Abolfazl Jalili ابتدا گفت: “وقتی شما یک هنرمند می شوید ، می دانید که باید یک نوع اندازه گیری پس انداز را تجربه کنید ، بنابراین از این طریق مشکلات زیادی وجود خواهد داشت.”
وی گفت که همیشه در زندگی خود به سینما فکر می کند ، ادامه داد: “ایمان به هنرمند اختصاص داده شده است ، اما هرگز نمی تواند خودش آن را تجربه کند.
همه ما بازیگر هستیم
ژالی گفت: “فکر می کنم همه ما بازیگر هستیم.” و من فکر می کنم ما همیشه برای دستیابی به حالت ایده آل باید قربانی کنیم. بعضی اوقات از بعضی از افراد علاقه مند به بازیگری می شنوم ، اما فکر می کنم وقتی سعی می کنید چیزی را احساس کنید و به آن احتیاج دارید ، استعدادی ندارند.
مدیر گال در مورد انتخاب بازیگر گفت: گاهی اوقات بازیگر باید درگیر احساسات باشد و اگر معتقدیم که بازیگر نقش مناسبی است ، شما کاملاً به احساسات شخصی ما اعتماد دارید. به عنوان مثال ، شما همچنین باید به ظاهر بازیگر برای شخصیت لامپ توجه کنید.
جالیلی خاطرنشان کرد: زیباترین صحنه عاشقانه ای که در یک فیلم دیدم “زالوا” بود که نقش مهمی در شکل گیری او داشت.
من دوست دارم فیلم زندگی کنم
این فیلمساز در مورد استفاده از افراد غیر بازیکن در فیلم های خود گفت: “من همیشه به دنبال یک فیلم هستم.” بسیاری از بازیگران فقط می خواهند از یک نقش تقلید کنند ، بنابراین من ترجیح می دهم با بازیگران حرفه ای کار نکنم.
کارگردان پدر همچنین در مورد منابع الهام بخش خود در یک فیلم گفت: “من سعی می کنم وقتی در سطح جامعه حضور دارم به همه افراد و شرایط توجه کنم. من از هشت سالگی وارد فعالیت های سینمایی شده ام. پدر و مادرم تکیه ورود من به دنیای سینما را که فقط به مردم نگاه می کردم ، و افرادی که در آن افراد را توزیع می کردند ، کلاس ها و Ibra -Hhaghi را نشان می دهند.
وی متوجه شد که هر انگیزه از نیاز ناشی می شود: اگر این انگیزه در یک هنرمند بوجود بیاید ، راه درست برای ارائه نقش شکل می گیرد. امروزه مردم ایران به نوعی ناامیدی هستند و شما باید در مورد این که وظیفه یک هنرمند در این شرایط چه می تواند باشد فکر کنید. وجود نوعی معافیت در رفتار و رفتار ، همه را زیبا می کند و نباید از آن غافل شد.
در کلاس واقعی متوجه تماشای واقعی خود شدم
جلیلی گفت که افراد علاقمند به سینما در کلاسهای سینمایی رایگان به طور جدی آموزش دیده و اداره می شدند و افزودند: “یادم می آید که بایر ناسی در کلاس اول خود توضیح داد که همه به دنبال شهرت برای خارج شدن از کلاس هستند. بعداً وقتی در کلاس های ابراهیم هاگیگی شرکت کردم ، فهمیدم که فیلمبرداری آواز خواندن ، آواز خواندن بهتر است.
وی گفت: “خانواده من با هر فعالیت هنری مخالف بودند و من سرانجام توانستم آنها را از هنر نقاشی راضی کنم.” در هر حرفه هنری که وارد آن شدم ، خودآگاه کار کردم و بدون استاد بودم. من هنوز هم هنر اصلی خود را می خوانم و در حین نماز به آن روی می آورم. اما من باید در مورد سینما بگویم که فیلم را می سازم تا به نیازهای درونی خود توجه کند. بعضی اوقات فکر می کنم که فیلم سازی زمان خوبی برای من است و سپس به دیگران منتقل می شود. آرزوی من این است که یک فیلم بسازم تا همه مردم ایرانی وقتی به آن نگاه می کنید شادی را تجربه کنید.
من به دنبال یک سینمای مینیمالیستی هستم
جالیلی گفت: “من می توانم بهترین عوامل فنی را در کار خود بیاورم و از لحاظ بصری ثروتمند شوم.” اما فکر می کنم فکر کرده ام و به همین دلیل به دنبال نوعی سینمای مینیمالیستی هستم. بسیاری از فیلم ها مخاطبان را بر اساس عواملی مانند موسیقی ایجاد می کنند ، اما من می خواهم مخاطب را از طریق خلوص ذاتی فیلم جلب کنم ، بنابراین من عمداً از این فناوری رفته ام که خودم یک تکنیک است.
کارگردان هافز افزود: “من فقط به حافظ ، سعدی و مولوی حسادت می کنم. افرادی که این آثار را با کوچکترین امکاناتی که جهان هنوز دنبال می کند ایجاد کرده اند. من می خواهم چنین کیفیت را در رسانه سینما تجربه کنم.
سینما باید چشم یک داستان نویس را داشته باشد
وی گفت: اولویت اول در سینما چشم است و می گوید: “سینما باید چشم داستانی داشته باشد ، بنابراین لازم است با بازیگر زندگی کنیم و او را به سمت راست سوق دهد.” برای دستیابی به این کیفیت ، باید نوعی دوستی با بازیگر وجود داشته باشد.
جالیلی گفت: به نظر من ، بیشتر بازیگران سینمای ایران به طور کلی یکنواخت هستند و اگر به بازیگران مناسب دسترسی داشته باشم ، هر سال دو فیلم می سازم. اما متأسفانه ما در ایران هیچ بازیگر مرکب نداریم.
در پایان ، فیلمساز دریافت: ناصر تاگوی فیلسوف سینما است و فکر می کنم او بهترین کارگردان سینمای ایران است. او روی فیلم های خود در قاب کار می کند و زمان زیادی را برای تمرین با خط خط می گذراند.
۲۴۴۲۴۵