فلاپی سقوط از آثار ادبی یکی از اعتقادات قدیمی این مرز است. با گذشت زمان ، ساکنان این سرزمین حق داشتند از کلمه ای که فکر می کردند بهره مند شوند. با این حال ، با گذشت زمان ، فقط در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.
من به توبه به سحر گفتم.
آنچه سزاوار توبه بهار است
کلمه درستی را به من بگویید که نمی توانم ببینم
خوردن مخالفان و من تماشا می کنم
چو بود با لب خندان برای یادآوری پارلمان شاه
یک فنجان می گیرم و از شور و شوق آن را پاره می کنم
مرا در اطراف لاله شفا دهید
اگر بتوانم در وسط سرم باشم.
من مثل گل موراد روی دوستم افتادم
سر دشمن به سنگ به صخره
گد
زیبا بودن در چرخ فلک و تصمیم گیری در ستاره
نه من
چرا شراب را مقصر می دانم
تخت گل بتی چو سلتانی
یوتوک و سمان
وعده غذایی مخفی
برای ساختن اسرار حرامزاده
توضیحات فرهنگ لغت: اجتناب: مخاطب:
نظرات عرفانی:
1- هافیز در نیش های اول ، ششم و نهم می گوید:
من تصمیم گرفتم که طلوع را با هدف توبه رد کنم. از آنجا که بهار توبه می آید و من چاره ای جز انجام آن ندارم.
* من گدایی هستم ، اما وقتی مست هستم ، می بینم که در ستاره ها شیرین هستم.
* حافظ از خوردن ناراحت است. این با گفتن ابزار راز را باز می کند.
اکنون باید اهداف خود را تفسیر کنید.
نظر غزل:
شما تصمیم گرفتید که بارها و بارها تسلیم شوید و به آینده خود فکر کنید ، اما هر بار که پیمان خود را بشکنید و فکر کنید که نمی توانید عادت زشت گذشته را ترک کنید. احساس اعتماد خود را تقویت کنید و از خدا بخواهید که تصمیم خود را بگیرد قبل از اینکه خیلی دیر شود.