سپهر ستاری؛ بدون تردید ناصر حجازی یک نام فراموشنشدنی در تاریخ فوتبال ایران است. او روزگاری در قفس توری تیم ملی و استقلال عملکرد فوقالعادهای داشت و سپس به عنوان سرمربی هم موفقیتهای بزرگی کسب کرد. با این حال راز ماندگاری حجازی درخشش در مستطیل سبز نبود، بلکه شخصیت خاص و آزادگیاش بود که باعث شده با وجود گذشت ۱۵ سال از فوت او، ناماش از یاد مردم ایران نرود. حجازی از معدود اسطورههایی محسوب میشود که محبوبیتش محدود به یک تیم خاص نمیشود و همین موضوع او را به یک چهره ویژه در تاریخ ورزش ایران تبدیل کرده که جای خالیاش هم هرگز پر نخواهد شد.
آتیلا حجازی، فرزند اسطوره فوتبال ایران به بهانه پانزدهمین سالگرد درگذشت ناصر حجازی، در گفتوگوی اختصاصی با «خبرآنلاین» درباره او صحبتهای جالبی را به زبان آورده که در ادامه میخوانید:
با اینکه ۱۵ سال از درگذشت ناصر حجازی میگذرد، مردم هنوز او را فراموش نکردهاند. راز این ماندگاری چیست؟
واقعا بعد از این همه سال، من که پسرش هستم هنوز مرگ پدرم را باور ندارم و ناصر حجازی برای من تا وقتی نفس میکشتم، زنده است.
به نظرتان مهمترین ویژگی ناصر حجازی چه بود؟
آن شخصیت و ابهت و کاریزمای خاصی که داشت، هیچوقت از خاطر من پاک نمیشود. صراحت کلام و یکرنگی و صداقت ناصر حجازی که در ۹۵ درصد آدمها نایاب است، باعث ماندگاری او شد.
مهمترین چیزی که از پدرتان یاد گرفتید چیست؟
من هرگز نمیتوانم مثل او شوم. خیلیها من را با پدرم مقایسه میکردند ولی او شخصیت منحصر بهفردی بود که تکرار نمیشود ولی تا جایی که بتوانم سعی میکنم از رفتارهای ایشان در زندگی شخصی درس بگیرم و تا حد کمی پیرو راه آن عزیزم باشم.
چه نصیحتی به شما میکرد؟
میگفت اگر میخواهی در ایران موفق باشی، راهی که من رفتم را نباید بروی. من مجیز کسی را نمیگفتم، بلهقربانگو نبودم و پشت در اتاق هیچ رئیسی نمینشستم ولی تو اگر بخواهی این کارها را کنی، نابود میشوی. مجبوری تن به یک سری چیزها بدهی و بعد از این همه سال میفهمم همه چیز را درست میگفت.
پدرتان به یک شعر معروفی علاقه داشت و حتی به او لقب گلبرگ مغرور را دادند و در زندگیاش هم خیلی به آن عمل کرد.
بله واقعا به آن شعر علاقه داشت و به آن عمل کرد. واقعا یک آدم خاص و عجیبی بود. هرچه زمان میگذرد، به این مسئله پی میبرم.
خاطره خاص و ویژهای از پدرتان دارید که جالب باشد و تعریف کنید؟
تمام لحظهها، روزها، مسافرتها، تمرینات، مهمانیهای خانوادگی و دورهمیها، بازیها خاطره است و هر روز و هر شب در یاد من است و تکرار میشود.
این روزها مردم مشکلات زیادی دارند. اگر ناصر حجازی زنده بود به نظرتان چه واکنشی داشت؟ فکر میکنم حتما خیلی حرص میخورد!
نمیتوانم بگویم خدا را شکر الان زنده نیست ولی اگر بود، واکنشهای بسیار تندی نشان میداد و فکر کنم اینکه الان نیست بهتر است!
آیا در زمان زندگی ناصر حجازی به اندازهای که حقش بود، قدر او را دانستیم؟
نه واقعا قدرش را نداستند؛ حداقل به اندازه حقی که در ورزش و فوتبال داشت، به حقش نرسید و یک سری آدم که انگشت کوچک ناصر حجازی نبودند، در این فوتبال به چه مدارجی رسیدند.چون به آنها میدان دادند و کمکشان کردند ولی همیشه میخواستند ناصر حجازی را بزنند و دنبال این بودند که بزرگ نشود و نمیدانستند بزرگی و محبوبیت یک آدم در قلب میلیونها انسان است و نمیتوانند آن را از بین ببرند.
در میان شاگردانش کدام بازیکنان را بیشتر از همه دوست داشت؟
شاگردانش را دوست داشت و باهم ارتباط خوبی داشتند. ۳ بازیکنی که خیلی به آنها علاقهمند بود فرهاد مجیدی، علیرضا اکبرپور و محمد نوازی هستند.
به نظرتان شبیهترین فرد به ناصر حجازی در فوتبال ایران کیست؟
واقعا هیچ شخصی را در حد و اندازه ایشان نمیبینم. برای همه احترام قائلم ولی او با کسی قابل مقایسه نبود.
بزرگترین حسرت ناصر حجازی در زندگیاش چه بود و از چه خاطرهای در زندگی ورزشی بیش از همه خوشحال شد؟
از نظر ورزشی خیلی دوست داشت یک اتفاقات بیفتد. همان زمانی که از طرف فدراسیون فوتبال در زمان داریوش مصطفوی به او زنگ زدند و به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد ولی فردای آن روز شخص دیگری انتخاب شد که برای پدرم جای تعجب داشت. مسئله دیگر نرفتن به منچستریونایتد بود. در صورتی که مورد تایید باشگاه منچستریونایتد قرار گرفته بود ولی نتوانست از ایران رضایتنامه بگیرد. اگر آن زمان این انتقال انجام میشد، یک اتفاق بزرگ فوتبال ایران بود و این ۲ اتفاق حسرتهای بزرگ پدرم بود.
همیشه موفقیتهایی که با تیم ملی بهدست آورد مثل حضور در جام جهانی و المپیک جزو خاطرات خوب او بود. پدر من تا ۲۹ سالگی توانست در تیم ملی بازی کند و این اوج نامردی در حق او بود. دروازهبانی که میتوانست تا ۳۷ سالگی بازی کند. آن زمان که بازیهای ملی و فیفادی اندازه الان نبود، نزدیک ۷۰ بازی ملی داشت و اگر میتوانست ادامه دهد و تا ۳۷ سالگی در تیم ملی باشد، رکورد بینظیری از خودش به جای میگذاشت. او میتوانست در منچستریونایتد بازی کند ولی جلوی او را گرفتند و خیلی در حقش اجحاف شد. همین که مردم بعد از این همه سال از او یاد میکنند کافی است. شماره تلفن موبایل او چند سال است که منتقل شده ولی صاحب جدید آن میگوید هنوز مردم زنگ میزنند و سراغش را میگیرند و این نشانه بزرگی پدرم است.
۲۵۸ ۲۵۸
گردآوری شده از:خبرآنلاین