به گزارش بازتاب آنلاین و به نقل از خبرگزاری تسنیم از ورامین، طی دو دهه اخیر فناوریهای نوین به سرعت وارد عرصه آموزش شدهاند و بسیاری از کشورها هنوز فرصت ارزیابی و آسیبشناسی کامل این تغییرات را پیدا نکردهاند و در ایران، تجربه آموزش آنلاین در دوران کرونا نشان داد که ابزارهای دیجیتال میتوانند هم ناجی آموزش باشند و هم منشأ چالشهای تازه شوند.
کارشناسان روانشناسی تربیتی معتقدند فناوری اصلیترین فرصت را برای دسترسی آسان به منابع علمی نامحدود و متنوع فراهم کرده است. امروز دانشآموز یک شهر کوچک میتواند به همان محتواهای آموزشی غنی دسترسی داشته باشد که دانشآموز یک مدرسه ممتاز در پایتخت دارد و این برابری در دسترسی میتواند عدالت آموزشی را تقویت کند و فرصت رشد فردی را برای همه فراهم سازد.
با این حال، دسترسی گسترده بدون هدایت، تمرکز دانشآموزان را کاهش داده و یادگیری سطحی را تشدید میکند. پژوهشها نشان میدهند استفاده بیش از حد از موبایل و تبلت، توانایی حافظه بلندمدت و قدرت تفکر انتقادی دانشآموزان را کاهش میدهد. اطلاعات بهسرعت وارد ذهن میشوند و همانقدر سریع فراموش میشوند.
تکنولوژی همچنین روابط انسانی در کلاس درس را تغییر داده است. زمانی معلم تنها منبع دانایی و الگوی رفتاری بود، اما امروز نقش او بیشتر به هدایتگر و تسهیلگر محدود شده است. این تغییر، اگرچه به استقلال یادگیرنده کمک میکند، اما پیوند عاطفی میان معلم و شاگرد را تضعیف میکند؛ پیوندی که از نگاه روانشناسان تربیتی، بخش حیاتی رشد شخصیت است.
هوش مصنوعی، تازهترین مهمان دنیای آموزش، میتواند برنامههای یادگیری شخصیسازیشده طراحی کند، نقاط ضعف دانشآموزان را شناسایی کند و تمرینهای هدفمند ارائه دهد. اما اگر بدون کنترل استفاده شود، دانشآموزان بیش از حد به ماشین وابسته میشوند و نقش تفکر انتقادی کاهش مییابد و نسل آینده ممکن است پاسخها را از هوش مصنوعی دریافت کند، بدون آنکه قدرت تحلیل و خلاقیت واقعی داشته باشد.
افزون بر این، استفاده از فناوری میتواند شکاف اجتماعی را عمیقتر کند. خانوادههایی که توان خرید ابزار دیجیتال و اینترنت پرسرعت دارند، فرزندانشان جلوتر حرکت میکنند، در حالی که کودکان مناطق محروم حتی از حداقل فرصتهای آموزشی محروم میشوند. این نابرابری، تهدیدی جدی برای تحقق عدالت آموزشی است.
با همه این چالشها، نمیتوان از فناوری گریخت. تجربه جهانی نشان داده که ممنوعیت یا حذف فناوری، نتیجهای جز عقبماندگی ندارد، راهحل در مدیریت و هدایت هوشمند ابزارهای دیجیتال است. نظام آموزشی کشور باید برنامههای تلفیقی طراحی کند؛ برنامههایی که هم از ظرفیت فناوری بهرهبرداری کنند و هم مهارتهای انسانی، اخلاقی و اجتماعی دانشآموزان را تقویت کنند.
ایمنی آموزشی تنها مسئولیت دولت و مدرسه نیست؛ خانوادهها و هر شهروند نیز با مصرف آگاهانه، کاهش هدررفت اطلاعات و رعایت استانداردهای آموزشی میتوانند سهم خود را ایفا کنند. نگاه جمعی، فشار بحران فناوری و نابرابری را کاهش میدهد و کیفیت آموزش را افزایش میدهد.
در نهایت، آینده آموزش وابسته به تصمیم امروز ماست. اگر تکنولوژی را تنها وسیلهای برای آسانتر کردن یادگیری ببینیم، فرصت بزرگی را از دست دادهایم، اما اگر آن را با نگاه تربیتی و بومیسازیشده بهکار بگیریم، میتوان نسلی پرورش داد که علاوه بر مهارتهای علمی، دارای قدرت تفکر، خلاقیت و هویت فرهنگی باشد.
یادداشت از: زهره تاجی، کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی و مدیر مدرسه
گردآوری شده از:تسنیم