مقاله در ساعت 2026-05-14 14:00:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
از کن تا ونیز/ جنگ غزه و پایان عصر بیطرفی جشنوارههای فرهنگی/ از استعفای دستهجمعی داوران تا حمله پلیس به معترضان میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
زینب کاظمخواه: در کن 2026 زمینههای سیاسی فراوانی وجود دارد و همچنان بحث جنگ غزه موضوع داغ بحثهاست. البته این بحث ریشه در جشنواره برلین دارد. در فوریه گذشته، ویم وندرس، رئیس هیئت داوران برلین، در پاسخ به سوالی درباره موضع جشنواره نسبت به اسرائیل و غزه گفت: «ما باید از سیاست دور بمانیم، زیرا اگر فیلمهای آشکارا سیاسی بسازیم، وارد عرصه سیاست میشویم.» این اظهارنظر که قرار بود تنش را کم کند، نتیجه معکوس داد. وندرس متهم به بیتوجهی به واقعیتهای روز شد و کنفرانسهای مطبوعاتی برلین به صحنه فشار بر بازیگران درباره دیدگاههایشان در مورد غزه و «ظهور فاشیسم» تبدیل گشت.
البته که ورود سیاست به جشنوارهها موضوعی بیسابقه نیست. در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، جشنوارههای بزرگ فرهنگی و هنری جهان ـ از کن و برلین گرفته تا ونیز، یوروویژن و اسکار ـ صحنهی اعتراضات، تحریمها و استانداردهای دوگانهای بودهاند که کمتر در تاریخ این رویدادها دیده شده است. جنگ غزه، خطکشیهای تازهای بر فرش قرمزها و سالنهای سینما کشیده و هنرمندان را در موقعیتی دشوار قرار داده: یا سکوت کنند یا بهای حرفهای آن را بپردازند. از سخنرانی آتشین پل لاورتی در کن و استعفای دستهجمعی داوران ونیز، تا تحریم بیسابقه پنج کشور در یوروویژن و فریاد «فلسطین آزاد» خاویر باردم در اسکار ـ این گزارش مروری است بر تلاقی اجباری هنر و سیاست در مهمترین رویدادهای فرهنگی این سالها.
پل لاورتی و شرم هالیوود
«آفت روزگار هنگامی است که دیوانگان، نابینایان را رهبری کنند.» این جمله از شاه لیر شکسپیر را پل لاورتی، فیلمنامهنویس برنده نخل طلا، در نشست خبری جشنواره کن ۲۰۲۶ نقل کرد؛ جملهای که به سرعت از یک ارجاع ادبی فراتر رفت و به خلاصهای از وضعیت امروز جشنوارههای بزرگ فرهنگی جهان تبدیل شد. از کن تا یوروویژن، از برلین تا ونیز و اسکار، مرز میان هنر و سیاست در حال فرو ریختن است. جشنوارههایی که زمانی بهعنوان پناهگاه هنر شناخته میشدند، اکنون در خط مقدم مناقشههای اخلاقی، جنگها، تحریمها و اعتراضهای جهانی قرار گرفتهاند تا شاید صدای هنرمندان برای مخالفت با جنگ رساتر از مردمان عادی باشد.
نقطه شروع این گزارش از جشنواره کن است که این روزها در حال برگزاری است و سیاست بر آن سایه افکنده است. این جشنواره با یک پرسش بنیادین آغاز شد: آیا سینما باید درباره جنگ غزه سکوت کند یا نه؟
در یکی از نشستهای جنجالی، پل لاورتی، فیلمنامهنویس برنده نخل طلا، با اشاره به فشارهای صنعتی علیه هنرمندان گفت برخی چهرههای شناختهشده به دلیل مواضعشان درباره غزه با حذف حرفهای روبهرو شدهاند. او این وضعیت را «شرمآور» خواند. لاورتی از سوزان ساراندون نام برد که پس از شرکت در یک راهپیمایی حامی فلسطین، آژانس استعدادیابیاش قراردادش را با او فسخ کرد و به گفته خودش «حتی حضور در تلویزیون برایش غیرممکن شد». از ملیسا باررا، بازیگر مجموعه «جیغ» یاد کرد، که به خاطر فعالیت در شبکههای اجتماعی از نقش اصلی فیلم اخراج و آژانسش هم او را رها کرد. و از خاویر باردم اسم برد، که در مراسم اسکار شعار «فلسطین آزاد» سر داد و بعداً اعتراف کرد چند پیشنهاد کاری به خاطر همین موضعگیری از دست داده است.
