مقاله در ساعت 2026-02-11 14:00:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
نمیخواستم با زبانی تبلیغاتی و سیاسی همچون صداوسیما، از کودکان فلسطینی بگویم/ اینجا خبری از نمادهای شناختهشده؛ چفیه و مسجدالاقصی نیست میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
زینب کاظمخواه: ضحی، زنی است که با وجود چنگ جگرخراشی که با مرگ همسر و دخترانش بر تنش کشیده شده، زندگی را نه فقط سپری که با تمام جان باقیماندهاش «زندگی» میکند. ضحی با بازی یکی از مطرحترین بازیگر زنان جهان عرب؛ سلاف فواخرجی، در حالی که با تمام وجود آخرین رشتههای باقیمانده از زندگی خود را به یکدیگر گره میزند، «نور» کودک خردسال همسایه را در غیاب پدر و مادرش به دندان میکشد. نور اما تنها کودکی نیست که در میان گرد و غباری که نمیگذارد چشم، چشم را ببیند و زیر صدای مهیب و مرگبار بمبهایی که از آسمان میبارند، تنها مانده است؛ کودکانی بیش از انگشتهای یک دست که ضحی ویران شدن زندگیشان را با «به سفر رفتن خانهها» و صدای رگبار را با «صدای طبل زدن غولی بزرگ» برایشان روایت میکند.
در «سرزمین فرشتهها» تازهترین اثر بابک خواجهپاشا به تهیهکنندگی یکی از تهیهکنندگان مولف سینمای ایران؛ منوچهر محمدی، خبری از نمادهای مالوف فلسطین و باریکه نوار غزه؛ ازجمله چفیه (سربند سیاه و سفید)، کلید (نماد حق بازگشت آوارگان)، درخت زیتون (نماد ریشهدار بودن و پایداری) و مسجدالاقصی و… نیست. درواقع محمدی با سابقه تهیهکنندگی آثاری چون «بازمانده» (سیفالله داد- ۱۳۷۳)، آنطور که خودش میگوید نه به خود و نه به دیگران، اجازه نداده است در این اثر نشانی از آنچه بارها و بارها دیده شده است بگذارند. در «سرزمین فرشتهها» برخلاف آثار بسیاری که به این موضوع پرداختهاند نه بازیهای سیاسی و تبلیغاتی و دمیدن در شیپور پروپاگاندا، که ضحی، نور و دیگران کودکان و رویای از دست رفته یک زندگی معمولی است که در کانون توجه قرار میگیرد. این درام ۱۲۰ دقیقهای -محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و موسسه تصویر شهر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران- با زبان شاعرانه و لطیف انتخابیاش توانست پس از نمایش در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نظر اهالی رسانه را به خود جلب کند و احتمالا در اختتامیه (شامگاه امروز، چهارشنبه ۲۲ بهمن) نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت. آنچه در ادامه میخوانید حاصل گفتوگو با منوچهر محمدی، تهیهکننده مولف سینمای ایران است که به واسطه سالها کار و تلاش در جشنواره چهلوچهارم فجر برایش بزرگداشتی نیز برگزار شد.
اگر موافقید میخواهم گفتوگو را با این سوال آغاز کنم که چه شد که ۳۱ سال پس از ساخت «بازمانده» -اثری با موضوع تشکیل اسرائیل و تسلط بر شهر حیفا در سال ۱۹۴۸- این بار در انسانیترین شکل ممکن، به سراغ ساخت اثری شاعرانه و لطیف با محوریت ضحی و کودکان همراهش بروید؟
طبیعتا از زمان آغاز آنچه پس از ۷ اکتبر در غزه شکل گرفت، من نیز همچون دیگران اخبار را دنبال میکردم و اتفاقات دردناکی اعم از گرسنگی و کشتار کودکان، مرا را نیز مثل هر انسان دیگری تکان داد. زمانی که به این فکر کردم که چه کاری از دستم برمیآید و چه میتوانم بکنم، با توجه به این که ساخت «بازمانده» (۱۳۷۳ به کارگردانی زندهیاد سیفالله داد) نیز در کارنامه داشتم، به این نتیجه رسیدم که باید بار دیگر اما با زبان و نگاهی تازه به سراغ موضوع بروم. رفتن به سراغ بچهها و از درد و رنجشان گفتن نه با زبانی تبلیغاتی و سیاسی همچون صداوسیما، که با زبانی لطیف و شاعرانه کاری بود فکر کردم باید انجام دهم. به باور شخصی من، در جنگ علیرغم تمام دهشتناکی ذاتیاش، شما یا میتوانید مغلوب شوید و سیر زندگی معمول را وابگذارید یا میتوانید با وجود تمام مشکلات، با توسل به باورهای درونیتان بکوشید همچنان در این سیر باقی بمانید. من طرح اولیه را براساس همین نکات نوشتم و عجیب این که طرحم در ابتدا رد شد اما بزرگواری باری رساند و در ادامه مشکل را مرتفع کرد. بعد از آن بود که با بابک خواجهپاشا صحبت کردم و فرآیند سه، چهار ماهه نگارش فیلمنامه آغاز شد. ما جزئیات را دانهدانه و با کمک یکدیگر طراحی کردیم. با آماده شدن فیلمنامه، عقل حکم میکرد با توجه به این که بازسازی غزه در دو وضعیت؛ یکی پیش از ویرانی کامل و یکی پس از آن، امری هزینهبر بود برای فیلمبرداری به یکی از کشورهای اطراف برویم. با توجه به سابقه ساخت «بازمانده» در سوریه، این کشور گزینه اول ما بود اما چنین تصمیمی با توجه به وضعیت این کشور، عملی نبود. در مورد لبنان و عراق هم به همینشکل. دست آخر، در تصمیمی که برخی آن را شجاعانه و برخی احمقانه مینامند تصمیم گرفتم فیلم را در ایران بسازم. پس لوکیشن اصلی ۶ کیلومتر پس از فرودگاه امام خمینی و لوکیشن دیگری در هشتگرد ساخته و فیلمبرداری آغاز شد.
