Tawfiqjoo دعا کنید | وقتی جان کاج قسمت 4:33 (چهار دقیقه و سی و سه ثانیه) در سال 1952 در کنسرت ماوریک هال (سالن کنسرت ماوریک) نیویورک در ووداستاک (ووداستاک) اعدام شده ، که می دانست که قطعه تمام سکوت او می تواند یکی یکی از مهمترین قطعات موسیقی قرن بیستم باشید!

در این زمان ، چهار دقیقه و سی و سه ثانیه ، پیانوی انفرادی که در پشت پیانو نشسته بود ، عینک دید ، پوشش پیانو را باز کرد ، نگاهی به یادداشت ها انداخت و پوشش را بست و یک ثانیه امضا کرد. او این کار را سه بار با پایان لحظه شماره در سه مادر تکرار کرد. در پایان اجرا ، او پوشش پیانو را باز کرد و ایستاد و با توجه به مخاطبان خود تکیه داد ، سپس صحنه را ترک کرد. آنچه کیج به عنوان آهنگساز این قطعه نوشت ، چیزی غیر از سکوت نبود.

ذهن واقع بینانه که تمام پدیده های مستقل “من” را می بیند ابتدا شگفت زده می شود: “پس موسیقی کجاست؟” با این حال ، ذهن انتقادی آرمانگرایانه می تواند موسیقی را در تمام سکوت تجربه کند. خود را کنترل کنید و شناخت را بدست آورید. در عین حال ، بسیاری از مخاطبان و منتقدین موضوع را تجزیه و تحلیل کردند. اما ایده این کار مدتها قبل از ساعت 4:33 به یک اثر هنری تبدیل شد. و این اصل مهمی است که سکوت را نمی توان در نظر گرفت. خود اماهافی در وجدان است. از قضا ، این یک آهنربا است که ایجاد می کند. خود کیج نیز پس از عملکرد خود در مکانی گفت: “هیچ صدایی بالاتر از سکوت وجود ندارد.”

جان کیه ، خالق قطعه ماندگار چهار دقیقه و سی و سه ثانیه

از نظر شکل هنری و موسیقی ، نظریه پردازان موسیقی آغاز حرکت موسیقی مدرن را حرکت موسیقی مدرن توصیف کرده اند. یک فرایند موسیقی که مرد شهری آلوده به سر و صدای محیط شهری است ، بخشی از استماع وی شده است. برخی فکر می کنند که آنها کارکرد دانشکده دادائیسم هستند و سازماندهی سازنده و بعد از ساخت و ساز این قطعه را با روانکاوی ژاک لاکان می خوانند.

اگرچه قفس تحت تأثیر ذن بودیسم و ​​معنای سکوت در آن منطقه بود ، اما قصد من در اینجا برای خواندن هرمنوتیک 4:33 و اجرای سکوت به عنوان یک اثر هنری و گسترش آن به وضعیت فعلی سینمای ایران با اعتماد به سیستم هگل دیالکتیک است. از سه طرف (پایان نامه هگل سنتز). و من این سیستم را نشان خواهم داد که سکوت و شکست فیلمسازان اصلی سینمای ایران با اعتماد به نفس در بارنوس نه تنها به معنای “چیزی” نیست بلکه به خودی خود به عنوان یک اثر هنری در شکل تاریخ سینما است. آنچه در این تاریخ نقش ضد هرو ایفا می کند ، سیستم سرکوب ، سانسور و بسته است که نه تنها به تولید آثار باشکوه کمک می کند ، بلکه فکر می کند که مهار و سرکوب می تواند “تک رنگ” را به یک سیستم تبدیل کند.

یادداشتی در مورد وضعیت تولید فیلم در جشنواره فیلم فجر.
“شهر هرت” یکی این یکی از بسیاری از کمدی های تولید شده در سالهای اخیر است.

