بانک مرکزی حد بالایی دستگاه های مسکونی را افزایش داده است ، اما نرخ قوی آن دیگر قدرت ندارد. طرحی که اکنون باید مستاجران را به خانه بیاورد ، فقط فشار مالی بیشتری به آنها وارد می کند.
به گفته تابناک ، بانک مرکزی در روزهایی که وزیر کار با افتخار از حقوق حداقل کارگران برای سال آینده خبر داد ، برنامه ظاهراً جذاب برای خانه مستاجران اعلام کرد. با این حال ، تفاوت اصلی این است که نرخ این وام رویایی بیش از دو برابر حداقل حقوق یک کارمند است! آیا سیاستمدار پولی کشور در دنیای واقعی زندگی می کند یا فقط با شماره بازی می کند؟
در آخرین روزهای سال ، بانک مرکزی اعلام کرد که حد بالایی برای خرید ، ساخت و ساز و تسهیلات مسکونی با هیئت مصوب خود تصویب شده است. بر این اساس ، وام و وام مسکن برای زوج تهانی از 2 میلیون تومان به یک میلیارد تومانس و وام جلال از 2 میلیون تومان به 2 میلیون تومانس افزایش یافت. ظاهراً این افزایش تعداد می تواند خبر خوبی باشد ، اما اگر به شرایط بازپرداخت نگاه کنیم ، همه چیز به رنگ کابوس می رسد.
نرخ وام ماهانه میلیارد دلار چقدر هزینه دارد؟
اگر همان شرایط با بانک مسکن (بازپرداخت ساده) مطابقت داشته باشد ، نرخ بهره 4.9 ٪ و بازپرداخت 5 ساله در مورد وام جدید اعمال می شود. این بدان معناست که متقاضی مجبور است برای وام 1 میلیون و 7000 تومان در هر ماه و 1 میلیون و 6000 تومان برای وام بپردازد. در کل اقساط ماهانه؟ بیش از 2 میلیون دلار!
پس از 5 ماه ، خانواده سرانجام باید حدود 1.5 میلیارد دلار آمریکا را به بانک برگردانند. از این مبلغ ، 1.5 میلیارد دلار آمریکا فقط سود وام است ، بسیار بیشتر از اصل تسهیلات!
سوال اساسی در اینجا مطرح می شود. چه کسی این وام را دریافت می کند؟ مطمئناً ، بسیاری از متقاضیان این امکانات مستاجرانی هستند که در کلاس های اجتماعی پایین و متوسط قرار دارند. اما آیا یک کارمند آیا می تواند چنین اقساطی را با حداقل محتوای 1 میلیون و 6000 تومان در سال جدید بپردازد؟ همانطور که معلوم است ، بانک مرکزی انتظار دارد که این خانوارها با یک کار روزانه کار کنند تا بدون هزینه زندگی فعلی نرخ پرداخت کنند!
وای ، 2 متر خانه برای خرید در تهران؟
اما طنز تلخ این است که این وام برای خرید چند متر سرمایه کافی است؟ با فرض متوسط قیمت 2 میلیون دلار در هر متر مربع در خانه (که قطعاً بیشتر) ، متقاضی می تواند حدود 2 متر در خانه خریداری کند! این بدان معنی است که به معنای خوردن خون به مدت 5 سال ، پرداخت 1.5 میلیارد دلار آمریکا و در نهایت گرفتن یک اتاق کوچک است.
بانک مرکزی و تصمیمات سیاسی پولی بر چه مبنایی چنین تصمیماتی را اتخاذ می کنند؟ آیا شما حتی به قدرت قدرت خرید مردم و واقعیت اقتصادی جامعه فکر می کنید؟ یا فقط دوست دارید با میلیاردها شماره بازی کنید و در نهایت وام بلااستفاده به نام برنامه پشتیبانی را بیرون می آورید؟
خانه واکنش نشان می دهد؟
نمایندگان مجلس به عنوان وکلای کشور نسبت به این شرایط واکنش نشان می دهند؟ آیا شما برنامه ای برای اصلاح این وضعیت و جلوگیری از مؤسساتی که پتانسیل اقتصادی مردم را برآورده نمی کنند ، ارائه می دهید؟ یا باید هنوز تصمیماتی را ببینیم که نه تنها بار مردم را تحمل می کند بلکه آنها را تحت فشار اقتصادی نیز نابود می کند؟