چرا برنامه محمدرضا شهیدی‌فر در آمار کم‌تکرار شد؟

مقاله در ساعت 2026-05-15 12:45:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
چرا برنامه محمدرضا شهیدی‌فر در آمار کم‌تکرار شد؟ میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست

این پرسش به‌ویژه درباره برخی تولیدات شبکه نسیم مطرح شده؛ شبکه‌ای که در ماه‌های اخیر بارها توانسته در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی جریان‌ساز شود. شاید مهم‌ترین مصداق این بحث، برنامه «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدی‌فر باشد؛ برنامه‌ای که از نخستین قسمت‌ها، حجم گسترده‌ای از بازنشر، واکنش و گفت‌وگو را در رسانه‌ها و فضای مجازی به‌دنبال داشت اما در آمارهای اعلامی مربوط به ویژه‌برنامه‌های جنگ، نامش کمتر از برخی برنامه‌های خبری تکرار شد.

طبیعت مصرف رسانه در شرایط بحران 

برای پاسخ به این ابهام، ابتدا باید به ماهیت نظرسنجی اخیر توجه کرد. این نظرسنجی اساسا با هدف سنجش الگوی مصرف رسانه‌ای مردم در شرایط جنگی انجام شده است؛ شرایطی که در آن، به‌طور طبیعی شبکه‌های خبری و برنامه‌های تحلیلی بیش از سایر گونه‌های برنامه‌سازی در کانون توجه افکار عمومی قرار می‌گیرند. همان‌طور که رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما نیز در گفت‌وگویی با روزنامه جام‌جم توضیح داده، نظریه‌های شناخته‌شده رسانه‌ای در جهان نشان می‌دهند که در زمان بحران، مخاطبان بیش از هر زمان دیگری به رسانه‌های مرجع و خبرمحور رجوع می‌کنند. در چنین فضایی، طبیعی است که شبکه خبر در صدر توجه مخاطبان قرار بگیرد و برنامه‌ای مانند «به وقت ایران» نیز با وجود ماهیت کاملا تحلیلی خود، به عدد قابل‌توجه ۲۴ درصد مخاطب دست پیدا کند.

با این حال، همین گزاره گاهی به یک برداشت اشتباه منجر می‌شود؛ این‌که اگر برنامه‌ای خارج از فضای خبر و تحلیل، در جدول نظرسنجی‌های جنگی کمتر دیده شود، لزوما به معنای کم‌مخاطب بودن آن است. در حالی که اساسا کارکرد شبکه‌ها با یکدیگر متفاوت است. شبکه نسیم از ابتدا با مأموریت ایجاد نشاط، سرگرمی و تقویت حال خوب مخاطب تعریف شده و طبیعی است که در مقاطع بحرانی، تمرکز افکار عمومی موقتا به سمت شبکه‌های خبری جابه‌جا شود. این تغییر ذائقه مقطعی اما به هیچ‌وجه به معنای حذف یا بی‌اثر شدن مخاطبان برنامه‌های سرگرم‌کننده و اجتماعی نیست.

روایتی متفاوت از همبستگی ملی 

درباره «من ایرانم» نیز دقیقا همین وضعیت قابل مشاهده است؛ برنامه‌ای که در برهه جنگ توانست چهره‌های متعددی را ــ که برخی از آنها به دلایل مختلف سال‌ها در رسانه‌ها حضور نداشتند ــ حول مفهوم ایران و هویت ملی گرد هم بیاورد. برنامه‌ای که نه در قالب کلاسیک برنامه‌های جنگی قرار می‌گرفت و نه صرفا یک ویژه‌برنامه خبری بود. «من ایرانم» تلاش می‌کرد از زاویه‌ای متفاوت به مفاهیمی چون همبستگی ملی، هویت جمعی و روایت مردم از ایران بپردازد؛ آن هم با اجرایی که بسیاری آن را یکی از متفاوت‌ترین اجراهای سال‌های اخیر تلویزیون می‌دانند. شهیدی‌فر در این برنامه همان ویژگی‌ای را به نمایش گذاشت که مخاطب مدت‌ها بود کمتر در تلویزیون تجربه می‌کرد؛ گفت‌وگویی آرام، انسانی، بدون تصنع و نزدیک به زیست واقعی مردم.

بازتاب گسترده بخش‌های مختلف این برنامه در شبکه‌های اجتماعی، انتشار مکرر ویدئوها، دست‌به‌دست شدن جملات مهمانان و واکنش کاربران، نشان می‌دهد که میزان اثرگذاری یک برنامه را نمی‌توان صرفا با متر نظرسنجی‌های مقطعی سنجید؛ به‌ویژه زمانی که آن نظرسنجی بر مبنای فضای جنگی و مصرف خبری طراحی شده باشد. اتفاقا یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «من ایرانم» این بود که در میانه فضای سنگین و ملتهب خبر، توانست مخاطب را وارد تجربه‌ای متفاوت کند؛ تجربه‌ای که نه بر هیجان‌های زودگذر استوار بود و نه بر دوگانه‌سازی‌های مرسوم رسانه‌ای.

