در اینجا شما مجموعه ای از دکتر را دارید خاطرات ولز را بخوانید که در آن در مورد ورود به شهر کرمانشاه و توصیف اوضاع در شهر صحبت کرد:
به گفته Faraid ؛ “پس از عبور از یک پل قوی در رودخانه غره سو ، وارد محیط کرمانشاه شدیم و با ترس از تماشای نگاه شهر به شهر روبرو شدیم. اگر از دور به شهر نگاه می کنید ، گویی در وسط یک فرش بزرگ ساخته شده از مخملی سبز ساخته شده اید.
منظره یکی از محله های کرمانشاه در زمان قوجار
با توجه به دقیق شهر و افراد اطراف خود ، همه چیز فراوانی نعمت ها و سعادت ساکنان آن را نشان می دهد. افراد رشید ، سرخوشی ، خوب ، طبیعی و در عین حال کامیائب. خود این شهر در تعدادی از تپه های مختلف واقع شده است که بسیار بزرگتر از آن است.
مانند همه شهرهای ایران ، خیابان ها باریک و کم است. هر یک از خانه های قدیمی دارای یک هدف بزرگ است که گلبرگهای آن دیدنی و قابل تحسین هستند. بشر بشر
به نظر من ، شهر کرمانشاه از نظر قیمت و غذا در کرمانشاه ارزانترین شهر است. بشر بشر
رقص کرد در یک عروسی در اورامانات ؛ 112 سال پیش
یک روز در کرمانشاه منظره عجیبی داشتم. بسیاری از افراد در میدان بزرگ شهر جمع شدند و منتظر یک برنامه جالب بودند. اول ، برخی از مکانیسم ها شروع به خرد کردن طبل بزرگ و بازی با ملحد کردند. برخی از آنها شروع به اجرای یک “هلیکوپتر” یا یک رقص کرد هنگامی که با امواج کمر به یکدیگر چسبیده بودند.
Sarchopian و آخرین رقصندگان هر کدام دستمال ابریشمی خود را با یک آهنگساز و دهلی می لرزند و بالا و پایین را بالا می برند. بشر “.”