فلاپی سقوط از آثار ادبی یکی از اعتقادات قدیمی این مرز است. با گذشت زمان ، ساکنان این سرزمین حق داشتند از ادبیات تفکر بهره مند شوند. با این حال ، با گذشت زمان ، فقط در فرهنگ عامیانه ما باقی مانده است.
من هزار پرش دارم تا دستیار خود باشم
قلب بی قرار من باش
چراغ های سبک شب زنده
امیدوارید امیدوار باشید
چو خسراوان مالاکات به بندگان
شما در وسط پروردگار من هستید.
عشق خونین شما
اگر این کار را انجام دهم ، نسخه سنگ زنی من باشید
تا دست عاشقان را بر روی آن چمن بگیرند
گرت
یک شب به کلبه عاشقان
فوتبال دمی آنیس دل
Sunny Sun Ghazaleh من باش
گوزن گوزن شما یک دم شکار
سه بوسه از دو مأموریت مکرر وظیفه من است
اگر وام ندارید
من این را می بینم تا نیمی از شب را ببینم
به جای اینکه به جای اشک با من باشید.
شهر من جو ندارد.
کرم من کرم من است مگر اینکه
توضیحات فرهنگ لغت: عزاداری: عزاداری
نظرات عرفانی:
1- هافیز در بیت اول تا سوم می گوید:
من سعی کردم مورد علاقه خود باشم و قلب بی قرار خود را تسکین دهم.
* مانند چراغ ها ، به چشمانم باز شوید تا من را تا صبح بیدار کنید و دوستم و من عاشق.
* سبک پادشاهان زیبایی ، شیرینی و تشویق آنها به چاکران است. ای کاش سرور در بین آنها داشتید.
اکنون باید اهداف خود را تفسیر کنید.
نظر غزل:
شما یک فکر دارید که تمام زندگی شما را در قلب قرار می دهد. روز و شب همه افکار و کلمات برای دستیابی به این اهداف هستند. بهتر است مقداری پول خرج کنید. درست است که شما با آن شهرت خوبی دارید ، اما باید تحمل کنید. بدانید که این امر به دست خواهد آمد.