برنامه‌هایی که بعد از پخش تازه دیده می‌شوند 

در ارزیابی برنامه‌هایی از این جنس، بیش از هر چیز باید به ماندگاری و اثر اجتماعی آنها توجه کرد. برخی برنامه‌ها تنها در زمان پخش دیده می‌شوند و خیلی زود از حافظه مخاطب کنار می‌روند اما برخی دیگر، بعد از پایان هر قسمت تازه وارد چرخه گفت‌وگو در افکار عمومی می‌شوند. «من ایرانم» از همین جنس است؛ برنامه‌ای که بخش‌هایی از آن بارها بازنشر شد، روایت‌ها و دیالوگ‌هایش در فضای مجازی دست‌به‌دست چرخید و حتی مخاطبانی فراتر از بینندگان ثابت تلویزیون پیدا کرد. همین استمرار در بازتاب اجتماعی، نشان می‌دهد که نمی‌توان درباره میزان موفقیت چنین برنامه‌هایی صرفا بر اساس یک جدول آماری قضاوت کرد. 

واقعیت این است که شبکه نسیم در ماه‌های اخیر، صرفا یک شبکه سرگرمی ساده نبوده است. این شبکه ت

لاش کرده در کنار حفظ هویت شاد و مفرح خود، به موضوعات اجتماعی و ملی نیز نزدیک شود. شبکه نسیم که در این سال‌ها موفقیت‌های زیادی در بازگرداندن چهره‌ها و سرمایه‌های تلویزیون به آنتن داشته، از ایرج طهماسب و کامران نجف‌زاده گرفته تا فرزاد حسنی و جناب‌خان و اینک شهیدی‌فر، این بار با وقوع جنگ تحمیلی سوم، به‌خوبی توانسته یک برنامه ترکیبی-گفت‌وگومحور لطیف، آگاهی‌بخش و جذاب را در بحبوحه جنگ روی آنتن ببرد. از «برمودا» گرفته تا «شاهد باش»، «ققنوس»، «مام وطن»، «نبض وطن»، «بزنگاه»، «درنگ»، «نسیما» و «نسیم‌آوا»، هرکدام به شکلی توانسته‌اند بخشی از مخاطبان عمومی را درگیر کنند و بازتابی فراتر از آنتن تلویزیون داشته باشند. نکته مهم اینجاست که بسیاری از این برنامه‌ها اساسا در زمین رقابت با شبکه خبر تعریف نشده‌اند که بخواهند در نظرسنجی‌های مربوط به ایام جنگ، همان الگوی مخاطب را ثبت کنند.

خطای سنجش همه شبکه‌ها با یک معیار 

شاید مهم‌ترین خطا در برخی تحلیل‌های اخیر همین باشد که همه شبکه‌ها و برنامه‌ها با یک معیار واحد سنجیده می‌شوند. در حالی که کارکرد رسانه‌ای شبکه خبر، شبکه سه و شبکه نسیم اساسا متفاوت است. همان‌طور که در ایام جام جهانی طبیعی است مخاطب به سمت شبکه ورزش و شبکه سه برود، در شرایط بحران نیز شبکه خبر در مرکز توجه قرار می‌گیرد. اما این جابه‌جایی مقطعی، به معنای حذف سایر گونه‌های برنامه‌سازی نیست. 

می‌توان گفت بخشی از تحلیل‌هایی که امروز درباره برنامه‌های تلویزیونی مطرح می‌شود، بدون توجه به تفاوت مأموریت شبکه‌ها و جنس مصرف مخاطب در شرایط مختلف شکل گرفته است. درباره برنامه‌هایی مانند «من ایرانم» که بر هویت ملی و مفهوم مام میهن تأکید دارند، بیش از هر چیز باید به ماندگاری در حافظه مخاطب و بازتاب اجتماعی محتوا توجه کرد. برنامه‌ای که هر روز بخش‌هایی از آن بازنشر می‌شود، دیالوگ‌هایش در فضای مجازی می‌چرخد و اجرای مجری‌اش در بین مخاطبان مورد اقبال قرار گرفته، بعید است در دایره برنامه‌های کم‌مخاطب قرار بگیرد؛ حتی اگر در یک نظرسنجی بحران‌محور، نامش کمتر تکرار شده باشد.

5959

گردآوری شده از:خبرآنلاین

اخبار مرتبط

ارسال به دیگران :

آخرین اخبار

همکاران ما