در مقابل، رئیس هیئت داوران، پیتر جکسون، تأکید کرد هنر و سیاست قابل تفکیک نیستند اما باید در قالب هنری باقی بمانند. با این حال، غیبت محسوس برخی استودیوهای بزرگ هالیوودی در بخش رقابتی، نشانهای از فشارهای بیرونی بر جشنواره تلقی شد.
یوروویژن؛ تحریم پنج کشور
اما جنجال سیاسی تنها به کن امسال محدود نشده است. مسابقه آواز یوروویژن ۲۰۲۶ که در ۱۶ مه در وین برگزار میشود، با بزرگترین بحران مشروعیت در دهههای اخیر روبهرو است. پنج کشور اروپایی ـ اسپانیا، ایرلند، هلند، اسلوونی و ایسلند ـ نه تنها از شرکت در مسابقه انصراف دادند، بلکه پخش زنده آن را نیز در کشور خود تحریم کردند. دلیل اصلی این بحران، حضور اسرائیل در رقابت بود. آنچه این موضوع را به یک رسوایی تمامعیار تبدیل کرد، تضاد آشکار با تصمیمات پیشین برگزارکنندگان بود: روسیه به دلیل جنگ با اوکراین از همان ابتدا از یوروویژن حذف شد، اما هنگامی که نوبت به اسرائیل رسید، متصدیان مسابقه از اعمال هرگونه تحریم خودداری کردند و حتی در برابر فشارهای گسترده، بر حضور این کشور اصرار ورزیدند.
این کوتاه آمدن و اعمال استاندارد دوگانه، هزینه سنگینی برای برگزارکنندگان داشت. رسانههای اروپایی به تفصیل به این تناقض پرداختند: «چرا روسیه تحریم میشود اما اسرائیل نه؟» منتقدان، اتحادیه پخش اروپایی (EBU) را به دوگانگی رفتاری متهم میکنند، چون روسیه بعد از حمله همهجانبه به اوکراین در ۲۰۲۲ از یوروویژن کنار گذاشته شد.
همزمان، گزارشهای محرمانهای از هزینههای سنگین لابیگری توسط گروههای طرفدار اسرائیل برای تضمین حضور این کشور در مسابقه منتشر شد. این گزارشها نشان میدهد که فشارهای دیپلماتیک و مالی گستردهای به شبکههای پخشکننده و اتحادیه پخش برنامههای اروپایی (EBU) اعمال شده تا مانع از تکرار سرنوشت روسیه برای اسرائیل شوند.
پنج کشوری که از مسابقه کنار کشیدند، تحریم خود را دسامبر سال قبل اعلام کردند. این اتفاق بعد از آن افتاد که به اسرائیل اجازه داده شد در مسابقه شرکت کند، بدون اینکه به کشورهای عضو فرصت رأیدادن داده شود. این موضوع، تنشِ شدیدی را به اوج رساند که از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و بمباران غزه توسط اسرائیل شروع شده بود.
واکنش عمومی نیز تند و گسترده بود. در وین، شهر میزبان، هزاران نفر در خیابانها تظاهرات کردند و خواهان تحریم کامل اسرائیل شدند. گروههای هنری و صنفی نیز بیانیههایی صادر کردند و از شرکتکنندگان خواستند به نشانه اعتراض از مسابقه خارج شوند. در نهایت، یوروویژن که با شعار «متحد شدن از طریق موسیقی» متولد شده، در این دوره بیش از هر زمان دیگری به صحنهای برای رقابتهای تلخ سیاسی تبدیل شد.
