مقاله در ساعت 2026-06-09 08:45:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
کدام مدیران توان هضم نتایج واحد سنجش افکار را نداشتند؟/ پژوهشگرانی که متهم شدند چون از تغییر نگرشها خبر دادند میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس روزگاری را به یاد دارد که پژوهشگران و محققان واحد سنجش افکارِ مرکز تحقیقات و مطالعات صداوسیما به خاطر خبر دادن از تغییر نگرشها و ارزشهای جامعه به دستکاری اطلاعات و آمار متهم میشدند. او اردیبهشت ماه ۱۳۷۳ به پیشنهاد علی لاریجانی، رئیس وقت صداوسیما، مدیریت مرکز تحقیقات و مطالعات این سازمان را بر عهده گرفت. ازجمله مهمترین اقدامات این جامعهشناس در مرکز تحقیقات، بهادادن به واحد سنجش افکار در کنار کارهای دیگر مرکز ازجمله سنجش میزان مخاطب و رضایت جامعه از برنامههای رادیو و تلویزیون، کارهای پژوهشی به قصد تولید ادبیات رسانه و ترجمه و تالیف و… بود.
در این میان اما گرفتاریهایی هم پیدا شد و واحد سنجش افکار با چالشهای متعددی مواجه بود. تقی آزاد ارمکی با اشاره به این نکته در گفتوگو با خبرآنلاین میافزاید: «به عنوان مثال ما از این طریق به نتایجی میرسیدیم که هاضمه حاکمیت بعضا حاضر به پذیرش آنها نبود و نمیتوانست هضمشان کند ازجمله در مورد تغییر نگاهها، نگرشها و ارزشها. اینها ازجمله مواردی بود که در نتایج پژوهشها ذکر میشد اما متاسفانه بسیاری حاضر به پذیرش آن نبودند. آنها با استدلالهایی بیپایه از این دست که افکار عمومی اینطور نمیاندیشد و این میزان منتقد و معترض وجود خارجی ندارد صحت اطلاعاتمان را زیر سوال میبردند و به آمارسازی متهممان میکردند.»
این استاد جامعهشناسی در این مورد توضیح میدهد: «توجه داشته باشید که با پایان جنگ و حضور هاشمی رفسنجانی در مقام ریاستجمهوری و پرداختن او به بحث توسعه بود که فضایی برای ورود آرامآرام جامعه به میدان ایجاد شد و تا پیش از آن چنین چیزی وجود نداشت. چراکه کشور در گیرودار جنگ و پیش از آن، در گیرودار انقلاب بود و طبیعتا افراد در سکوتی ناخواسته فرو رفته بودند و صرفا شنونده بودند. با عبور از جنگ و بازگشت به شرایط طبیعی بود که گوناگونیها آشکار شد و اختلاف نظرها، انتقادات، اعتراضات و… دیده شد. سنجش افکار برای پاسخ دادن به سوالاتی از قبیل میزان رضایت مردم؛ رضایت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… انجام میشد و میکوشید دریابد نارضایتیها به کدام حوزه مربوط است و علت آن چیست؟ به عنوان مثال در حوزه اقتصادی چه چیزی بیش از همه آزاردهنده است؟ وضعیت فقر؟ نابرابری؟ مسکن؟ اشتغال؟ و… اینها موضوعات بسیار مهمی بود که ما در مرکز تحقیقات و مطالعات صداوسیما، در کنار کارهای دیگرمان ازجمله سنجش میزان مخاطب، نگرش و رضایت جامعه از برنامههای رادیو و تلویزیون، کارهای پژوهشی به قصد تولید ادبیات رسانه و ترجمه و تالیف و… بر آن متمرکز بودیم.»
او ادامه میدهد: «هم سنجش میزان مخاطبان و نوع نگرش آنها به برنامههای رادیو و تلویزیون و هم سنجش افکار، تماما براساس روشهای علمی و با حضور افراد متخصص و پژوهشگران آموزشدیده انجام میشد. ما مانند دیگر سازمانهای پژوهشی معتبر دنیا، سازوکارمان همان بود که بهعنوان مثال در موسسه گالوپ یا مراکز سنجش برنامههای تلویزیونهایی مانند سیانان و بیبیسی و… به کار میرود. با این حال نتایجی که به دست میآمد بعضا میتوانست در هر دو حوزه؛ چه برای تولیدکنندگان و سازندگان برنامهها و چه برای مدیران، ناخوشایند باشد. بهعنوان مثال تولیدکنندهای که برنامهای را با صرف هزینه بسیار تولید کرده بود برای روبهرو نشدن با درصد اندک مخاطش، علیه مرکز تحقیقات جوسازی میکرد یا زمانی که اعلام میکردیم افکار عمومی از اجرای فلان یا بهمان سیاست ناراضی است با انکار مدیران مواجه میشدیم. البته اینها گرفتاریهایی است که در ایران همیشه در عرصه کار پژوهشی وجود داشته است و همواره کسانی هستند که به مقابله با نتایج کارهای پژوهشی میپردازند و اینطور که معلوم است در آینده هم همینطور خواهد بود.»
متن کامل این گفتوگو را اینجا بخوانید.
۵۹۲۴۲
گردآوری شده از:خبرآنلاین