نقطه ثقل «سرزمین فرشتهها» را میتوان شاعرانگی آن دانست. بی آن که در آن خبری از شجاعت غلوشده و رشادتهای اغراقآمیز باشد. این، نکتهای بود که از همان ابتدا به آن اندیشیده بودید؟
همانطور که میدانید من از «زیر نور ماه» (۱۳۷۹- به کارگردانی رضا میرکریمی) به بعد فقط طرحهایی را که خودم مینویسم، میسازم. باید تاکید کنم که این را از سر تفاخر نمیگویم و دلیلم صرفا این است که علاقهمندم به دغدغههای شخصیام بپردازم. در مورد «سرزمین فرشتهها» نیز از همان آغاز مبنا را بر این گذاشتم که قرار نیست آنچه را به اندازه کافی در دیگر آثار دیدهایم، مجددا تکرار کنم. تاکید میکنم که من مخالفتی با این موارد اعم المانهای برجسته فلسطین و حماس و… ندارم اما در فیلمم اجازه این کار را نه به خودم و نه به دیگران ندارم. چراکه معتقدم شما به عنوان سینماگر باید مخاطب، احساسات و نیازهای او را بشناسید و برای آن ارزش قائل شوید. به سکانسی از «سرزمین فرشتهها» ارجاعتان میدهم. جایی که بازیگر نقش اصلی، سُلاف فواخرجی، زیر بمباران گرفتار شده و سوره زلزال را میخواند: «….فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (پس هر کس هموزن ذرّهای کار خیر انجام دهد، آن را میبیند و هر کس هموزن ذرّهای کار بد انجام دهد، آن را میبیند) به نظر شما به جای مستقیما بر زبان آوردن «مرگ بر اسرائیل»، با چه زبانی رساتر و قابل فهمتر از این میتوان از اسرائیل به عنوان شر مطلق صحبت کرد؟ من مخالفتی هم با بر زبان آوردن «مرگ بر اسرائیل» ندارم اما معتقدم یافتن زبانی فرهنگی و هنری بر بیان مستقیم ارحج است.
بازیگران «سرزمین فرشتهها»؛ سُلاف فواخرجی و بازیگران کودک عرب، ایرانی، سوری و لبنانی چون علی ذیب، فاطمه المعصومه زریق، اهورا لطفی، محمد اسد، زهرا فاضل، فاطمه مریش و علیرضا علاو به عنوان کانون محوری فیلم، ترکیبی بینقص ساختهاند. چهطور شد که برای بازیگر اصلی زن، به سُلاف فواخرجی رسیدید؟
اصلیترین مسئله ما بعد از تمام شدن کار نگارش فیلمنامه، انتخاب بازیگر زن بود. من به خاطر ساخت «بازمانده» طبیعتا با بازیگران جهان عرب آشنا هستم و در پی بررسیهایمان به سُلاف فواخرجی، یکی از مطرحترین و محبوبترین بازیگران زن جهان عرب رسیدیم. من پیش از نخستین تماس تصویریمان با یکدیگر، میدانستم که دستمزد او به خاطر شهرت و محبوبیتش آنقدر بالاست که ما از عهده پرداختنش برنمیآییم. در این تماس، به او که «بازمانده» را هم دیده بود و به آن علاقه داشت گفتم ترجیح میدهم ابتدا فیلمنامه را بخوانی و بعد با یکدیگر در مورد دستمزد صحبت کنیم. او بعد از خواندن فیلمنامه اعلام کرد که نقش را بسیار دوست دارد و دستمزدش برایش مطرح نیست. درنتیجه با کمترین دستمزد ممکن، کمتر از دستمزد بازیگران درجه دو سینمای ایرن، به ما پیوست.
و قطعا به پخش جهانی «سرزمین فرشتهها» هم فکر کردهاید.
بله، فکرهایی جدی کردهایم اما ترجیح میدهم جشنواره فیلم فجر تمام شود و وقایعی که مدتی است در جامعه شاهدش هستیم اندکی آرام بگیرد. من از روز اول قصدم این بود که «سرزمین فرشتهها» را برای پخش در خارج از کشور بسازم و اطمینان دارم که هم در کشورهای عربی که فیلم به زبان آنهاست و هم در کشورهای اروپایی که بارها همدردیشان را با کودکان فلسطینی نشان دادهاند مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در صحبتهایتان چند باری به «بازمانده» اشاره کردید. در نشست خبری «سرزمین فرشتهها» هم گفتید اگرچه فیلمنامه «بازمانده ۲» را نوشتهاید اما هنوز امکان ساخت آن فراهم نشده است. در مورد دلیل این اتفاق هم بگویید.
من در نشست خبری هم اشاره کردم که به نظرم برخی از مدیران فرهنگی کشور تنها به درد لای جزر دیوار میخورند. من طرح «بازمانده ۲» را یک سال پیش از «سرزمین فرشتهها» نوشته و آماده کرده بودم اما متاسفانه با چنان نگاه تلخ و تنگنظرانهای به آن نگریستند که ترجیح دادم فعلا بایگانیاش کنم. در حالی که طرح «بازمانده ۲» موجود است و کارگردان آن نیز برای ساختش اعلام آمادگی کرده است.
۵۹۲۴۲
گردآوری شده از:خبرآنلاین
