Tafal - Hafiz چهارشنبه ؛ فروردین 1 ؛ چه چیزی در کار من افتاد .....

فلاپی سقوط از آثار ادبی یکی از اعتقادات قدیمی این مرز است. با گذشت زمان ، ساکنان این سرزمین حق داشتند از ادبیات تفکر بهره مند شوند. با این حال ، با گذشت زمان ، فقط در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.

اگرچه در حرفه من روی گره من افتاد
من هنوز یک چشم سست از کرم دارم

به سمت راونت حرکت نکنید.
خون قلب از چهره من بیرون آمد

Perdem از کنترل خارج خواهد شد
اوه اگر فرصتی در این صفحه ندارید

محافظ قلب قلب من تمام شب
بنابراین من آن را روی این صفحه نمی گذارم جز فکر او

من همچنین با شاعر جادوگر جذاب صحبت می کنم
من تمام شکر و شکر دارم

خوش شانس به افسانه او. در خواب او
من بیدار می شوم تا نسیم کوکی را از خواب بیدار کنم

من تو را در یک گذار دیدم.
با آنچه می گوید یک کلمه با یارم

دوش گفت که دروازه بان همه باز و ریاکاری او بود
خارج از بازار با بازار.

فرهنگ لغت: جذابیت گفتار: صحر کالام

نظرات عرفانی:

1- هافیز در بیت اول تا پنجم می گوید:
* عزیزم و عشق من ، حتی اگر کار دشوار باشد ، من هنوز امیدوارم که مرد جوان شما را باز کنم.

قرمزی مانند شراب قرمز خوشبختی را به خوشبختی نسبت نمی دهد ، اما خون قابل مشاهده من قرمزی است.

* موسیقی نوازنده بدون خودم انجام خواهد داد. متأسفانه ، و متأسفانه ، من مجاز به ورود به این صفحه نیستم. (پرده انزجار دارد. اول ، این به معنای یک مرحله از موسیقی دوم از طریق پرده و عشق است)

* من شاعر طلسم شیرین و لرزان هستم.

* من با امیدها و آرزوها به قلمرو عراق قدم زدم. بنابراین من را ترک نکنید ، راهنمای قلب گمشده من.

اکنون باید اهداف خود را تفسیر کنید.

نظر غزل:

شما از روز عاشق شدن با مشکلات بسیاری روبرو شده اید ، اما هنوز به امید شرکت در این مشکلات. جدا از آن ، شما به کسی فکر نمی کنید و انتظار دارید که او راز قلب شما را به او بگوید. برای فرصتی که به زودی فراهم می شود آماده شوید.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

آخرین اخبار

همکاران ما