دوسالانه ونیز ۲۰۲۶؛ پلیس ضدشورش، غرفههای بسته و استعفای داوران
اما دوسالانه ونیز ۲۰۲۶ یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ خود را تجربه کرد. ماجرا از بازگشایی پاویون روسیه آغاز شد ـ تصمیمی که مدیریت جشنواره علیرغم مخالفت دولت ایتالیا و تهدید اتحادیه اروپا به قطع ۲ میلیون یورو بودجه گرفت. سپس بحث حضور کشورهای درگیر در جنگهای غزه و ایران، فضا را کاملاً سیاسی کرد. هیئت داوران اعلام کرد در شرایط فعلی امکان داوری بیطرفانه وجود ندارد و دستهجمعی استعفا داد.
اما اوج تنش در روز جمعه ۸ مه بود. هزاران نفر از هنرمندان، کارگران فرهنگی و فعالان اجتماعی در خیابانهای ونیز راهپیمایی کردند. ائتلاف «هنر نسلکشی نیست» (ANGA) و گروههای محلی این اعتصاب را سازماندهی کردند. دستکم ۲۷ غرفه ملی از جمله اتریش، بلژیک، فرانسه، اسپانیا، هلند، ترکیه، لبنان، کره جنوبی، ایسلند، فنلاند، و همچنین غرفه کاتالونیا و قبرس تعطیل یا نیمهتعطیل شدند.
غرفه اسرائیل در آرسناله با صفآرایی پلیس ضدشورش ایتالیا روبهرو شد. معترضان دستان خود را بالا بردند تا تماسی با پلیس نداشته باشند، اما مأموران با باتوم و سپر به آنها حمله کردند. همزمان، غرفه بلژیک ورودی خود را با ردیفی از پلاکهای سفید حاوی واژه «ایست» مسدود کرد. غرفه ژاپن بیانیهای با عبارت «نه به با هنرشویی (شستن کثافات سیاسی و اقتصادی با سوء استفاده از لطافت و زیبایی هنر) نه به غرفه نسلکشی» نصب کرد (اصطلاحی که معترضان به غرفه اسرائیل اطلاق میکنند). غرفه بریتانیا نیز تعطیل بود اما علت را «اعتراض کارگران فرهنگی ایتالیا» اعلام کرد.
نینا کاچادوریان، هنرمند حاضر در نمایشگاه اصلی، گفت: «من از خانوادهای از بازماندگان نسلکشی میآیم. هرکسی که وجدان دارد باید بفهمد آنچه در غزه میگذرد نسلکشی است و به هر شکل ممکن بایستد.»

محمد جوهه، هنرمند فلسطینی متولد غزه که مادر و خواهرش در حمله هوایی اسرائیل کشته شدند، فریاد زد: «هنر نباید پوششی برای نسلکشی باشد. از همه هنرمندان میخواهم در برابر سیاهنمایی هنری قتلعام مقاومت کنند.»
گابریل گولیات، هنرمند آفریقای جنوبی که نمایشگاه کشورش به دلیل سوگواری برای قربانیان غزه لغو شده بود (و او اثرش را در کلیسایی در ونیز برپا کرد)، گفت: «بدون همراهی این همه همدل شجاع، هرگز نمایشگاه جایگزین ما ممکن نبود.»
معترضان در بیانیهای مشترک اعلام کردند: «هیچ هنرمند و کارگر فرهنگی نباید در یک سکو با دولتی که مرتکب نسلکشی میشود، سهیم باشد.» این اعتصابات در ۱۳۱ سالگی دوسالانه ونیز، آن را به کانون اصلی اعتراضات سیاسی سال تبدیل کرد.
برلیناله؛ ویم وندرس و انصراف نویسنده بوکِر
اما برلیناله در سال ۲۰۲۶ به نقطه برخورد مستقیم میان سیاست داخلی و فضای فرهنگی تبدیل شد. ماجرا با اظهارنظر ویم وندرس رئیس هیئت داوران آغاز شد زمانی که او با پرسشهایی درباره جنگ غزه روبهرو شد، در پاسخ به این سؤال که آیا فیلمها میتوانند موجب تغییرات سیاسی شوند، گفت: «فیلمها میتوانند جهان را تغییر دهند اما نه به شیوهای سیاسی.»
