مقاله در ساعت 2026-06-29 07:50:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
هزینه دوگانه سازی مذاکره – مقاومت از جیب مردم پرداخت می شود/ ماندگاری تحریم، نتیجه این دوگانه سازی است میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش بازتاب آنلاین و به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه شرق نوشت: بااینحال، سالهاست بخشی از فضای سیاسی تلاش میکند این دو را در برابر هم قرار دهد؛ گویی هر جا سخن از مذاکره به میان آمد، اصل مقاومت زیر سؤال رفته و هر جا از تعامل سخن گفته شد، منافع ملی قربانی شده است. از همینجاست که مسیر تحلیل از واقعیت فاصله میگیرد. یک مفهوم راهبردی از جایگاه اصلی خود خارج شده و به ابزاری برای رقابتهای سیاسی بدل میشود.
در چنین فضایی، بحثها کمتر حول نتایج و بیشتر حول برچسبها شکل میگیرد. به همین دلیل، گاهی اصل مذاکره موضوع حساسیت قرار میگیرد، اما هزینههای ماندگاری تحریمها کمتر مورد توجه واقع میشود. تحریم در اقتصاد ایران حضوری روزمره و ملموس دارد.
آثار آن را میتوان از بازار نفت تا شبکه بانکی، از تجارت خارجی تا سرمایهگذاری مشاهده کرد. تخفیفهای اجباری در فروش نفت، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه، محدودیت در دسترسی به نظام بانکی جهانی و وابستگی به شبکههای واسطهای، بخشی از بهایی است که اقتصاد کشور در سالهای اخیر پرداخته است.
در کنار این هزینههای آشکار، لایه دیگری از خسارت نیز وجود دارد؛ خسارتی که در صورتهای مالی دیده نمیشود، اما بر توان اقتصاد ملی اثر میگذارد. شرکتهای واسطه و تراستی، مسیرهای غیررسمی انتقال پول، بلوکهشدن منابع ارزی، تأخیر در وصول مطالبات و کاهش ارزش افزوده صادرات، بخشی از واقعیتی است که اقتصاد ایران سالها با آن زندگی کرده است.
این هزینهها در نهایت از جیب مردم و تولیدکنندگان پرداخت میشود. در چنین شرایطی، مخالفت با هر تلاشی برای کاهش فشار تحریمها پرسشهای جدی ایجاد میکند. کسانی که خود را مخالف سلطه اقتصادی میدانند، چرا نسبت به کاهش اثرگذاری مهمترین ابزار فشار اقتصادی علیه ایران حساسیت کمتری نشان میدهند؟ چرا تخفیفهای تحمیلی در فروش نفت، هزینههای اضافی تجارت خارجی، محدودیتهای بانکی و دشواری بازگشت منابع ارزی، کمتر به موضوع اعتراض تبدیل میشود؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که برخی از همین جریانها از «ایران قوی» سخن میگویند. کشوری که به تواناییهای خود باور دارد، از مذاکره هراسی ندارد. مذاکره نیز مانند مقاومت، ابزاری برای تأمین منافع ملی است. تصور اینکه نشستن پشت میز مذاکره الزاما به معنای واگذاری امتیاز باشد، بیش از آنکه نشانه اعتمادبهنفس باشد، از تردید نسبت به ظرفیتهای کشور حکایت میکند. آثار تحریم را میتوان در زندگی روزمره مردم مشاهده کرد؛ در قیمت دارو، در کاهش قدرت خرید، در دشوارترشدن سرمایهگذاری، در نااطمینانی اقتصادی و در فشاری که هر سال بر معیشت خانوارها افزوده میشود. استمرار این روند، تنها منابع اقتصادی کشور را مستهلک نمیکند، بلکه فرصتهای توسعه و رقابتپذیری را نیز کاهش میدهد.
در نهایت، موضوع امروز انتخاب میان مقاومت یا مذاکره نیست؛ پرسش اصلی این است که کدام رویکرد میتواند فشار بیشتری را از دوش مردم بردارد و منافع ملی را بهتر تأمین کند. هر زمان ابزارهای حکمرانی به موضوع نزاعهای سیاسی تبدیل شوند، اقتصاد نخستین قربانی خواهد بود. تداوم این وضعیت اما تنها به اقتصاد آسیب نمیزند؛ هنگامی که شهروندان احساس کنند معیشت و آینده آنان در حاشیه منازعات سیاسی قرار گرفته است، اعتماد عمومی نیز فرسوده میشود. سرمایه اجتماعی از مهمترین داراییهای هر کشور است و حفظ آن، کمتر از حفظ منابع اقتصادی اهمیت ندارد.
17302
گردآوری شده از:خبرآنلاین
