وقتی وارد بازارهای مالی مثل کریپتو، فارکس یا سهام میشوید، خیلی زود متوجه میشوید که مشکل اصلی تحلیل نیست، مشکل زبان بازار است. معاملهگران با کلماتی صحبت میکنند که اگر معنی آنها را ندانید، حتی بهترین آموزشها هم برایتان قابل استفاده نیست. اصطلاحات ترید در واقع ابزار فهم رفتار بازار هستند. کسی که معنی روند، لیکویید شدن یا نقدینگی را میفهمد، نمودار را متفاوت میبیند. در این مقاله از مجله ارز دیجیتال تمام واژههای ضروری را به زبان ساده اما کاربردی یاد میگیرید.
اصطلاحات پایه بازار
مارکت (Market)
به کل بازاری گفته میشود که در آن خرید و فروش انجام میشود. مثلا بازار بیت کوین یا بازار طلا. وقتی میگویند مارکت صعودی است یعنی اغلب داراییها در حال رشد هستند.
جفت ارز (Pair)
در هر معامله شما همیشه یک چیز را با چیز دیگر میخرید. مثلا BTC/USDT یعنی بیت کوین را با تتر میخرید. قیمت همیشه نسبت بین دو دارایی است نه یک عدد مطلق.
حجم معاملات (Volume)
مقدار پولی که وارد یک دارایی شده است. رشد قیمت بدون حجم قابل اعتماد نیست، اما رشد همراه با حجم نشانه ورود پول واقعی است.
نقدینگی (Liquidity)
اینکه چقدر راحت بتوانید خرید یا فروش انجام دهید بدون اینکه قیمت شدید تغییر کند. بازار با نقدینگی بالا امنتر و قابل تحلیلتر است.
اصطلاحات روند و جهت بازار
روند صعودی (Uptrend)
بازار کفها و سقفهای بالاتر میسازد. یعنی خریداران کنترل بازار را دارند.
روند نزولی (Downtrend)
بازار سقفها و کفهای پایینتر میسازد. یعنی فروشندگان غالب هستند.
رنج (Range)
بازار نه بالا میرود نه پایین، بین دو محدوده نوسان میکند. بیشتر ضرر معاملهگران تازهکار در همین حالت اتفاق میافتد.
شکست (Breakout)
وقتی قیمت از یک محدوده مهم عبور میکند. شکست واقعی معمولا همراه با حجم بالا رخ میدهد.
پولبک (Pullback)
بازگشت موقت قیمت بعد از شکست. حرفهایها اغلب در پولبک وارد معامله میشوند نه در لحظه شکست.
اصطلاحات مربوط به سفارشها
سفارش مارکت (Market Order)
خرید یا فروش فوری با بهترین قیمت موجود در بازار. سریع است اما کنترل قیمت ندارید.
سفارش لیمیت (Limit Order)
خرید یا فروش در قیمت مشخص. کندتر است اما دقیقتر.
حد ضرر (Stop Loss)
قیمتی که اگر بازار خلاف جهت شما حرکت کند معامله بسته میشود تا ضرر بزرگ نشود. مهمترین ابزار بقا در ترید.
حد سود (Take Profit)
قیمتی که معامله با سود بسته میشود. معاملهگر حرفهای قبل از ورود خروج را مشخص میکند.
اصطلاحات ریسک و سرمایه
مدیریت سرمایه (Risk Management)
تعیین مقدار پولی که در هر معامله ریسک میکنید. قانون طلایی این است که یک معامله نباید حساب شما را نابود کند.
ریسک به ریوارد (Risk/Reward)
نسبت سود احتمالی به ضرر احتمالی. اگر ۱ واحد ریسک کنید و ۳ واحد سود بگیرید یعنی معامله منطقی است.
لیکویید شدن (Liquidation)
وقتی با اهرم معامله میکنید و ضرر شما به حد مشخصی برسد، صرافی کل پوزیشن را میبندد. این بدترین اتفاق برای یک تریدر است.
اصطلاحات رفتار بازار
پامپ (Pump)
افزایش سریع و شدید قیمت در مدت کوتاه، معمولا ناشی از هیجان یا خبر.
دامپ (Dump)
ریزش ناگهانی قیمت. اغلب بعد از پامپ اتفاق میافتد.
فومو (FOMO)
ترس از جا ماندن. وقتی بدون تحلیل فقط به خاطر رشد قیمت خرید میکنید.
