مرتضی رضایی؛ این یک کار ارزشمند بود که لازمهاش صبری بزرگ را میطلبید.
جدا از همه حاشیهها، سنگ اندازی ها و هزار یک چوب لای چرخ گذاشتن ها، مسئولان فدراسیون وزنهبرداری خون دل ها خوردند تا این تیم راهی مسابقات جهانی شود.
از روزی که بمب و موشک روی سر ایران هوار شد دغدغه فقط یک چیز بود؛ این تیم نباید آسیب ببیند.
این وسط خانواده ها هم نگران بودند، نگران اینکه نکند خدای ناکرده آسیبی به دردانههای شان وارد شود،انصافا حق هم داشتند.شرایط، یک شرایط عادی نبود و حمله ناجوانمردانه کوچک و بزرگ و زن و بچه نمی شناخت؛ میناب و پر پر شدن دسته گلهای ایران را محال است فراموش کنیم.
این تیم نباید آسیب می دید؛ اردوها به اردبیل منتقل شد ؛ جایی امن تر از پایتخت اما همچنان خطرناک.
هدف مشخص بود؛ در شرایط جنگی، در شرایطی که جان مهمتر از هر چیزی است شیر بچههای ایران سختی را به جان خریدند، خانواده های نگران، شب تا صبح دعا کردند تا مبادا خاری به پای آینده های این مملکت برود و مسئولان فدراسیون و در راس آنها سجاد انوشیروانی پای کار ایستادند تا امروز جوانان ایران پرچم سه زنگ و خوشگلی را در جهان به اهتزاز در بیاورند که خار چشم خیلی ها شده است.
امروز جمعی از جوانان ایران بر بام دنیا ایستادند که یادشان نرفت از کجا آمده اند و هدف شان چیست؟
آنها؛ آنجا که قند داشت در دلشان به خاطر طلای نابشان آب می شد به یاد بچه های مظلوم میناب بودند و مقابل چشم میلیون های نفر در جهان، پرچمی را نشان دادند که تصویر این طفلهای معصوم رویش بود.
آفرین به غیرتتان که مثال زدنی است.
راستی یادمان نرود اسپندی برای این شیر بچه ها دود کنیم که افتخار آفرینند و قرار است فصل جدید ی اژ وزنه برداری را در جهان رقم بزنند.
۲۵۱ ۲۵۱
گردآوری شده از:خبرآنلاین