مهدی آهی ، استاد دانشگاه ، در مکالمه گفت: یکی یکی از تعاریف سیاست ، هنر چیزها است. این به معنای هنر است. تا بتوانید آنچه را که ممکن است ایجاد کنید. در غیر این صورت این واقعیت که مرغ پا دارد و این کار را تکرار می کند به نوعی توضیحی است. این به هیچ وجه راهنمایی نیست. ما باید توانایی بازی ، بازی و بازی را ایجاد کنیم.
من می خواهم دو نمونه از تاریخ معاصر را بیان کنم. یک رویداد پایان جنگ جهانی دوم است که در آن اشغال ایران اتفاق می افتد ، که یک فاجعه بزرگ برای مردم و عزیمت رضا شاه از کشور است. علاوه بر بسیاری از کتابهای موجود ، کتابی با عنوان “طلوع آفتاب در آبادان” وجود دارد که توسط آقای ریچارد استوارت – البته به زبان فارسی – نوشته شده است و روز آخر رضا شاه را توصیف می کند. او یک فصل به نام (به دنبال یک راه حل جادویی) دارد ، که در آن ، به گفته رضا شاه ، سیاست صبر و فرصت های گمشده معجزه ای را از دست داد ، و شاید آلمان دست برتر را در جبهه پیدا کند. نتیجه این بود که ایران اشغال شد. هیچ تعارف اگر فرصت تعدادی از رویدادها را از دست دادید ، این اتفاق می افتد. ما می ترسیم که امروز ممکن است منتظر یک راه حل جادویی باشیم و با صبر و شکیبایی اعتقاد داریم که می توانیم این سه تا چهار سال را مانند اولین دولت ترامپ رد کنیم. اما هیچ کس نمی داند چگونه و این خطرناک است.
سه سال پس از ترک رضا شاه از کشور ، ما این قوام را داریم که با استالین مذاکره می کند تا آذربایجان را نجات دهد. اگر ما اشغال شده باشیم و در جهان قدرت نداریم. ما نظامی و اقتصادی نیستیم. ما در مقابل استالین کارت نداریم تا آنها را روی میز بگذاریم. اما با مهارت های دیپلماتیک ، او سرانجام می تواند استالین را با قول روغن شمالی فریب دهد – که هرگز نفت شمالی را استخراج نکرد و هرگز استخراج نکرد. ما هیچ ارتباطی با سایر عوامل نداریم. در این حالت ، با این حال ، ما توانستیم ایران را با ابتکار عمل نجات دهیم.
من فکر می کنم برای کسانی که می خواهیم در مورد منابع طبیعی و روغن صحبت کنیم ، به نوعی از غیرت خود خارج می شوند ، آنها این احساس را دارند که نباید به کسی بدهیم و کشور را می فروشیم. قامام روغن شمالی را روی میز به عنوان غلظت قرار داد و توانست استالین را با اندازه فریب دهد و ایران را نجات دهد. من اکنون فکر می کنم که در حالی که از ساز اقتصادی و حداقل زمین بازی استفاده می کنید {یک مشکل مهم}. حداقل ما باید زمین بازی را تغییر دهیم. اکنون کل زمین بازی محدود به بحث هسته ای است که مذاکره می شود یا خیر. اکنون می توانیم با ابتکار عمل از امتیازات دیگری استفاده کنیم. به عنوان مثال ، ما معادن لیتیوم داریم که من شنیده ام که جهان در جهان اول است. کسی که از این ماده استفاده می کند یکی آمریکا و دیگری چین است. کسانی هستند که تولید کننده دستگاه ها و چیپست هستند. حداقل این استدلال است که ما مایل به مذاکره با ایالات متحده در مورد بحث لیتیوم هستیم. بگذارید بحث هسته ای را در کنار هم قرار دهیم. از آنجا که تا زمانی که مشکل هسته ای روی میز باشد ، من فکر می کنم که اوضاع به ضرر ما است. چیزی شبیه به چیزی که از روی سر در نظر گرفته می شود یکی وی به معادن طبیعی قول داد كه ممكن است وجود خارجی وجود نداشته باشد و از این مرحله قادر به ایران باشد.
شما همچنین در مورد موساج و ملی سازی صنعت نفت ، سرسختی موساج را مشاهده کرده اید. نبودبشر بعد از کودتا می بینیم چه اتفاقی می افتد ، کنسرسیومی که در نفت ایران فروخته می شود و هنوز ملی است و هنوز هم ماندگار است. اوضاع به ملی شدن برنگشته است. این یعنی اگر منابع طبیعی داشته باشیم ، باید آن را ایجاد کنیم و آن را روی میز بگذاریم. من فکر می کنم ما از عدم ابتکار عمل رنج می بریم و به نوعی به سیاست صبر و انتظار روی آوردیم. اما من فکر می کنم نکته این است که من فکر می کنم می توانیم زمین بازی را از یک هسته به مکان های دیگر تغییر دهیم که ترامپ را غافلگیر می کند و حداقل برای ما وقت می خریم.
جزئیات این مکالمه را در اینجا بخوانید:
311314