همزمان اوا پوشچینسکا، تهیهکننده لهستانی و دیگر عضو هیات داوران برلین نیز در پاسخ به پرسشی درباره حمایت دولت آلمان از اسرائیل، این سؤال را پیچیده و تا حدی ناعادلانه خواند و گفت: «ما نمیتوانیم مسئول تصمیم آنها برای حمایت از اسرائیل یا تصمیم برای حمایت از فلسطین باشیم.»
به دنبال این صحبتها آرونداتی روی، نویسنده برنده بوکر، در اعتراض به اظهارات رئیس هیات داوران جشنواره فیلم برلین مبنی بر لزوم «دوری هنر از سیاست»، از حضور در این رویداد انصراف داد و این دیدگاه را تلاشی برای خاموش کردن گفتوگو درباره آنچه در غزه میگذرد توصیف کرد.
از دیگر مهمانان سرشناسی که درباره موضوعات سیاسی مورد پرسش قرار گرفتند، میتوان به نیل پاتریک هریس بازیگر آمریکایی اشاره کرد که درباره اینکه آیا سینما میتواند با فاشیسم مقابله کند، مورد سوال قرار گرفت. روپرت گرینت، بازیگر انگلیسی مجموعه فیلمهای «هری پاتر» نیز در پاسخ به پرسشی در جشنواره فیلم برلین درباره ظهور فاشیسم و سیاستهای راست افراطی گفت: «واضح است که من مخالف آن هستم. اما من زمان صحبت کردنم را انتخاب میکنم و فکر میکنم بله، این موضوع اکنون بسیار مرتبط است.»
همچنین هانا برگولم، فیلمساز فنلاندی هم در مورد دلیل استفاده از سنجاق سینه برای ابراز همبستگی با فلسطین گفت: به عنوان انسانهای بالغ، فکر میکنم ما مسئولیت داریم که علیه خشونت و بیعدالتی صحبت کنیم.
پرچم فلسطین روی صحنه برلین
اما سیاسیترین حرکت این جشنواره در افتتاحیهاش رخ داد زمانی که عبدالله الخطیب برنده جایزه فیلم اول برلیناله برای فیلم «وقایعنگاریهایی از یک محاصره»، پرچم فلسطین را روی صحنه آورد و سخنرانی خود را با فراخوان «آزادی فلسطین» به پایان رساند. وی همچنین از دولت آلمان به دلیل آنچه که او «همدستی» در اقدامات اسرائیل توصیف کرد، انتقاد کرد و گفت: خوشحالم که اینجا هستم تا این جایزه را بگیرم، اما من فلسطینی هستم، بنابراین باید از این لحظه برای صحبت در مورد فلسطین استفاده کنم. من فقط به یک دلیل تحت فشار زیادی برای شرکت در برلیناله بودم، اینکه اینجا بایستم و بگویم که فلسطینیها آزاد خواهند شد و روزی یک جشنواره فیلم عالی در وسط غزه، در وسط سایر شهرهای فلسطینی خواهیم داشت.

اسکار؛ از سنجاق قرمز «هنرمندان برای آتشبس» تا فریاد «فلسطین آزاد»
اما بزرگترین جایزه سینمای جهان یعنی اسکار هم از سیاست مصون نماند. واقعیت این است که جوایز اسکار که نماد اصلی صنعت سینمای آمریکاست، در سه سال اخیر به صحنهای برای صریحترین اعتراضات سیاسی بدل شده است. این دگرگونی به تدریج و با تشدید جنگ غزه، هر سال پررنگتر از سال پیش ظاهر شد.
