مقاله در ساعت 2026-06-03 14:10:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
بازار امارات دیگر کاربردی برای مدیریت ارزی ایران ندارد/ پنج راهکار پیشنهادی «سیف» برای مهار تهدیدهای ارزی میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
زهرا علیاکبری: بازار امارات برای مدتهای طولانی یکی از مراکز نقل و انتقال ارز و تسویههای مالی بود اما در اثر تحولات رخ داده دیگر چنین وضعیتی ندارد. ولیالله سیف، با حضور در کافه خبر خبرآنلاین در این خصوص توضیحاتی دقیق ارائه کرد و در پاسخ به این سئوال که با از دست رفتن ابزار امارات برای میدریت بازار ارز چه راهکارهایی باید در دستور کار قرار گیرد؟ گفت: این پرسش یکی از مسائل کلیدی سیاست ارزی ایران در سالهای اخیر است. برای دههها، به ویژه از طریق دبی، بخشی از تجارت خارجی، نقل و انتقال ارز و تسویه مالی ایران انجام میشد. محدودتر شدن این مسیر باعث شده ایران ناچار به متنوع سازی کانالهای ارزی خود شود. در کل باید از ایجاد یک امارات جدید در حوزهی ارزی خودداری کرد. هر چند هیچ جایگزینی به تنهایی و با سرعت نمیتواند نقش تاریخی دبی را به طور کامل ایفا کند و توصیه هم نمیشود که مجددا” اینگونه امور در یک مرکز متمرکز شود. راه حل بیشتر در استفاده از روشهای متنوع و شبکهای از مسیرهاست تا تکیه بر یک مرکز واحد.
این مدیر ارشد ایرانی در توضیح راهحلهای پیشنهادی گفت: پنج نکته در این حوزه باید مد نظر قرار گیرد. اول تقویت تجارت با ارزهای محلی؛ چرا که یکی از مسیرها، تسویه بخشی از تجارت با ارزهای شرکای تجاری است. برای مثال چین، هندوستان، ترکیه و روسیه میتوانند در این امر رقابت کنند و هریک سهمی از این فعالیتها را داشته باشند. مزیت اصلی کار با ارزهای محلی کاهش وابستگی به دلار است، اما محدودیت مهم این است که این ارزها همیشه قابلیت تبدیل و نقد شوندگی دلار را ندارند.
او گفت: دوم توسعه مراکز مالی جایگزین است. برخی تحلیلگران از شهرهایی مانند استانبول، دوحه، مسقط و شانگهای به عنوان مسیرهای مکمل یاد میکنند اما واقعیت این است که هیچ یک هنوز ترکیب متناسبی را از لحاظ زیرساخت مالی، حجم تجارت، ارتباطات بانکی و شبکه تجار ایرانی پیدا نکرده است.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در توضیح سومین نکته اضافه کرد: تقویت صادرات غیرنفتی مسالهی مهمی است. باید در نظر داشت در بلند مدت، مهمترین راهکار اصلاً مالی نیست بلکه با تنوع بخشی به صادرات شرایط کاملا” تغییر خواهد کرد.
هرچه صادرات متنوع تر شود ارز از منابع بیشتری وارد کشور میشود و وابستگی به یک کانال کاهش پیدا می کند و مدیریت بازار ارز هم آسان تر میشود. اقتصادهایی که تنها بر یک یا دو منبع ارزی متکی هستند معمولاً در برابر شوکها آسیب پذیرترند.
رییس کل اسبق بانک مرکزی گفت: در ضمن اصلاح ساختار بازار ارز داخلی به نظر من از همه مهمتر است. حتی اگر بهترین کانال خارجی پیدا شود، تا زمانی که چند نرخی بودن ارز، نااطمینانی سیاستی و شکاف بین نرخهای رسمی و آزاد ادامه داشته باشد، فشار بر بازار ارز باقی میماند. در بسیاری از موارد مشکل، کمبود ارز نیست؛ بلکه نحوه تخصیص و قیمتگذاری آن است.
پنجمین مورد نیز توجه به جذب سرمایه و درآمدهای پایدار است. در صورت کاهش تنشهای خارجی، ورود سرمایه مستقیم خارجی و بازگشت بخشی از سرمایه ایرانیان خارج از کشور میتواند منبع ارزی مهمی باشد.این نوع ارز از این جهت ارزشمند است که برخلاف درآمدهای نفتی، معمولاً همراه با فناوری، مدیریت و اشتغال وارد اقتصاد میشود.
سیف در توضیح این مطلب افزود: در مجموع اولویتها به ترتیب زیر خواهد بود:یک، اصلاح ساختار بازار ارز و کاهش شکاف نرخها، دوم افزایش صادرات غیرنفتی و تنوع بخشی به منابع ارزی، سوم انعقاد قراردادهای پایاپای و گسترش تسویه با ارزهای محلی در تجارت خارجی، چهارم استفاده همزمان از چند مرکز مالی منطقهای به جای اتکا به یک مرکز و در نهایت جذب سرمایهگذاری خارجی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور.
در واقع، تجربه سالهای اخیر نشان داده که تکیه بر یک هاب ارزی هر چقدر هم کارآمد باشد، ریسک بالایی دارد. راهبرد پایدارتر برای ایران احتمالاً ایجاد یک شبکه متنوع از کانالهای تجاری، مالی و ارزی است تا اقتصاد در برابر تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی آسیب پذیری کمتری داشته باشد.
