در سمت مقابل، اتریش دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت. این تیم با شکست، از جام جهانی کنار میرفت. بنابراین دو دقیقه پایانی را با تمام توان به دروازه الجزایر حمله کرد و اینجاست که یکی از عجیبترین تناقضهای تاریخ جام جهانی شکل گرفت.الجزایر میدانست اگر گل مساوی را دریافت کند، دوباره به رتبه سوم برمیگردد و به جای اسپانیا، با سوئیس روبهرو خواهد شد؛ حریفی که روی کاغذ شانس بسیار بیشتری برای عبور از آن وجود دارد. از آن سو، اتریش فقط با زدن گل میتوانست زنده بماند. نتیجه، همان چیزی شد که کمتر کسی انتظارش را داشت. ساسا کالایدزیچ در دقیقه ۹۰+۶ گل تساوی را زد؛ گلی که هم اتریش را از حذف نجات داد و هم مسیر صعود الجزایر را به قرعهای مطلوبتر تغییر داد.
واقعه خیخون؛ روزی که قوانین فوتبال تغییر کرد برای درک این اتفاق، باید به ۴۴ سال قبل یعنی جام جهانی ۱۹۸۲ در اسپانیا سفر کنیم؛ جایی که به خاطر برگزاری غیرهمزمان بازیهای روز آخر، یک رسوایی تاریخی به نام «خونبهای خیخون» (یا معاهده عدم تعرض خیخون) شکل گرفت. در آن تورنمنت، الجزایر شگفتیساز شد و آلمان غربی را ۲-۱ شکست داد. در روز آخر، الجزایر بازی خود را انجام داده بود و آلمان غربی و اتریش دقیقاً میدانستند چه میخواهند: برد یک بر صفر آلمان، هر دو تیم اروپایی را صعود میداد و الجزایر را حذف میکرد. آلمان در دقیقه ۱۰ گل زد و پس از آن، ۸۰ دقیقه کابوسوار شکل گرفت. بازیکنان دو تیم عملاً راه میرفتند، توپ را به عقب پاس میدادند و هیچ تلاشی برای گلزنی نمیکردند. مفسر تلویزیون آلمان از فرط شرمندگی سکوت کرد، گزارشگر اتریش از بینندگان خواست تلویزیون را خاموش کنند و تماشاگران اسپانیایی شعار «الجزایر، الجزایر» سر دادند. آن بازی با همان نتیجه تمام شد، الجزایر حذف شد و فیفا مجبور شد برای دورههای بعد، قانون صریح «برگزاری همزمان بازیهای آخر گروهی» را وضع کند.
تعادل نش؛ چرا الجزایر و اتریش مقصر نیستند؟ با وجود همزمان شدن بازیها، چرا در جام جهانی ۲۰۲۶ دوباره شاهد چیزی شبیه به خیخون بودیم؟ پاسخ در «نظریه بازیها» (Game Theory) و مفهوم «تعادل نش» (Nash Equilibrium) نهفته است. در نظریه بازیها، وقتی بازیگران به نقطهای میرسند که تغییر استراتژی انفرادی به نفع هیچکدامشان نیست، بازی به تعادل میرسد. در دیدار اتریش و الجزایر یک نتیجه مساوی، صعود ۱۰۰ درصدی هر دو تیم را تضمین میکرد (یک موقعیت برنده-برنده مطلق).اما گر اتریش یا الجزایر برای پیروزی دست به حمله انتحاری میزدند، خود را در معرض ضدحمله، باخت و در نتیجه حذف قرار میدادند. از نظر عقلانیت ابزاری و منطق بقا، هیچ مربی یا بازیکنی منافع ملی، پاداشها و آینده فوتبالی کشورش را به خطر نمیاندازد تا صرفاً مدال افتخاریِ «بازی جوانمردانه» را از افکار عمومی ایران دریافت کند. این یک «توافق نانوشته عقلانی» برآمده از ریاضیات جدول است، نه تبانیِ پشت پرده.
مغالطه فداکاری در ورزش حرفهای محکوم کردن الجزایر و اتریش توسط رسانههای ایرانی، ناشی از یک مغالطه احساسی است. «بازی جوانمردانه» به معنای عدم تقلب ،دوپینگ و تبانی است، نه انتحار تاکتیکی برای نجات یک تیم ثالث. حقیقت تلخ فوتبال حرفهای این است؛ تیمی که سرنوشت صعودش را به ساق پا و تصمیم دیگران گره بزند، محکوم به فناست. ایران صعود خود را در بازیهای گذشته و با دست خود از دست داده بود. سیستم مسابقات گاهی چنین خلاءهای استراتژیکی ایجاد میکند و در دنیای رئالیسم ورزشی، هر تیمی کلاه خودش را میچسبد.
الجزایر که خود ۴۴ سال پیش قربانی بزرگ این محاسبات بیرحمانه بود، امروز در قامت یک بازیگر عاقل، همان کاری را کرد که منطق فوتبال حکم میکرد.درسی بزرگ برای فوتبال ایران که یاد بگیرد سرنوشت را باید در زمین خودی رقم زد، نه در زمین دیگران.
257 251
گردآوری شده از:خبرآنلاین
