نمیدانستم رباطم پاره شده است قبل از اعزام میدانستیم که مصدوم هستم، اما نه من و نه کادر فنی خبر نداشتیم یکی از رباطهای زانویم کاملاً پاره شده است. با همان شرایط تمرین کردم و در ادامه دو رباط دیگر هم آسیب دید. بعد از بازگشت و انجام MRI، پزشکان گفتند تمام رباطهای زانویم دچار پارگی شده است و تشخیص قبلی اشتباه بوده. با این حال اصلاً تصور نمیکردم مسابقات ناگویا را از دست بدهم. هدفم کسب سهمیه بود و با همین شرایط هم دو مبارزه را بردم و عملاً سهمیه ناگویا را گرفتم، هرچند مدال نگرفتم. امیدوارم بعد از بازگشت با یک مدال خوشرنگ، دل مردم کشورم را در این روزهای سخت شاد کنم. انتقادها؟ من با تمام وجود جنگیدم انتقاد همیشه وجود دارد و من هم آن را میپذیرم، اما نباید فراموش کرد که بعد از المپیک تنها ورزشکاری بودم که در تمام مسابقات شرکت کردم. برای اثبات خودم در وزن ۵۷ کیلوگرم از صفر شروع کردم و با تمام توان جنگیدم تا پیراهن تیم ملی را در این وزن حفظ کنم. در مسابقات آسیایی با رباط پاره مبارزه کردم و هدفم کسب سهمیه ناگویا بود که به آن رسیدم.
در مسابقات جهانی هم اگرچه مدال نگرفتم، اما طلایم را تنها در دو ثانیه پایانی از دست دادم. به حریفی باختم که از آن زمان تاکنون تقریباً همه رقبا را با اختلاف شکست داده و حتی یک باخت هم نداشته است. آن شکست بیشتر به خاطر اشتباه و کمتجربگی خودم بود و مطمئنم در مسابقه بعدی توانایی شکست دادنش را دارم. پذیرش مصدومیت سخت بود اما… پذیرفتن این آسیبدیدگی برایم خیلی سخت بود. دو سال زحمت کشیده بودم تا در وزن جدید خودم را ثابت کنم و درست زمانی که باید نتیجه تلاشهایم را در بازیهای آسیایی و گرندپریها میگرفتم، این اتفاق افتاد. اما حالا خدا را شکر میکنم که این مصدومیت دو سال و نیم مانده به المپیک رخ داد، نه شش ماه مانده به آن. وقتی برگردم، هنوز یک سال و نیم تا المپیک فرصت دارم؛ زمان کافی برای مسابقه دادن، کسب سهمیه و رسیدن به اوج. من فقط ۲۱ سال دارم و سالهای زیادی برای افتخارآفرینی پیش رویم است.
یک نیدل اشتباه باعث این اتفاق شد این مصدومیت به خاطر سبک زندگی یا کاهش وزن نبود. همه میدانند من بسیار حرفهای زندگی میکنم و حتی استاد ساعی هم همیشه روی این موضوع تأکید داشتهاند. تنها اتفاقی که افتاد، تزریق یک نیدل اشتباه و عمیق در اطراف زانویم در اردوی گیلان توسط کلینیک فیزیوتراپی بود. درست فردای همان تزریق این آسیب برایم به وجود آمد. جام جهانی را دیدم؛ برای قلی زاده ناراحت شدم در دوران استراحتم مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کردم. وقتی دیدم یکی از ستارههای برزیل به خاطر مصدومیت جام جهانی را از دست داده، با خودم گفتم این اتفاق برای بزرگترین ورزشکاران دنیا هم میافتد.
بعد درباره آسیب ACL مطالعه کردم و دیدم بسیاری از فوتبالیستهای بزرگ چنین مصدومیتی را تجربه کردهاند. در میان بازیکنان خودمان هم این مصدومیت ها رایج است، حتی مهدی طارمی هم مصدومیتهایی را تجربه کرده و بعد از بازگشت، عملکرد بهتری داشته است. همین موضوع به من امید داد و مطمئنم من هم قویتر از قبل برمیگردم. اما برای علی قلیزاده بسیار ناراحت شدم. اینکه در آستانه جام جهانی بود که چهار سال یک بار برگزار میشود و به عنوان بازیکنی که شانس فیکس بازی کردن داشت، با مصدومیتی مشابه من مواجه شد و حالا مجبور است از خانه بازیها را ببیند، بسیار ناراحتم کرد و امیدوارم او زودتر به زمین فوتبال برگردد. فوتبالی نیستم اما اسپانیا را دوست داشتم چند بازی جام جهانی را دیدم که بازی اسپانیا یکی از جذابترین آنها بود. شناخت تخصصی از فوتبال ندارم و نمیتوانم قهرمان را پیشبینی کنم، اما از سبک بازی اسپانیا خیلی خوشم آمد. همه بازیکنان یکدل بودند، فوتبال تیمی بازی میکردند و پاسکاریهای زیبایی داشتند. من از اینکه یک تیم همدل باشد بسار لذت میبرم و سبک بازی تیمهای گواردیولا را دوست دارم. طبق تحقیقاتم تیمهای او زیاد پاس میدهند و این برای مخاطب هم جذاب است.
به جهانی میرسم فقط بازیهای آسیایی و چند گرندپری را از دست دادم. اگر روند درمانم همینطور ادامه داشته باشد، از بهمن سال آینده دوباره مسابقه میدهم و هدف اصلیام حضور قدرتمند در مسابقات جهانی است. قبل از آن هم در چند تورنمنت و مسابقات دانشجویان جهان شرکت میکنم تا به آمادگی کامل برسم. استاد ساعی هم به من گفتهاند اجازه نمیدهند بدون مسابقه بمانم و برای بازگشتم برنامه دارند. این شش ماه دوری را هم یک فرصت میبینم؛ فرصتی برای ریکاوری کامل بدن و ذهن بعد از ماهها فشار و مسابقه. هدف بعدی؛ طلای جهان و سهمیه المپیک درباره مسیر کسب سهمیه، تصمیم نهایی با کادر فنی است و من کاملاً به نظر آنها اعتماد دارم. اما هدف شخصیام مشخص است؛ میخواهم بعد از بازگشت، طلای مسابقات جهانی قزاقستان را بگیرم و با امتیاز آن، مسیر کسب سهمیه المپیک را آغاز کنم. حتی رباط صلیبی هم نمیتواند مرا زمین بزند به آینده ایمان دارم. همیشه برای هدفهایم جنگیدهام و این بار هم همین کار را میکنم. وقتی برگردم، هنوز یک سال و نیم تا المپیک زمان دارم و فرصت کافی برای کسب مدال و افتخار خواهم داشت. هفته اول بعد از عمل درد بسیار شدیدی داشتم؛ هر روز پرستار برای تزریق مسکن به خانه میآمد. همان روزها جملهای را روی کاغذ نوشتم و به دیوار اتاقم چسباندم: «دردی که تو را نکشد، سال آینده تو را بسیار قویتر خواهد کرد.» من مطمئنم قویتر از قبل برمیگردم و این آسیبدیدگی هم نمیتواند مانع رسیدن من به هدفهایم شود. مثل همیشه، دوباره خودم را ثابت خواهم کرد.
۲۵۸۲۵۸
گردآوری شده از:خبرآنلاین
