چرا که برای فیلمسازی که ۳۳ سال بعد از مرگ پدرش میآید تا این قطعات را کنار هم بچیند، این ساختار تدوینمحور ناگزیر بوده است تا با وفاداری، تصویری از میراث پدرش بسازد.
این منتقد، برای درک عمیقتر سینمای تارکوفسکی، پیشنهاد متفاوتی برای مخاطبان داشت و گفت: اگر قرار است درباره خود تارکوفسکی اطلاعات بیشتری کسب کنیم، باید حدود ده فیلم مستندی که درباره او ساخته شده را ببینیم؛ بهویژه مستند «زمان در حصار زمان» که دوربینی پویا دارد که از روسیه تا سوئد را پیموده و آنچه به عنوان شاهد آورده، فقط در حد استناد است تا بگوید ببینید، من حرف نامربوط نمیزنم.
اخلاقی در تحلیل خود، به یک مقایسه بنیادین دست زد و به موضوع تقابل سبک مستندسازی خود تارکوفسکی با مستندی که فرزندش درباره او ساخته است پرداخت. او با اشاره به همکاری تارکوفسکی با «تونینو گوئرا» برای ساخت مستند «سفر در زمان» (درباره شکلگیری فیلم «نوستالژیا») گفت: من تصور میکنم اگر خود تارکوفسکی قرار بود فیلمی درباره زندگیاش بسازد، به شکلی دیگر عمل میکرد. او در «سفر در زمان»، با همکاری گوئرا، طرح و فیلمنامه را آماده کردند، دوربینِ فعال را برداشتند و در مسیر ساخت «نوستالژیا» همزمان به بازیگری و گفتگو درباره ایدهها پرداختند. آن فیلم، یک مستند کامل فرآیندمحور بود. تارکوفسکی قطعاً در یک مستند خودنگارانه، از بازنشر صرف فیلمهای قبلیاش پرهیز میکرد و در پی ثبت تصاویر جدید از دریچه دوربین پویا بود.
این فیلمنامهنویس و کارگردان، با وجود نقد به ساختارِ تدوینمحور مستند فرزند تارکوفسکی، گفت: این جوان که پس از پدرش به تدوین این اثر پرداخته، سعی کرده وفادارانه عمل کند. شاید اگر او با روشهایی نظیر بازسازی تصویری استفاده از بازیگر برای بازنمایی دوران کودکی تا اوج تارکوفسکی یا مصاحبه با دوستان و نزدیکان پیش میرفت، زیرساخت مستند کاملتری ایجاد میشد؛ اما در همین فرمت فعلی نیز، فیلمی است که حس و حال خوبی به مخاطب منتقل میکند.
سامان بیات مجری برنامه به جنبه احساسی و شاعرانه فیلم اشاره کرد و گفت: تنها اشکالِ عمده فیلم، نریشنهای طولانی است که مخاطب را خسته میکند. با این حال، آن لحظاتی که فیلم از کلام میایستد و به سکوت و تصاویرِ خود تارکوفسکی پناه میبرد، همانجاست که روح شعر جاری میشود. شاید بخشی از این نریشنها، اشعارِ آرسنی تارکوفسکی (پدرِ آندره) باشد؛ چرا که این ذوق هنری در این خاندان موروثی است.
اخلاقی نیز در ادامه جایگاه تارکوفسکی را اینگونه ترسیم کرد و گفت: تارکوفسکی دومین فیلمساز بزرگ اتحاد جماهیر شوروی است که توانست در سینمای جهان جایگاه ویژهای برای خود تثبیت کند. او چنان با زمان در جنگ بود که عمرِ کوتاهش اجازه نداد تمام ایدههایش را به تصویر بکشد. ما از این فیلم، هرآنچه لازم بود را گرفتیم؛ اما برای درک عمیقتر، باید به سراغِ دیگر مستندها برویم. چرا که به قول سعدی پُر است قصه، که سرّ دلبران گفته آید.
اخلاقی با بیان اینکه تمرکزِ بیش از حد بر نریشن در این اثر، آن را از ماهیت سینمایی دور کرده است، گفت: اگر یک مخاطب روسزبان این مستند را بهصورت رادیویی گوش کند، تمام مفاهیم را دریافت میکند و چیزی را از دست نمیدهد؛ این یعنی مستند، اتکای بیش از حد به کلام دارد.
او افزود: ما الان نشستهایم و با زیرنویس فیلم را میبینیم، اما توجه مخاطب به جای آنکه به تصویر و نحوهی حرکت مفاهیم باشد، به سمت خواندن زیرنویس معطوف است. این نشان میدهد که نسبت میان دیالوگ، نریشن و تصویر در این مستند رعایت نشده است.
سامان بیات در ادامه با اشاره به آسیبشناسیِ نقد آثارِ تارکوفسکی، خاطرنشان کرد که بسیاری از منتقدان در برابر نام بزرگ او مرعوب میشوند. اخلاقی در اینباره توضیح داد: حتی من نیز در این نشست احتیاط کردم تا ایرادهای زیادی از فیلم نگیرم؛ چرا که تارکوفسکی در جشنوارهها و فضای سینمایی به عنوان سینماگر معناگرا شناخته میشود و همین برچسب، نقد مستند پسرش را دشوار میکند.
او با بیان اینکه نامگذاری این اثر به عنوان «خودنگاره» عملاً امکان نقد جدی را از منتقد سلب کرده است، افزود: این یک حریم امن ایجاد میکند که مستند را از نقد فنی دور میسازد.
این منتقد در بخش دیگری از تحلیل خود، نگاه ابزاری به هنر را نقد کرد و تأکید کرد: این نگاه که هنر وظیفهای دارد یا وسیلهای برای انتقال ایمان و معنویت است، دستوپای هنرمند را میبندد.
او با تأکید بر اینکه تارکوفسکی یک «سینماگرِ جستجوگر» بود، تصریح کرد: تارکوفسکی در آغاز تولید اثر، از ایدههایش مطمئن نبود. سینمای او در جریان تجربه و تولید، شکل میگرفت و کامل میشد. او در زمان ساخت فیلم به برچسبهایی مثل سینمای معناگرا فکر نمیکرد.
این منتقد سینما در ادامه تحلیلِ خود، خاطرنشان کرد که تفکیک شخصیت، ماجرا و موضوع در ذهنِ تارکوفسکی وجود نداشته است او گفت: این در همتنیدگی ایدههاست که اثر را میسازد؛ ما تنها برای درک مخاطب و تحلیل آثار، مجبور به تفکیک این مفاهیم هستیم؛ اما قطعاً این تفکیکها، نه در ذهن تارکوفسکی وجود داشت و نه دستوپای او را در ساخت اثر میبست.
اخلاقی همچنین تاکید کرد: نمیتوان از نقش تارکوفسکی به عنوان یکی از برجستهترین فیلمسازان اتحاد جماهیر شوروی در ارتقای تاریخ سینما گذشت و مستند «آندره تارکوفسکی؛ یک نیایش سینمایی» تلاش میکند این جایگاه را با محوریت قراردادن عقاید معنوی و مذهبی این هنرمند برای مخاطب عصر حاضر بازگو کند.
در این نشست، تولد علیرضا اخلاقی با حضور حامدعزیزی (مستندساز) و علی افشار (مدیر اتاق خبر خانهی هنرمندان ایران) که از همکاران سیوچندساله این منتقد هستند، گرامی داشته شد.
اخلاقی در پایان نشست، قطعه شعری از سرودههای خود را به این نشست هدیه داد.
59243
گردآوری شده از:خبرآنلاین