مقاله در ساعت 2026-05-07 10:00:00 در بازتاب آنلاین منتشر شده است که با موضوع
اجرای فیلمی که فارابی پشتش ایستاد و مخالفان سنتی نتوانستند متوقفش کنند میباشد و مسئولیت این مقاله به عهده ما نیست
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در میانه دهه هفتاد خورشیدی، حدود یک دهه پس از پایان جنگ تحمیلی، سینمای دفاع مقدس کمککم به بنبست روایی و فرمولهای تکراری رسیده بود. بسیاری از فیلمهای این ژانر یا به ستایش قهرمانانِ بینقص و فداکارانی میپرداختند که هیچ ترس و تردیدی از خود نشان نمیدادند، یا در وادی مرثیهسرایی برای شهدا غرق میشدند. تماشاگر ایرانی که خود یا نزدیکانش تجربه زیسته جنگ را داشت، دیگر کمتر با این تصاویر ایدئالشده ارتباط برقرار میکرد. در چنین فضایی، ورود یک فیلمساز جسور و خوشفکر به نام «کمال تبریزی» میتوانست نفس تازهای به این ژانر فرسوده بدمد.
کمال تبریزی در سال ۱۳۷۴ با فیلم «لیلی با من است» انقلابی واقعی در ساختار روایی و زاویه دید سینمای جنگ ایران ایجاد کرد. برخلاف اغلب آثار آن دوران که قهرمانانشان را از میان فرماندهان یا رزمندگان باتجربه انتخاب میکردند، تبریزی شخصیت اصلی فیلمش را یک کارمند معمولی و تا حدودی ترسو به نام «مشکینی» (با بازیِ به یادماندنیِ پرویز پرستویی) قرار داد. مشکینی، فیلمبردار سادهای در صداوسیماست که به ناچار و برای فرار از مشکلات اداری و تحکیم موقعیت شغلیاش، تن به مأموریتی خطرناک در منطقه عملیاتی فاو میدهد. بیگمان، چنین نگاه نوینی در آن سالها نمیتوانست بدون چالش و مخالفت مواجه شود. نهادهای سنتی و متولی سینمای دفاع مقدس که به حضور طنز و کمدی در کنار رشادتهای رزمندگان حساس بودند، در ابتدا با شدت با فیلم مخالفت کردند. باور رایج این بود که جنگ موضوعی جدی، مقدس و تراژیک است و آمیختن آن با خنده و شوخی، نوعی بیاحترامی به مقام شهدا و رزمندگان تلقی میشود. حتی برخی از پیشکسوتان جنگ اصرار داشتند که هیچ رزمندهای در جبهه شوخی نمیکرده و همه چیز غرق در عبادت و رزم بوده است.
اما نقطه عطفی که سرنوشت «لیلی با من است» را دگرگون کرد، حمایت قاطعانه و استراتژیک فارابی بود. این نهاد که متولی اصلی سینمای انقلاب و دفاع مقدس به شمار میرفت، با درک عمیق نیاز به نوزایی و پرهیز از تکرار ملالآور، از ایده کمال تبریزی دفاع کرد.
«لیلی با من است» پس از اکران، واکنشهای دوگانه و تندِ منتقدان و مخالفان و موافقان را برانگیخت. برخی آن را توهینآمیز و سطحی خواندند و گروهی آن را جرقهای برای احیای سینمای جنگ تلقی کردند. اما آنچه مسلم است، استقبال چشمگیر تماشاگران و منتقدان حرفهای از این فیلم بود. این اثر موفق شد در جشنواره فیلم فجر همان سال جوایز متعددی از جمله بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل را از آن خود کند و پس از آن نیز در اکران عمومی، فروش بسیار خوبی را تجربه کرد. نامزدی برای جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان (که در نهایت به فیلم دیگری از ایران نرسید) نشاندهنده اثربخشی فرامرزی این نگاه تازه بود.
از منظر تاریخ سینمای ایران، «لیلی با من است» تنها یک فیلم جنگی موفق نبود، بلکه مبدأ و منشأ تحولاتی شد که بعدها در آثاری چون «اخراجیها» (مسعود دهنمکی) و «طبل بزرگ زیرپای چپ» (کاظم معصومی) به ثمر نشست.
برای مطالعه متن کامل این گزارش اینجا کلیک کنید.
۵۹۲۴۴
گردآوری شده از:خبرآنلاین