به گفته خبرگزاری پیام های آنلاینهمه بند ناف موریس مارسل دلون (1 آبان ۱۳۱۴ – مرداد 2) به عنوان بازیگر فرانسوی آلن دلوون شناخته می شود و یکی این یکی از مشهورترین بازیگران اروپا طی سه دهه (3 تا 5) بود.[۱] سبک ، ظاهر و نقشهای او که او را به نمادی بین المللی تبدیل کرده است. او 5 ساله بود ، در اوج شهرت و پنج فیلم در حرفه خود داشت. یکی او برای مصاحبه از خبرنگاران اروپایی به خانه رفت. ترجمه شده توسط این مصاحبه خواندن تا تاریخ 30 بهمن ۱۳۵۵ در مجله زن و روز به شرح زیر ترجمه و بازتولید شد:
این سؤالات ممکن است صد بار سؤال شده باشد ، اما آنها هنوز هم به آن اعطا می کنند. داستان خود را بگویید
خوب ، من صد بار جواب دادم. کدام قسمت از داستان من را می خواهید؟
به عنوان مثال ، کجا مطالعه کردید ، چقدر مطالعه کردید؟
حداکثر هشت و نه دبیرستان ، در صد مدرسه. من دیپلم ندارم و آن را ندارم ، اما چرا مجوز دارم؟ پروانه قصاب! از آنجا که من مدتی جلوی ناپدری خود را فشار دادم!
در مورد اولین عشق بزرگ خود برای ما بگویید.
بهتر است عشق اول را بگوییم. از آنجا که من عاشق یک شخص نبودم ، من چند نفر را دوست داشتم ، نام آنها “کپی” ، “بارتالی” ، “باب” … اگر آنها نمی دانند که آنها ارباب فرانسه بودند. من یک زمان بدبخت و بدبخت دوچرخه سواری بودم!
چه کسی بهترین هم تیمی های خود را دوست داشتید؟
زنان؟
مهم نیست یک زن یا مرد؟
ژان – پل بلموندو ، که در فیلم “زیبا و بسته!” ما بازیگوش بودیم ، این اولین فیلم او و فیلم دوم من بود. سپس ما اخیراً در Barsalino در “Is Paris Burns” بازی کرده ایم. او یک فرد خوب ، یک بازیگر خوب و یک دوست خوب است.
کجا متولد شدی؟
شما یک کسالت دارید ، شما روزنامه نگار هستید! در اسکو ، 6 نوامبر. با عرض پوزش ، من بسیار کوچک بودم و ساعت دقیقی را برای خدمت به آنها به یاد نمی آورم.
شما گفتید چند مدرسه تغییر داده اید؟
بگذارید حساب کنم … حدود هفده ، هجده مدرسه معمولی و مکتب مذهبی ، مدت زیادی نگذاشتم. من یکی از این کودکانی بودم که معلمان را “غیر قابل برگشت” می نامم! به یاد دارم که کاهنان مدرسه جازیت بسیار امیدوار بودند که من کاهن باشم ، بچه ها!
ما شنیدیم که آنها همچنین در جنگ الجزایر شرکت کردند.
شما یک عوضی شنیدید! این جنگ چین هند بود ، نه الجزایر. هفده سالگی وقتی داوطلبانه در تفنگداران دریایی بودم ، سالم بود. من گفتم که آنها کمتر از هجده سال را پذیرفته بودند ، من از زندگی من از زندگی من متنفر بودند تا جنگ در بهشت باشد.
چند سال خدمت کردید؟
پنج ساله بود ، اما آنها یک سال زودتر بیرون آمدند زیرا من یک جیپ را بدون اجازه اعمال کردم و به عشق رفتم!
آیا ما شنیده ایم که پدر شما در سینما است؟
بله ، در یکی این یک سینمای فیلم از شهرها داشت! اما من هرگز نتوانستم به این محترم خدمت کنم آقای من کودکی بودم که توسط مادرم طلاق گرفته بود. من با خانواده ای از اقوام بزرگ شدم ، تا آن زمان مادرم دوباره به شوهرش داد و مرا به او آورد. می بینید که کودکی من از من بسیار خوشحال است!