فاد (FUD)
ترس و شایعه منفی که باعث فروش هیجانی میشود.
بازارساز (Market Maker)
بازیگر بزرگی که نقدینگی ایجاد میکند و میتواند حرکت قیمت را هدایت کند.
اصطلاحات تحلیل تکنیکال
حمایت (Support)
سطحی که قیمت تمایل به توقف ریزش دارد.
مقاومت (Resistance)
سطحی که قیمت معمولا از آن عبور نمیکند.
واگرایی (Divergence)
وقتی اندیکاتور و قیمت خلاف جهت هم حرکت کنند و احتمال تغییر روند ایجاد شود.
تایم فریم (Timeframe)
بازه زمانی نمودار مثل ۵ دقیقه، ۱ ساعت یا روزانه. تحلیل در هر تایم فریم معنی متفاوتی دارد.
شروع مسیر یک معاملهگر در مواجهه با نمودار
تصور کنید وارد بازار میشوید و اولین چیزی که میبینید یک نمودار است که مدام بالا و پایین میرود. در این لحظه مهمترین اصطلاح برای شما روند است. تا زمانی که نفهمید بازار صعودی است یا نزولی، هیچ تصمیمی معنی ندارد. وقتی قیمت مدام سقفهای بالاتر میسازد، در روند صعودی هستید و دنبال خرید میگردید. اگر کفها پایینتر ساخته شوند یعنی روند نزولی است و خرید کردن برخلاف جریان بازار خواهد بود. گاهی هم بازار نه بالا میرود نه پایین، اینجا مفهوم رنج اهمیت پیدا میکند و میفهمید بازار هنوز تصمیم نگرفته است.
فهم اعتبار حرکت قیمت
بعد از تشخیص جهت، متوجه میشوید هر حرکت قابل اعتماد نیست. اینجا حجم معاملات و نقدینگی معنا پیدا میکند. اگر قیمت بالا برود ولی حجم پایین باشد احتمال فریب زیاد است. اما وقتی افزایش قیمت همراه با ورود پول باشد، حرکت واقعیتر است. معاملهگر کمکم یاد میگیرد فقط به کندل نگاه نکند بلکه ببیند پشت آن پول وجود دارد یا نه. این مرحله اولین تفاوت بین نگاه مبتدی و حرفهای است، چون دیگر هر رشد قیمتی به معنای فرصت خرید نیست.
انتخاب نقطه ورود به معامله
حالا سوال اصلی این میشود که کجا وارد شوید. قیمت به سطحی میرسد که قبلا از آن برگشته است و مفهوم حمایت و مقاومت برایتان معنی پیدا میکند. اما خیلی زود متوجه میشوید لمس سطح کافی نیست و باید شکست اتفاق بیفتد. اولین بار روی حرکت سریع وارد میشوید و بازار برمیگردد. اینجا مفهوم شکست واقعی و پولبک را درک میکنید. یاد میگیرید حرفهایها صبر میکنند قیمت بعد از عبور از سطح دوباره همان محدوده را تست کند و بعد وارد میشوند.
کنترل احساسات و جلوگیری از ضرر
وقتی وارد معامله میشوید تازه بخش سخت شروع میشود. بازار کمی خلاف جهت حرکت میکند و دچار تردید میشوید. اینجا حد ضرر مهمترین اصطلاح زندگی معاملاتی شما میشود. میفهمید قبل از ورود باید نقطه خروج را تعیین کنید. بعد از چند تجربه متوجه میشوید حتی تحلیل درست بدون مدیریت سرمایه میتواند حساب را نابود کند، بنابراین مفهوم ریسک به ریوارد برایتان کاربردی میشود و هر معامله را قبل از ورود میسنجید.
ورود به معاملات حرفهای
مدتی بعد سراغ معاملات اهرمی میروید. حالا با واژههای لانگ و شورت زندگی میکنید و دیگر فقط رشد بازار مهم نیست، جهت مهم است. اولین باری که بازار سریع حرکت میکند و معامله بسته میشود مفهوم لیکویید شدن را کاملا درک میکنید. اینجا معنی واقعی اهرم را میفهمید و میدانید چرا معاملهگران حرفهای اندازه پوزیشن را کنترل میکنند.