پارادوکس ایجاد شده در روابط ایران و کشورهای عربی در جنگ اخیر چیست؟
او در جواب این پرسش که در جنگ رخ داده روابط ایران با کشورهای عربی همسایه دستخوش چه تحولی میشود نیز پاسخ داد: به نظر میرسد جنگ اخیر یک پارادوکس مهم ایجاد کرده است از یک سو سطح بی اعتمادی امنیتی میان ایران و برخی کشورهای عربی افزایش یافته، اما از سوی دیگر همه بازیگران منطقه بیش از گذشته متوجه هزینه بسیار سنگین بیثباتی شده و دریافتهاند که جلب حمایت خارجی نه تنها ایجاد ثبات نمیکند بلکه میتواند خود به عامل اصلی بیثباتی تبدیل شود. به همین دلیل اثرات اقتصادی این حوادث را میتوان در پنج سرفصل دستهبندی کرد.
اول افزایش احتیاط کشورهای عربی در تعامل با ایران؛ پیش از جنگ، کشورهایی مانند امارات متحده عربی نقش مهمی در تجارت و انتقال مالی مرتبط با ایران داشتند. تنها در سال مالی منتهی به ۲۰۲۴، حجم تجارت ایران و امارات دهها میلیارد دلار بود. برخی گزارشها نیز به نقش شرکتهای واسطه در امارات برای دور زدن محدودیتهای مالی اشاره کرده اند.
اما پس از جنگ، احتمالاً نظارت بر تراکنشهای مالی مرتبط با ایران افزایش مییابد و مناطق آزاد تجاری سختگیرانه تر عمل میکنند و بانکها هم ریسک بیشتری برای همکاری با ایران در نظر میگیرند.
بنابراین حتی در صورت کاهش تنشها، احتمال بازگشت کامل به الگوی قدیمیِ روابط اقتصادی پایین به نظر میرسد.
دوم، افزایش انگیزه برای همکاری منطقهای؛ در عین حال جنگ نشان داد که اقتصادهای منطقه به شدت به ثبات در خلیج فارس وابستهاند.
اختلال در تنگه هرمز، حملات به زیرساختهای انرژی، فرودگاهها و بنادر نه تنها به ایران بلکه به اقتصاد کشورهای عربی نیز آسیب زد. برخی تحلیلها از بزرگترین شوک عرضه انرژی در تاریخ منطقه سخن گفتهاند.
به همین دلیل ممکن است کشورهای منطقه به سمت سازوکارهای امنیت اقتصادی مشترک، همکاری در حملونقل و انرژی و کاهش احتمال درگیری مستقیم حرکت کنند.
سوم تغییر نقش کشورهای عربی از واسطه به بازیگر مستقل؛ یکی از تغییرات مهم این است که برخی دولتهای عربی دیگر صرفاً واسطه میان ایران و غرب نیستند.
کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، عمان و امارات متحده عربی اکنون منافع اقتصادی و امنیتی مستقلی دارند و تلاش میکنند در شکل دهی نظم جدید منطقه، نقش فعالتری داشته باشند. این موضوع میتواند هم فرصت باشد و هم محدودیت: فرصت برای پروژه های مشترک اقتصادی و محدودیت در صورت تشدید رقابت های ژئوپلیتیکی.
چهارم رقابت شدیدتر برای جذب سرمایه؛ پیش از جنگ، کشورهای حوزه خلیج فارس میلیاردها دلار برای تبدیل شدن به مراکز مالی، لجستیکی، فناوری و گردشگری سرمایهگذاری کرده بودند اما جنگ باعث شد آنها نیز آسیبپذیری خود را احساس کنند و بخشی از برنامههای توسعه ای با احتیاط بیشتری دنبال شود. برخی پژوهشها نشان میدهند که اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در بخشی از کشورهای خلیج فارس کندتر شده است.
برای ایران این به معنای آن است که اگر فضای بین المللی بازتر شود، میتواند بخشی از سرمایه منطقهای را جذب کند؛ اما این امر فقط در صورت بهبود محیط کسب و کار و کاهش ریسک سیاسی ممکن خواهد بود.
پنجم اهمیت بیشتر کریدورهای تجاری و ترانزیتی است. یکی از پیامهای جنگ این بود که وابستگی بیش از حد به مسیرهای محدود دریایی، ریسک بزرگی ایجاد میکند. در نتیجه احتمالاً کریدورهای زمینی و خطوط ریلی منطقهای و همچنین پروژههای ترانزیتی بین آسیا، خلیج فارس و اروپا اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد.
اگر ایران بتواند روابط منطقه ای خود را تثبیت کند، موقعیت جغرافیایی آن همچنان به عنوان یک مزیت مهم میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
به نظر من مهمترین پیامد اقتصادی این جنگ برای روابط ایران و کشورهای عربی این است که هر دو طرف بیش از گذشته به هزینههای تقابل واقف شده اند. اما این به معنای شکلگیری خودکار همکاری اقتصادی گسترده نیست. محتملترین سناریو این است که روابط اقتصادی ادامه پیدا کند، اما با نظارت و احتیاط بیشتر و در قالبی عمل گرایانه تر از گذشته.
در واقع منطقه احتمالاً به سمت الگویی حرکت میکند که در آن رقابت ژئوپلیتیکی و همکاری اقتصادی همزمان وجود دارند؛ یعنی نه بازگشت به خصومت کامل و نه شکلگیری اتحاد اقتصادی عمیق، بلکه نوعی همزیستی محتاطانه که هدف اصلی آن کاهش هزینه های بی ثباتی برای همه بازیگران منطقه است. البته این نوع همکاری متناسب با افزایش اعتماد فیمابین می تواند در آینده گسترش یابد.
مشروح این مصاحبه را در روزهای اتی در خبرگزاری خبرانلاین بخوانید.
223223
گردآوری شده از:خبرآنلاین