پیش از این ، ما ابتدا باید امروز به وضعیت سینمای ایران نگاهی بیندازیم تا اصالت سینما و نام کار را به عنوان یک اثر فیلمبرداری در یک مفهوم واحد شناسایی کنیم. از آنجا که مفهوم “اصالت” می تواند یکی از مفاهیم انتزاعی باشد ، بنابراین باید مفهوم بازنمایی اصالت را در هدف این فرصت روشن کنیم. اصالت یک فیلم در مورد نگرانی های این هنرمند در مورد مشکلات انسانی (نوع خود ، دیگری ، وجود آن و پیامدهای آن) ، جامعه ، روابط اجتماعی و معیارهای سینمایی مبتنی بر زبان است. چه چیزی صرفاً سود اقتصادی ندارد ، به معنای پایان و هدف و نه آنها ایدئولوژی سیستم سلطه را نهادینه نمی کنند؟ کارهایی که هنرمند در آن به عنوان یک مسئله دوره ای از زندگی و وجدان خود ، در جامعه ، بدون در نظر گرفتن علایق دیگر ، به این مسئله می پردازد.

یادداشتی در مورد وضعیت تولید فیلم در جشنواره فیلم فجر.
چشم انداز فیلم “پالایشگاه” تولید شده توسط سرمایه گذاری یک موسسه دولتی.

اکنون وضعیت سینمای ایران را چگونه می بینیم؟ بیشتر محتوای فیلم فعلی ما ترکیبی از کمدی ، سینمای ایدئولوژیک سلطه و فیلم های زیرزمینی است. فصل مشترک این آثار این است که سه جریان به دور از اصالت بودن نیستند. تولید فیلم های راحت ما فیلم های سریع و بدبختی است که توانسته اند جای شبکه های مبتذل ترکیه را بگیرند ، طعم و گفتمان اجتماعی را انکار کنند و انقلابیون فیلم قبلی را بسازند! سینمای ایدئولوژیک این سیستم ، در ماهیت و ذات خود ، با این اعتبار که با خط بودجه اغلب باعث می شود بازده سرمایه را به عنوان گردش صنعت فیلم بسیار مهم می کند ، در حال تنفس است. بشر سینمای زیرزمینی اغلب به چیزهایی با جنبه های عاطفی ، بی رحمانه و عجله نگاه می کند. با این حال ، با تقاضای اجتماعی ، اما با نگاهی فرصت طلب ، همانطور که اکنون تحت تأثیر قرار گرفته است ، نگاهی به سطح جشنواره های جهان می اندازد ، و تمام اهداف آن اغلب نوعی فردگرایی قهرمانانه در ظاهر نگرانی اجتماعی است. از آنجا که ما همچنین ملت سرکوب شده خواسته ها هستیم ، آنها را قهرمان می دانیم. قهرمانان خالی که نه تنها درد را در تجزیه و تحلیل پدیده ها درمان می کنند ، بلکه مشکلات را رادیکال می کنند و روز به روز به خط قرمز اضافه می کنند. در همین حال ، صداهای فردی که می توانند عنوان سینما دیده شوند ، اما جریان اصلی سینماتو ، آنچه ما آن را سینمای ایران می نامیم ساکت است. در سکوت سانسور ، ممنوعیت ، بودجه ماندگاری ، مصادره و مهاجرت و ساختار خود.

یادداشتی در مورد وضعیت تولید فیلم در جشنواره فیلم فجر.
“زنجیرهای معابد” یکی این یکی از فیلم های زیرزمینی است که در سالهای اخیر تولید شده است.

در شرایطی که اتفاق می افتد ، و ما اتفاق می افتد ، اگر آثار هنری را در نظر بگیریم ، و کار ممنوع/ ممنوع ، پس باید سکوت را به عنوان سنتز این دیالکتیک بگوییم. به گفته هگل ، دیالکتیک یک سیستم مترقی و داخلی است که دیگر دوگانگی سیستم ارسطویی را ندارد. سوم خارج از قلب دو عنصر متناقض و متناقض است. در این راستا ، همچنین مترقی است که جنبه سوم تولید مثل می کند ، که آغاز چرخه دیالکتیکی بعدی است.

هنگامی که سینما و سینمای امروز ما را به سمت دلتنگی سینمای گمشده سوق می دهد ، من قصد دارم در سکوت در همه کسانی که به عنوان یک اثر ماندگار تحت تأثیر قرار می گیرند ، ببینم. به عنوان قفس در قسمت 4:33 با سکوت یکی او جهان را به دنیای آثار ماندگار ارائه داد.

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

آخرین اخبار

همکاران ما