درک رفتار جمعی بازار
پس از تجربه بیشتر، دیگر فقط به نمودار نگاه نمیکنید بلکه رفتار معاملهگران را میخوانید. رشد سریع قیمت همیشه فرصت نیست و ممکن است پامپ باشد. خبرهای منفی همیشه خطرناک نیست و میتواند فاد باشد. حالا متوجه میشوید بازار فقط عدد نیست، مجموعهای از احساسات است. در این مرحله اصطلاحات ترید تبدیل به ابزار تحلیل میشوند نه لغت حفظی، و خواننده مجله ارز دیجیتال کمکم از دنبالکننده بازار به تصمیمگیرنده تبدیل میشود.
|
توضیحات تکمیلی |
معنی و مفهوم |
|
آشنایی با معاملات اهرمی |
لانگ یعنی شما از رشد قیمت سود میگیرید و شورت یعنی از ریزش قیمت سود میبرید. در معاملات اهرمی شما با سرمایهای بیشتر از موجودی خود معامله میکنید که به آن لوریج گفته میشود. اگر بازار خلاف جهت شما زیاد حرکت کند، معامله بسته میشود که به آن لیکویید شدن میگویند. برای کاهش ریسک، اندازه پوزیشن باید متناسب با سرمایه انتخاب شود. |
|
انواع مارجین در معاملات |
مارجین مقدار سرمایهای است که برای نگه داشتن معامله درگیر میشود. در حالت کراس کل موجودی حساب درگیر ریسک است اما در حالت ایزوله فقط همان مقدار تعیین شده در خطر قرار دارد. معاملهگر تازهکار بهتر است از ایزوله استفاده کند تا یک اشتباه کل حساب را تحت تاثیر قرار ندهد. |
|
هزینههای پنهان معامله |
اختلاف بین بهترین قیمت خرید و فروش را اسپرد میگویند و هزینه پنهان معامله است. اگر هنگام اجرای سفارش قیمت تغییر کند به آن اسلیپیج گفته میشود. در بازارهای پرنوسان این موضوع زیاد رخ میدهد، بنابراین ورود در لحظههای هیجانی میتواند باعث ضرر ناخواسته شود. |
|
چگونه قبل از ورود بازار را بخوانیم |
اگر شکست سطح با حجم بالا اتفاق بیفتد احتمال ادامه حرکت بیشتر است. اگر شکست بدون حجم باشد احتمال بازگشت وجود دارد. وقتی قیمت سریع رشد میکند اما در سطح مهم متوقف میشود معمولا نشانه تخلیه خریداران است نه شروع روند جدید. |
|
تفاوت پولبک با ریزش واقعی |
پولبک معمولا با کاهش حجم همراه است و قیمت به نزدیکی سطح شکسته شده برمیگردد اما ساختار روند را نمیشکند. اگر کف قبلی از دست برود دیگر پولبک نیست و احتمال تغییر روند وجود دارد. |
|
خطاهای رایج معاملهگران |
خرید روی کندل بزرگ، حذف حد ضرر بعد از ورود، ورود در بازار رنج و افزایش حجم معامله بعد از ضرر از رایجترین خطاها هستند. این رفتارها بیشتر به دلیل واکنش احساسی رخ میدهد نه تحلیل اشتباه. |
|
مراحل استاندارد ورود به معامله |
ابتدا روند بازار مشخص شود، سپس سطح مهم تعیین گردد، بعد از شکست معتبر صبر برای پولبک انجام شود، حد ضرر زیر سطح قرار گیرد و حد سود قبل از ورود تعیین شود. بدون داشتن این مراحل معامله بیشتر شبیه حدس زدن خواهد بود. |
|
تفسیر حرکت قیمت و حجم |
رشد همزمان قیمت و حجم نشانه ورود پول است. رشد بدون حجم میتواند تله خریداران باشد. ریزش سریع پس از رشد اغلب نشاندهنده خروج معاملهگران کوتاهمدت است نه لزوما تغییر روند بلندمدت. |
|
شناخت احساسات حاکم بر بازار |
فومو زمانی رخ میدهد که معاملهگر فقط به خاطر سرعت رشد وارد میشود. فاد زمانی است که خبر منفی باعث فروش عجولانه میشود. تصمیم حرفهای زمانی گرفته میشود که جهت بازار با هیجان عمومی متفاوت باشد. |
|
زمان مناسب خروج از معامله |
خروج فقط رسیدن به سود نیست. اگر شرایط ورود از بین برود باید معامله بسته شود حتی اگر به حد ضرر نرسیده باشد. نگه داشتن معامله بدون دلیل مشخص بزرگترین عامل فرسایش سرمایه است. |

