این سریال نوجوانان این روزها بسیار مورد ستایش قرار گرفته است و بسیاری از مخاطبان در ایران با این سریال در تماس بوده اند. از طرف دیگر ، از نظر فنی و فنی ، سریال سطح بالایی به نظر می رسد. به همین مناسبت ، ما چند یادداشت در مورد آن آورده ایم. به ما بپیوندید
Navid Ghazanfari در مورد این سریال نوشت: در سری چهار قسمت “Teenage” ، محصول Netflix ، که در آن استیون گراهام ، همچنین نقش بسیار سخت و استرس زا پدر جیمی را ایفا کرد ، به کارگردانی و کارگردانی فیلیپ باران ، که او را نیز در “نقطه نقطه” کارگردانی کرد. یکی یکی از لحظات وحشتناک این سریال انگلیسی ؛ پسر بازرس پلیس Bascoomab (با بازی اشلی والترز) ، آدم ، که او همچنین در همان مدرسه 6 ساله جیمی (متهم کیتی ، دانش آموز دیگری) تحصیل کرده است ، و بارها توسط دانش آموزان دیگر تحقیر می شود.
من می خواهم راه شما را به تحقیقات خود برسانم ، و این است که سرنخ را به پدر/ بازرس پلیس خود ارائه دهم ، و برای اولین بار در دنیای ناشناخته نوجوانان آن مدرسه ، در آن انگلیس کوچک ، هیولا در میان هیولا چیست. جیمی) ما دنیای نوجوانان امروز را نمی شناسیم.
نه تنها نحوه صحبت و اظهار نظر در مورد ایموجی های مختلف ، در زیر پست ها ، شکاف نسل ها با عجله رسانه و اینترنت راهی است که ما این جهان را نمی شناسیم. و این روایت محدود به مدارس و جامعه انگلیس نیست- که من به تازگی با مدرک دانشگاهی شروع کرده ام و بنابراین من از اهمیت “سیف گاردینگ” و امنیت و حمایت از کودکان در مدارس انگلیس آگاه هستم و اکنون به این موضوع توجه شده است که زمینه حق من چیست. ساخت
مانوچر اکبرلو ، کارگردان تئاتر همچنین توضیح داد: یک سال 6 ساله به دلیل کشتن یک دختر همکلاسی دستگیر شد. پلیس به دنبال انگیزه های او است. این سریال به دنبال هیجان انگیزترین جنبه های ژانر پلیس نیست. در عوض ، این نشان می دهد که چگونه فضای مجازی ، معلم ، مدرسه ، خیابان و خانواده نوجوانان تشکیل می شود. فقط چهار قسمت هر قسمت ، یک دنباله/برنامه. بازی درخشان پسر و پدر. این نوجوان بدون داشتن تجربه بیولوژیکی زیادی ، ترکیبی از یک نوجوان بی گناه و یک هیولا را بازی می کند. این یکی از آنهاست که توصیه می کنم خانواده را با نوجوانان تماشا کنید. البته بهتر است یک بار فیلم را تماشا کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا رابطه شما با نوجوان را می بینید یا نه.
مجید اسلامی ، یک فیلمساز ، نوشت: این سریال چهار بخش ، با جاه طلبی فنی و عملکرد عالی ، به ویژه بازی های معجزه آسا ، شاید بهترین چیزی باشد که انتظار دارم امسال بسیار ناامید کننده باشد. این سریال همان رویکرد اجتماعی واقع گرایانه انگلیس را دارد که ما به خصوص در بهترین فیلم ها توسط مایک لی و کن لوچ دیده ایم. اما ترکیبی از این رویکرد با این خطوط باورنکردنی چنان ارزش افزوده ای را ایجاد کرده است که نمی توان آن را تصور کرد. هر یک از بخش ها در یک برداشت گرفته می شود و استراتژی هر قسمت (از نظر تحرک دوربین و دامنه جغرافیایی) متفاوت است. اما آنچه بیشتر از دوربین مورد توجه قرار گرفت ، بازی ها (به ویژه بازیگران نوجوان) است.
این سریال ، مانند اکثر تیک های طولانی ، با طبل فراتر می رود ، اما (اگرچه به رویکرد رادیکال “ماهی و گربه” و “نوح روسی” و “فیل” در جای جدایی از درام نزدیک نمی شود) ، در مقابل مضامین نمایشی و پیروی از استراتژی های مختلف ، کافی است. “نوجوان” به طور جدی وارد سینمای قصه گویی می شود و ظرفیت های جدیدی را کشف می کند و نشان می دهد که این تکنیک هنوز به جای مکاشفه است.
صحنه ورود پلیس به خانه متهم تکان دهنده است. حضور تمام پلیس مسلح برای یک نوجوان سیزده ساله ، با مشاهده همه پروتکل ها و خوردن اعضای خانواده.
بعداً ، تمام آیین های بوروکراتیک متهم. حرکات ، سؤالات (در مورد صبحانه ، خواه ذرت بخورید یا نه؟) ، افرادی که کار خود را مانند ماشین های تنظیم شده انجام می دهند و یک افسر پلیس که هنگام همراه با پسرش یا همسرش لحن دیگری ندارد. این قسمت تا حدی مرا به یاد فیلم “ریالی” می اندازد.
اسلام ادامه داد: – صحنه بازرسی فیزیکی پسر درخشان است: دوربین فقط پدر و دیگران را نشان می دهد که پشت خود را گرفته اند و بازرسی فیزیکی را در خارج از قاب نشان می دهد. کنه بلند در اینجا بسیار مؤثر است.
بخش دوم کمی به آدم یادآوری می کند. البته این نمایشی تر از آن است. تصویر مدرسه ترسناک است. چه در اختلال کودکان و چه رفتار خشونت آمیز مقامات مدرسه. پلیس کاملاً ناراحت و در موقعیت ضعیفی است. نمایش سرگردان دختر سیاه در پایان و آن یک نمای دوربین عالی است.
قسمت سوم در بازی حیرت انگیز است. دوربین دائماً کل فضای اتاق را نشان می دهد. جایی برای هدایت بازیگران از پشت دوربین وجود ندارد. دیالوگ ها بالا و بسیار متقاطع هستند. چقدر تمرین کردند؟ صحنه اتاق تلویزیون عالی است: مأموری که از کار خود متنفر است (بر خلاف احساس مسئولیت دختر). کانون پیچیده و شطرنج پیچیده دختر و پسر.
قسمت آخر پازل با خانواده تکمیل و سروکار دارد. تضاد تولد با تنش ون. شعاری که پاک نمی شود. آهنگ دهه هشتاد “AA”. تلفن پسران و اعضای خانواده.
کنه بلند به نوعی بازی می کند. او توانایی تداخل در فیلمساز را می گیرد. تداخل زمان و تداخل بازیگری. این نوعی نمایشگر قدرت است. ما چاره ای جز تحسین مهارت های آنها نداریم.
منبع: بالا