خبرگزاری بازتاب آنلاین به مناسبت نوزدهم دی ماه، سالگرد درگذشت مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانیبا فاطمه هاشمی رفسنجانی و غلامحسین کرباشی او مصاحبه ای انجام داد تا از یکی از نزدیکان خود در دنیای ظالمانه سیاست درباره رفتار پدر در خانه و رفتار دختر و همچنین راه و روش آیت الله در سیاست سوال کند. بخشی از این گفتگو را در زیر می خوانید؛
* آقای کرباشی می خواهم از واکنش اصلاح طلبان بپرسم، به خصوص بعد از روی کار آمدن آنها، جریان چپ سعی کرد به آقای هاشمی حمله کند. روزنامه های رادیکال آن زمان به شدت از او انتقاد کردند. این حملات از کجا سرچشمه گرفت؟
یک بار با دوستان در حسینیه جماران بودیم و جلوی آقای هاشمی صحبت کردیم. حضرت امیر در مورد سبک و نحوه حکومت داری جمله ای دارد. می گوید ما این قله رفیع هستیم که آنهایی که قبل از ما می خواستند به آن بروند باید برگردند و با هم جلو بروند و آنهایی که عقب مانده اند سعی کنند به ما برسند. یعنی تعبیر دیگر این است که مدیریت صحیح جامعه در سطح بالا، مدیریت متوازن است. روش معقولی است برخی افراد در جامعه افراطی هستند، برخی دیگر معتدل هستند.
زمانی، همه کسانی که ماندند و به دنبال اقتصاد بسته بودند، حامیان اقتصاد آزاد و آزادیخواه شدند. کسانی که طرفدار اقتصاد بسته بودند الان طرفدار اقتصاد آزاد هستند. به نظر من آقای هاشمی معارف اسلامی را بسیار خوب و دقیق مطالعه کرده بود و شاید هیچکس به اندازه ایشان قرآن را نمی دانست. یک دوره کامل قرآن را فرا گرفت. این کاری که روی قرآن انجام داد، آموزش قرآن است. ما آقای هاشمی را به عنوان رئیس جمهور و سیاستمدار می شناسیم، اما چون اوایل انقلاب همه این سمت ها را به من داد، یک دفتر معارف اسلامی در صدا و سیما داشتیم و همه را تبدیل به دفترهای 200 صفحه ای کردیم. ما از آن چیپس درست کردیم. چند زن و مرد جوان را در دفتر صداوسیما جمع کرده بودیم. آقای هاشمی در دوران حبس خود او را با قرآن آشنا کرد و نوشت که چگونه می توانیم از تک تک آیات قرآن در زندگی خود استفاده کنیم.
ظاهرا آقای هاشمی در سال 76 به آقای ناطق رای داده بود اما…
وقتی سوره یونس را می خوانید، ما به جنبه فیزیکی موضوع اهمیت می دهیم، بنابراین اصل مفهوم برای ما نامفهوم می شود. آقای هاشمی سعی کردند از زندگی، جامعه و زندگی فردی از قرآن بیاموزند. این در شخصیت آقای هاشمی به خوبی نشان داده شد. شخصیت او متعادل بود. او در روند سیاسی نه همه اتفاقات جامعه را تایید می کرد و نه آنقدر هیاهو ایجاد می کرد که آنها را به زیر میز بکشاند. در این دره چند مناجات خوان از این طرف و تعدادی هم در آن طرف بودند. معمولاً افراد شعاری دخیل بودند، الان آقای هاشمی در یک دوره طرفدار آنها بود و آقای هاشمی در دوره دیگر مخالف آنها بود.
شما می دانید اگر در دوم خرداد مدیریت آقای هاشمی و خطبه معروف آقای هاشمی نبود آن زمان فضا خیلی نزدیک به سال های 84 و 88 بود. خیلی کارها راحت می شد اما آقای هاشمی هم در دستگاه اجرایی و هم در تبلیغات متمایز شده است. و خطبه های تشویقی برای نماز جمعه. ظاهرا آقای هاشمی به آقای ناطق رای داده بود. اما ایشان با اعتقاد به اینکه جامعه عمومی در کنار آقای خاتمی است، ایستادگی کرد. اما دیدید که این دوستان افراطی چه کردند.
اولین کسانی که شخصیت هاشمی را در جامعه بدنام کردند خردادی ها بودند
* این یعنی هزینه انتخاب ناطق را پرداخت کرد؟
ضمناً همان دوستانی که در دومی بودند خرداد کار آقای هاشمی به نفع آنها تمام شد، واقعاً آنهایی که در ردیف دوم بودند خرداد پیروز شدند، به جز آقای خاتمی که همیشه به آقای هاشمی احترام می گذاشتند، در این مورد نگاه منفی داشتند. و اولین کسانی که شخصیت آقای هاشمی را در جامعه از جایگاه و جایگاهی که در زمان امام داشتند جابجا کردند خردادی ها بودند.
او از همه به امام نزدیکتر بود. آقای هاشمی حکم مهندس بازرگانی را قرائت کرد. و بعد امام در تمام مراحل به آقای هاشمی رسیدگی کردند. اولین هتک شخصیت و توهین به آقای هاشمی از سمت چپ شروع شد. ما نمی توانیم این را انکار کنیم. حالا البته نمی گویم او بی گناه بوده و کار خلافی نکرده است. همه کسانی که در اجرا شرکت می کنند باید نقد شوند. اما اینکه چنین فردی به شما کمک زیادی کرده باعث ناسپاسی شما می شود که حاضر نبودید در انتخابات بعدی (مجلس ششم) او را در لیست قرار دهید.
آقای هاشمی که از همه به شما نزدیک بود. در دوره مسئولیت مهندس موسوی که رئیس مجلس و رکن اصلی دولت بود، 99 نفر بودند. آقای هاشمی این روند را نمی بیند نبود. من شنیدم که در این انتخابات آقای خاتمی دستور دادند که آقای هاشمی را در لیست اصلاح طلبان قرار دهند، اما ایشان را وارد نکردند و بعد با ایشان خیلی سبک برخورد کردند. این به آنها آسیب رسانده و آنها یک تکیه گاه را از دست داده اند. و این در مقابل جناحی است که همه مهم ترین چهره های کشور در آن طرف بودند.
۲۷۲۱۵