در مراسم اسکار ۲۰۲۴، خبری از سخنرانیهای آتشین نبود، اما سنجاقهای قرمز کوچکی با عبارت «هنرمندان برای آتشبس» بر سینه بسیاری از چهرههای سرشناس دیده میشد. بیلی آیلیش، مارک رافالو و رامی یوسف از جمله افرادی بودند که این سنجاق را به رخ کشیدند. رامی یوسف در توضیح این نماد گفت: «بیایید کشتن کودکان را متوقف کنیم.» اما مهمترین لحظه آن شب را جاناتان گلیزر، کارگردان فیلم «منطقه مورد علاقه»، رقم زد. او هنگام دریافت جایزه اسکار خود، مستقیماً به جنگ در غزه اشاره کرد و گفت: «ما در اینجا به عنوان مردانی میایستیم که یهودیت خود و هولوکاست را رد میکنیم که توسط اشغالگری به انحصار درآمده است.» او این وضعیت را مصداق «انسانزدایی» نامید و حضار را به سکوت واداشت.
سال بعد، اسکار ۲۰۲۵ شاهد اعتراضات خیابانی بیسابقهای بود. طرفداران فلسطین مسیرهای منتهی به فرش قرمز را مسدود کردند و ورود ستارهها را با تأخیر مواجه ساختند. در داخل سالن، مستند «سرزمین دیگری نیست» ـ که به طور مشترک توسط یک روزنامهنگار فلسطینی و یک کارگردان اسرائیلی ساخته شده بود ـ جایزه اسکار را از آن خود کرد. سازندگان آن هنگام دریافت جایزه، از تریبون اسکار خواستار «پایان دادن به پاکسازی قومی فلسطینیها» شدند. گای پیرس، نامزد اسکار، نیز با سنجاق کوچکی با عبارت «فلسطین آزاد» روی فرش قرمز حاضر شد و بی آنکه سخنی بگوید، پیام خود را به تصویر کشید.

اما اسکار ۲۰۲۶ بود که صریحترین و بیپرواترین لحظات سیاسی را رقم زد. فیلمسازانی چون پدرو آلمودوار این دوره را «به طرز چشمگیری غیرسیاسی» ارزیابی کردند ـ شاید از سر ناامیدی از سکوت نسبی دیگران ـ اما آن شب به یاد ماندنی شد، زیرا خاویر باردم، بازیگر اسپانیایی، هنگام اهدای جایزه ناگهان فریاد زد: «نه به جنگ، و فلسطین آزاد!» صدای او در سالن طنینانداز شد و حضار با تشویقی طولانی پاسخ دادند. باردم سنجاق «No a la Guerra» (نه به جنگ) که نقاشی یک کودک پناهنده فلسطینی و نماد مقاومت است ـ بر سینه داشت. پیشتر، در فرش قرمز، او جنگ غزه را «جنگی غیرقانونی که توسط نتانیاهو و ترامپ ایجاد شده» خوانده بود. در کنار او، چند سلبریتی دیگر نیز با سنجاقهای «ICE OUT» علیه اقدامات سختگیرانه اداره مهاجرت آمریکا اعتراض کردند.
آیا این وضعیت دائمی خواهد بود؟ تجربه تاریخی نشان میدهد که جشنوارهها از بحرانهای پیشین ـ جنگ جهانی، جنگ سرد، تحریمهای فرهنگی ـ عبور کردهاند، اما هر بار با تغییر در ساختار و رویههای خود. آنچه این بار متفاوت است، جهانی بودن و بیواسطه بودن اعتراضات است: هنرمندان دیگر منتظر بیانیههای رسمی نمیمانند؛ آنها در شبکههای اجتماعی، روی فرش قرمز و در سخنرانیهای خود، بیپرواتر از همیشه موضع میگیرند حتی اگر این موضعگیری به ضرر حرفهشان باشد سکوت نمیکنند. اینکه این روند به بازتعریف مرزهای هنر و سیاست منجر شود یا به حاشیهرانی بیشتر هنرمندان منتقد، به توانایی خود جشنوارهها در حفظ استقلالشان و همچنین به ارادهٔ جامعهی جهانی برای شنیدن صداهای ناهمسو بستگی دارد ـ چیزی که در سالهای اخیر، با فشار به هنرمندانی چون خاویر باردم و سوزان ساراندون بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام فرو رفته است.
5959
گردآوری شده از:خبرآنلاین
