نقش مردمان جغرافیای سریال پایتخت

روزنامه وطن در یک پست نوشت: با تمام مصیبت های مردم ایران از نظر ذهنی ، ملی و مالی ، بعضی اوقات مجبورند برخی از اختلالات روانی را پیدا کنند. یکی از این پیامدهای خوب و کارآمد ؛ دیدن برنامه های هنری و یکی از آن شاخه ها ؛ بدون شک سریال های تلویزیونی است.

مجموعه هایی که از آن استقبال می کردند هم فال و هم ساعت هر دو طرف بودند! تلویزیون ادعا کرد خطرناک است و تیم تولیدی ادعا می کند که کاربولدی است! و در وهله اول ، چهره های نجومی میلیارد دلاری باید در حساب بازیگران و سایر اعضای این تولید شارژ شوند! تا کنون ، عموم مردم هیچ ارتباطی با این بدهی نداشته اند و اگر چیزی شنیده اند ، این شایعات در مورد دستمزد افراد مشهور خواهد بود. برای اینکه آنها از جو و استرس ناشی از جنگ منطقه ای دور باشند. از همه مهمتر ، این درست و احتمالاً نادرست بود.

در طی این پنج سال “سرمایه” ، آنها شبیه هستند یکی یکی از مؤلفه های مجازی هفت نفر از آنها ، هر زمان که می خواستند آن را تماشا کنند. بعضی اوقات کیفیت آن فراتر از سریال های دیگر بود ، و گاهی اوقات تکرار و استخراج می شود! مخاطبان می دانستند که این سریال در ایران به درستی کار نخواهد کرد. با این حال ، آنها آن را تماشا می کردند. شاید در این سالها کاهش نیافته باشد. اما به طور جدی دیده نشد. عضو خانواده بود. با همه خوب و بد با همه مهر و نامه او ؛ آنها آن را تحمل کردند.

پایتخت “برنزه” آنقدر ریشه داشت که همه می دانستند دیر یا زود خواهد بود. پایتخت برای نام تن ثبت شده و نامگذاری شده است. این نامی برای تهیه کننده و کارگردان آن نیست. حداقل در بین مخاطبان عمومی ؛ هیچ کس آنها را جدی نمی گیرد. همه آگاه هستند که غیر ضروری ، این کار انجام نمی شود. عالیجناب او ، هر زمان که بخواهد ، می آید و هر زمان که انجام می دهد ، بار کلی به آنها نمی دهد.

حل و فصل پادشاه برای لحن است. کسی که مبل و صندلی پدرخوانده در سریال تک ، ویژه و آس است! با این حال ، همه اینها دلیل پنهان شدن مخاطب نیست. تلویزیون دارای یک تلویزیون مجرد است که گهگاه به اهداف خود نمی رسد. اما جبر روز آن را ایجاد می کند.

سرمایه نیز می تواند مشاهده شود. او نقص ساختاری خود را نادیده گرفت. او کارگردانی خود را به هیچ وجه در مورد آن نوشت ، و هزاران عنصر دیگر این اثر در بدهی فیلمنامه وی دیده نمی شود. با همه اینها ، سرمایه ورید مخاطب را پیدا کرده است. خط آن به اندازه سایر افراد و همچنین افراد دیگر کم نیست. همه اینها درست و اشتباه است ، از آداب و رسوم ، سنت ها و گفتگوی این خط ، و هیچ صدای کین و عصبانیت وجود ندارد. “سرزمین باستانی” این سرزمین مانند سایر جغرافیای ایرانی نیست.

هیچ تشنج و غیرقانونی وجود ندارد. لهجه ها و لهجه های مختلفی وجود دارد. شاید از مشهاد ، اصفهانی و تهرانیه. اما گویش و گویش که پادشاه این اثر است ، با گفتار مورد انتقاد قرار می گیرد که هیچ چیز را نمی توان در رد کردن نوشت. میزان تحمل مردم این سریال ؛ اینگونه است که آنها مایل هستند که به خوشبختی سایر مردم این سرزمین دم شوند! در غیر این صورت جغرافیایی این است که افراد آن شخصیت های این کار را پوشیده و نوع خاصی از پوشش را در اعمال روزانه نشان می دهند! بله ، همه اینها نشان می دهد که مردم بیش از یک دهه است. آنها هر کاری را که می خواستند انجام دادند.

البته نمی توان پنهان کرد که برخی از جزئیات رفتاری که در فصل های اولیه توسط خاشیار آلوند در بخش های مختلف دیده می شد و با بازی بازیگوش باورنکردنی بازی می کرد. آنها نقش عمده ای در ذهن داشتند. اما آنچه این سریال را بیشتر به یاد می آورد. تبلیغات غیرمستقیم ساکنان این سرزمین برای سازندگان کار به قومیت های دیگر است.

آنها به رفتار و رفتار خود بدون هیچ گونه ظالمانه نگاه می کنند و لبخندی بر لب آنها می کنند. آنها مانند گفتگوی “چاه” بازیگران او هستند. آنها رها می شوند و می گذرانند تا “بچه های بچه” را برای دم فراموش کنند. برای مردم این کلاه ، کلاه باید برداشته و مورد احترام قرار گیرد و در صورت تحمل ذاتی و تحمل آنها فراموش نشود نبود؛ ؛ پایتخت متولد نشده است …

نویسنده: روزنامه نگار ابراهیم عمران

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

آخرین اخبار

همکاران ما