سرنوشت شما هیچ تفاوتی با کودک شما ندارد ، اینطور نیست؟
من باید عصبانی شوم ، اما متأسفانه درست است. اما فقط یکی این دو بخش ، یعنی من و همسرم از هم جدا شده ایم و من نمی توانم به همان اندازه که می خواهم به کودک خود برسم ، اما سعی می کنم زندگی راحت داشته باشم.
آیا خارج از سینما فعالیت دارید؟
بله ، برای ارائه آینده. برای روزی که سینما را ترک کردم یا سینما به من پاسخ داد. من چند هلیکوپتر خریداری کردم که اجاره می کنم.
در مورد خصوصیات و خصوصیات معنوی خود برای ما بگویید.
من آدم خوبی نیستم. تحمل من دشوار است. من نامتعادل هستم بعضی اوقات من از فر بیرون می روم ، در عوض بعضی اوقات قلب قلب را پیدا می کنم. من می توانم به عنوان یک کیفیت خوب بگویم که از دوستی بسیار قدردانی می کنم.
آیا شما حتی با ماری لافور نامزد نشده اید؟
نه ، ما در “خورشید سوزان” بازی کردیم. مدتی با رومن اشنایدر نامزد شده بودیم.
مردم نامزدهای ابدی خود را نامیدند ، درست است؟
بله
آیا اکنون نامزدی دارید؟
بله ، “من تاریک”.
آیا خواب ازدواج نمی کنید؟
نه
چرا؟
نه برای شما!
وقتی از خانه بیرون می روید به طور معمول از کجا بیرون می روید؟
به یک رستوران کوچک که یکی او خود را با رفقای تنظیم کرد. این رستوران لوکس نیست ، اما غذای خوبی دارد.
آیا در سینما هنرهای دیگری داشتید؟
آن را فعالیت نمی نامند. من دو یا سه سال پیش آهنگی را خواندم که یک طرف شد و بعد یک پیشنهاد کامل را احساس کردم ، اما اهمیتی ندادم.
چرا؟
از آنجا که فکر می کنم آواز من به دلیل شهرت سینمایی من برای او بود ، نه برای اراده من.
آیا شما نمی رقصید و این چیزها؟
بسیار نادر
تا به حال چند فیلم بازی کرده اید؟
سی و یک. مورد دوم “قتل تروتسکی” است که من در آن با ریچارد برتون و رومن اشنایدر بازی می کنم.
آنها متاسفم ، اما ما شنیدیم که وقتی آنها را “زیبا” می نامند عصبانی می شوند.
من ترجیح می دهم در مورد آن صحبت نکنم!
آیا به حیوانات علاقه دارید؟
وحشتناک! مدتی 2 سگ داشتم. من دو سگ گله آلمانی و هفت تا هشت گربه دارم.
خودتان فیلم درست نکردید؟
چرا فیلم “نسبی” بود که با یک شکست مادی و فیلم چاه توسط Borsalino اکران شد.
چه نوع لباس را دوست دارید؟
کم ، رایگان و راحت. پیراهن های تابستانی و شلوار با شلوار بسته در زمستان. کت و شلوار ، پیراهن و کراوات در صورت مجبور بودن زیاد است.
چه ورزشی را دوست دارید؟
من آنقدر بوکس را دوست داشتم که مجبور شدم کنار بگذارم. زیرا تولید کنندگان می گویند این چهره من را خراب می کند. اکنون من اسکی ، شنا و ماشین را برای سایر ورزش ها ترجیح می دهم.
احترام به تماشاگران فیلم های آنها؟
بله از آنجا که من بخشی از فیلم “مدل” را دیدم ، که من را از نظر اخلاقی می دانست ، در فیلم بعدی خود یک کشیش را به دست گرفتم!
چه کسی را در بین شخصیت های بزرگ جهان ترجیح می دهید؟
چارلز دگل.
ما شنیده ایم که شما از بازیگر در فیلم ها استفاده نمی کنید. این به شما آسیب نمی رساند.
چرا ، در فیلم “آخرین سکه” ، من با چارلز برونسون آشنا شدم!
چه زمانی برای اولین بار عاشق شدید؟
وقتی ده سال بود من عاشق دختری به نام رن شدم که سن من بود و کولی را دیدم. از آن به بعد ، من هرگز عاشق چنین شوری نبودم.
۲۵۹